آیا «مدلهای زبانی هوشمند» همردیف تکنولوژیهای گذشته خواهند بود؟
اثر هوش مصنوعی بر بازار کار
بررسی ابعاد گسترده ورود AI به جوامع (قسمت اول)
با پیشرفت فناوری، بهطور دورهای این ترس ایجاد شده است که پیشرفت باعث نابودی شغلها و معیشت مردم خواهد شد. تاریخ میآموزد که این ترسها معمولا بیجا و بیاساس هستند. یک قرن و نیم پیش، بیشتر مردم روی مزارع کار میکردند و روزی ۱۰ ساعت مشغول کارهای طاقتفرسا بودند. تکنیکهای مدرن کشاورزی، میزان نیروی کار مورد نیاز برای مدیریت مزارع را به شدت کاهش داده است. با این حال، این تحولات به بیکاری گسترده منجر نشده است و کمتر کسی حسرت زندگی دشواری را میخورد که زمانی در جریان بود. تکرار جدید این ترس، «هوش مصنوعی» یا همان AI است. قابلیتهای برنامههای کامپیوتری، بهویژه با انتشار ChatGPT در اواخر سال ۲۰۲۲، رشد نمایی داشته است. شرکتهای فناوری میلیاردها دلار در توسعه هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردهاند و یک «تب طلا» در عرصه فناوری ایجاد کردهاند. کسبوکارها با فریاد و اشتیاق خواهان پیوستن به این روند هستند؛ هم به این دلیل که از عقب ماندن میترسند و هم به این دلیل که فرصتهای واقعی را در توسعه ابزارهای بر پایه هوش مصنوعی پیشبینی میکنند.
۹۵درصد از مدیرعاملان میگویند که نسبت به پذیرش هوش مصنوعی خوشبین هستند و این فناوری را تحولآفرین مینامند. تنها ۵درصد از این مدیران عامل، هوش مصنوعی را مبالغهآمیز میدانستند. مارک پن، رئیس شرکت استگول گفت: «آنها فکر میکنند این فناوری به بهرهوری اضافه خواهد کرد، به اقتصاد کشور کمک میکند، اقتصاد جهانی را بهبود میبخشد و رقابتپذیری را ارتقا میدهد؛ اما بازار اشتغال را تضعیف خواهد کرد.»
رقابت برای توسعه فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی بر این باور استوار است که این فناوری مرحله بزرگ بعدی در اتوماسیون (خودکارسازی) خواهد بود و طیف متنوعی از وظایف انسانی را به همان روشی که ماشینهای ظرفشویی نیاز به شستن دستی ظروف را از بین بردند، حذف خواهد کرد. تفاوت اینجاست که این بار مشاغل از دست رفته در حرفههای با مهارت بالاتری هستند که قبلا تصور میشد در برابر جایگزینی توسط ماشینها مصون هستند؛ زیرا به دانش و مهارتهای تفکر انتقادی نیاز داشتند. به نظر میرسد عصر کامپیوترهای دارای شعور و احساس در حال طلوع است و این موضوع میتواند پیامدهای عمیقی داشته باشد.
روزنامه والاستریت ژورنال گفت: «اگر هوش مصنوعی از هوش انسانی پیشی بگیرد و توانایی بهبود خود را بهدست آورد، میتواند برتری علمی، اقتصادی و نظامی تزلزلناپذیری را به کشوری که آن را کنترل میکند اعطا کند.» آیا این نوآوریها به قیمت از دست رفتن شغلها تمام خواهند شد؟ هوش مصنوعی بدون شک به «تخریب خلاق» منجر خواهد شد که در آن، همراه با پیشرفتها، ممکن است برخی از شغلها منسوخ شوند و در نتیجه کسانی که نتوانند خود را با این تغییرات وفق دهند، عقب خواهند ماند. با این حال، این نگرانیها احتمالا بزرگنمایی شدهاند. نوآوری از نظر تاریخی باعث بیکاری گسترده در اقتصاد کلان نشده است. نوآوری معمولا با افزایش خالص اشتغال همراه بوده است؛ زیرا صنایع اطراف با تغییرات سازگار میشوند و در این فرآیند مشاغل جدیدی ایجاد میکنند. ظهور خودرو ممکن است در ابتدا برای چرمسازانی که شلاقهای کالسکه و لگام اسب را میساختند مشکلساز بوده باشد؛ اما صنعت چرمسازی را نابود نکرد. به هر حال، یک نفر باید چرمی را میساخت که صندلیهای خودروهای خروجی از خطوط مونتاژ را میپوشاند.
بیل بیچ، اقتصاددان و رئیس سابق اداره آمار نیروی کار، خاطرنشان میکند که هوش مصنوعی نه تنها یک فناوری جدید است، «بلکه شکل جدیدی از نیروی کار نیز هست و این دقیقا همان بخشی است که همه را سردرگم کرده است». هوش مصنوعی پیشرفتی فناورانه برخلاف هر آن چیزی است که پیش از این آمده است. هشداردهندگان، از این تازگی و عدم قطعیتی که به همراه میآورد استفاده میکنند تا همان پیشبینیهای بدبینانهای را تکرار کنند که در هنگام وقوع انقلابهای فناورانه قبلی انجام داده بودند. با این حال، اگرچه هوش مصنوعی ممکن است متفاوت باشد؛ اما باید انتظار داشته باشیم همانطور که اقتصاد با نوآوریهای قبلی سازگار شد، با هوش مصنوعی نیز سازگار شود.
پیشبینیهای مربوط به اختلال در مشاغل
موجهای جدید فناوری از نظر تاریخی باعث اختلال در مشاغل شدهاند. با توجه به اینکه فناوریها اغلب برای شبیهسازی وظایفِ انجامشده توسط انسانها طراحی میشوند، سطح مشخصی از جابهجایی شغلی اجتنابناپذیر است. با این حال، استخراج و سنجش اثر واقعی بر مجموع اشتغال اصلا کار آسانی نیست. پیشبینیها از اختلالات جزئی تا تحولات بزرگ اقتصادی متغیر است. نظرسنجی مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در سال۲۰۲۵ نشان داد که ۴۰درصد از کارفرمایان انتظار دارند که بتوان از هوش مصنوعی برای کاهش نیروی کار استفاده کرد. این نظرسنجی پیشبینی کرد که روندهای هوش مصنوعی و فناوریهای مرتبط ۱۱میلیون شغل ایجاد میکنند و در عین حال جایگزین ۹میلیون شغل میشوند.
نظرسنجی مجمع جهانی اقتصاد همچنین نشان داد که ۸۶درصد از کسبوکارها انتظار دارند فناوری، بهویژه هوش مصنوعی، عملیات آنها را تا سال۲۰۳۰ دگرگون کند. گزارشی در سال۲۰۲۳ توسط این مجمع پیشبینی کرد که اتوماسیون تا سال۲۰۲۷ باعث نابودی ۸۳میلیون شغل و ایجاد ۶۹میلیون شغل خواهد شد. این به معنای از دست رفتن خالص ۱۴میلیون شغل (۲درصد از نیروی کار جهانی) است. هوش مصنوعی به عنوان یک عامل محرک ذکر شد، اگرچه تنها عامل نبود.
گزارشی در سال ۲۰۲۵ توسطIndeed Hiring Lab نشان داد که ۸۰درصد از مشاغل، به طور معمول یا شدیدی توسط هوش مصنوعی دگرگون خواهند شد. گزارش سال۲۰۲۳ شرکت مککینزی پیشبینی کرد که تا سال۲۰۳۰، حدود ۳۰درصد از ساعتهای کاری فعلی میتواند با اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی جایگزین شود. این گزارش دریافت که بزرگترین از دست دادن مشاغل در آینده در بخشهای پشتیبانی دفتری، خدمات مشتریان و خدمات غذایی رخ خواهد داد. اینها حرفههای با مهارت کمتری هستند که بهطور سنتی با اتوماسیون جایگزین شدهاند، نه آنهایی که هوش مصنوعی بهعنوان جایگزین آنها تبلیغ شده است؛ یعنی مشاغلی که نیازمند تفکر انتقادی یا دانش تخصصی هستند. اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی، به نام کارآیی، به ۱.۶میلیون کارمند کمتر، ۸۳۰ هزار فروشنده خردهفروشی کمتر، ۷۱۰ هزار دستیار اداری کمتر و ۶۳۰ هزار صندوقدار کمتر منجر خواهد شد. اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل، در سال ۲۰۲۵ پیشبینی کرد که ظرف یک سال، بیشتر کارهای برنامهنویسی توسط هوش مصنوعی انجام خواهد شد.
گزارشی در اکتبر۲۰۲۵ در والاستریت ژورنال درباره تعدیل نیرو در آمازون و سایر شرکتها نوشت: «در پشت موج تعدیل نیروی یقه سفیدها (کارمندان اداری)، تا حدودی استقبال شرکتها از هوش مصنوعی قرار دارد؛ هوش مصنوعی که مدیران امیدوارند بتواند بخش بیشتری از کارهایی را که کارمندان یقه سفید با دستمزد بالا انجام میدادند، دست بگیرد. سرمایهگذاران، ارکان اصلی مدیریت ارشد (C-suite) را فشار میآورند تا با کارمندان کمتری کارآمدتر کار کنند.... مشاغل یقه سفیدی که در آستانه حذف قرار دارند، نقشهایی بودهاند که بسیاری از کارگران آمریکایی آرزوی دست یافتن به آنها را داشتند.»
گلدمن ساکس پیشبینی کرد که تا ۵۰درصد از مشاغل میتوانند تا سال۲۰۴۵ با پیشران هوش مصنوعی مولد و روباتیک بهطور کامل خودکار شوند. گلدمن ساکس پیش از این برآورد کرده بود که ۳۰۰میلیون شغل ممکن است بهدلیل هوش مصنوعی از دست برود که ۲۵درصد از بازار کار جهانی را تحتتاثیر قرار میدهد. جیمی دیمون، مدیرعامل جیپی مورگان چیس، در نامه سال۲۰۲۵ به سهامداران برآورد کرد که هوش مصنوعی ظرف ۱۵سال آینده بر وظایف تکراری تسلط خواهد یافت.
برای برخی، مانند سناتور برنی سندرز، عضو ارشد کمیته بهداشت، آموزش، نیروی کار و مستمریها، هوش مصنوعی چیزی کمتر از یک تهدید وجودی برای توانایی میلیونها نفر در کسب روزی و معیشت نیست. او در جلسه استماع کمیته در اکتبر ۲۰۲۵ گفت: «نیروی کار مصنوعی نه تنها میتواند میلیونها نفر را از شغل فعلیشان بیکار کند، بلکه میتواند جایگزین مشاغل جدیدی شود که میتوانستند ایجاد شوند. به کارگر کارخانهای که شغل خود را از دست میدهد نمیتوان گفت برنامهنویسی یاد بگیرد، اگر نیروی کار مصنوعی شغل برنامهنویسی را هم بگیرد. دستکم، نیروی کار مصنوعی میتواند جابهجایی شغلی سریع و بیثباتکنندهای را به همراه داشته باشد.» سندرز گفت: «هوش مصنوعی میتواند تا ۹۷میلیون شغل را ظرف ۱۰سال آینده جایگزین کند.» این سناتور این برآورد را از ChatGPT بهدست آورده بود و تحلیل خود را بدون هیچگونه لحن کنایهآمیزی ارائه داد. او بعدا اذعان کرد: «واقعیت این است که هیچکس نمیداند چه اتفاقی خواهد افتاد.»

مشاغل و نوآوری؛ درسهای تاریخ
تاریخچه خودرو یکی از بهترین درسها را درباره نحوه تاثیر نوآوری بر اشتغال ارائه میدهد. ساخت خودرو در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد و تا سال۱۹۱۷، این صنعت در ایالات متحده در مجموع ۱۷۵هزار نفر را در شغلهایی که قبلا وجود نداشتند، بهکار گرفت. امروز، همین صنعت کمی کمتر از یکمیلیون نفر را در استخدام خود دارد. در سال ۱۹۱۳، نوآوری خط مونتاژ هنری فورد اجازه داد خودروها با سرعت بیشتر و کارگران کمتری تولید شوند. از آن زمان، طراحیهای خودرو به طور مداوم بهبود یافت، آنها را سریعتر، جادارتر و دارای قابلیت مانور بیشتر کرد و امکانات رفاهی مانند تهویه مطبوع را در آنها گنجاند. خود خط مونتاژ بهطور فزایندهای خودکار شد و امکان تولید حتی بیشتری را با استفاده از کارگران حتی کمتری فراهم کرد. با این حال، این تغییر جنجالی شد؛ زیرا اتحادیهها آن را باعث از بین رفتن شغلها میدیدند. اتحادیهها با روند رو به رشد اتوماسیون مخالفت کردند.
در اواسط سال۱۹۷۹، اشتغال کلی در بخش تولید ایالات متحده به اوج 19.5میلیون نفر رسید. این رقم، قبل از اینکه در دسامبر۱۹۸۹ به 17.9میلیون نفر بازگردد، در سال۱۹۸۳ به حضیض 16.7میلیون نفر کاهش یافت. در سه دهه و نیم پس از آن، اگرچه میزان تولید به طور ملموسی افزایش یافته است، بخش تولید به 12.5میلیون نفر کاهش یافته است. این صنعت با امکانات کمتر، میزان بیشتری تولید میکند. بخش تولید خودرو بهطور خاص در دهه۱۹۸۰ آسیب دید و از یکمیلیون کارگر در سال۱۹۷۹ به حضیض ۷۷۰هزار نفر تا سال۱۹۸۲ رسید؛ اما در نهایت در سال۱۹۹۸ به سطح فعلی خود یعنی حدود یکمیلیون نفر بازگشت. این دوره همچنین دوره رقابت شدید بینالمللی بود و آلمان و ژاپن سهم بازار آمریکا، بهویژه بازار داخلی خودرو را بلعیدند.
یکی از دلایلی که آلمان و ژاپن در وهله اول سهم بازار را از صنعت خودروی ایالات متحده گرفتند، این بود که آنها در اتوماسیون سریعتر عمل کردند که باعث شد تولید خودروهایشان ارزانتر تمام شود. این خودروهای ساخت خارج، سوخترسانی کارآمدتری نیز داشتند. اقتصاد ایالات متحده در سال۱۹۸۰ وارد یک رکود شدید شد بنابراین عموم خریداران خودرو شروع به سوئیچ کردن به واردات ارزانتر خارجی کردند. تنها در یک سال، یعنی از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰، سهم بازار خودروهای خارجی در ایالات متحده از 21.2درصد به 26.1درصد جهش یافت. فروش خودروهای ساخت آمریکا در همان دوره ۲۰درصد سقوط کرد. تولیدکنندگان آمریکایی مجبور بودند خطوط مونتاژ خود را خودکار کنند تا صرفا مزیت رقابتی خود را حفظ کنند. این اقدام باعث از دست رفتن شغلهایی در صنعت خودروی داخلی شد؛ اما تا پایان آن دهه، این صنعت به حدود ۹۰۰هزار شغل بازگشت و امروز این تعداد روی یکمیلیون نفر قرار دارد. خلاصه اینکه، این مقاومت در برابر اتوماسیون بود که به دیترویت ضربه زد و اتوماسیون بود که آن را نجات داد.
این تجربه همچنین نشان میدهد که ایالات متحده جدا از بقیه جهان عمل نمیکند. اقتصاد ایالات متحده در ۲۰سال گذشته غالب بوده است؛ این غلبه تا حدودی به این دلیل بوده که پذیراترین اقتصاد در برابر فناوریهای جدید بوده است. اگر ایالات متحده بهدلیل ترس از دست رفتن شغلها مانع صنعت هوش مصنوعی خود شود، ممکن است رهبری خود را در سطح کل اقتصاد به جای فقط یک صنعت از دست بدهد. طبق نظرسنجی وزارت کار، بخش تولید ایالات متحده در رکود سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۲ حدود 2.3میلیون شغل را از دست داد و تا سال۱۹۸۴ حدود 1.5میلیون شغل را بازیافت، که به معنای از دست رفتن خالص ۸۰۰هزار شغل در آن دوره چهارساله است. در طول دهه۱۹۸۰، بخش خدمات ایالات متحده توسط حدود ۱۰میلیون شغل رشد کرد. رشد در بخشهایی مانند حملونقل کالا (کشتیرانی)، که با تقاضا برای صادرات اکنون ارزانتر ایالات متحده تقویت شده بود، به این نتیجه کمک کرد.
در مجموع، نرخ بیکاری ایالات متحده در اواسط سال۱۹۷۹ برابر با 5.9درصد و تا اواسط سال۱۹۸۹ برابر با 5.3درصد بود. در همین دوره، جمعیت در سن کار 21.5میلیون نفر یا حدود ۱۳درصد افزایش یافت. بنابراین، درحالیکه برخی از مشاغل تولیدی از دست رفتند، بیکاری کلی در واقع در طول آن دوره با وجود افزایش جویندگان کار، اندکی کاهش یافت. مشاغل جدید در زمینههای جدید توسط اتوماسیون ایجاد شدند. یک نفر باید با ماشینها کار میکرد، آنها را میساخت و نگهداری میکرد و آنها را به کشورهای خارجی حمل میکرد. این ماهیت اتوماسیون است: تمرکز بر حذف وظایف خستهکنندهتر و آزاد کردن زمان، نیروی کار و منابع برای دیگر فعالیتها و امور.
نوآوری نه تنها به مشاغل جدیدتر، بلکه به دستمزد بالاتر و سطوح بالاتر زندگی منجر میشود. جیمز بسن، مورخ، دستمزدهای واقعی ساعتی را برای بافندگان و ریسندگان در نیمه اول قرن نوزدهم محاسبه کرد. با شروع حدود سال ۱۸۶۰، کارخانهها فناوریهای جدیدی مانند دستگاه بافندگی مکانیکی را پذیرفتند که افزایش تولید را تا ۴۰برابر به آن نسبت دادهاند. تحقیقات بسن نشان داد که دستمزد کارگران در سه دهه قبل از ۱۸۶۰ راکد بود؛ اما در سه دهه بعدی بهطور چشمگیری افزایش یافت. نظریه او این است که در غیاب فناوری، بازار منسوجات راکد بود. این نوآوری فناورانه تولید را افزایش داد، بازار محصولات پارچهای را گسترش داد و نیاز به کارگران با مهارت متوسط و همچنین کارگران بیشتر با مهارتهای تخصصی، مانند کار با ماشینآلات یا نگهداری از آنها را ایفا کرد.
دیدگاه کارگران درباره فناوری جدید
دیدگاه یک کارگر درباره یک فناوری جدید و نوظهور، مستقیما با ترسهای او از اینکه فناوری بر تواناییاش در تامین معیشت تاثیر بگذارد، مرتبط است. در دهه۱۹۹۰، افراد کمی در میان نیروی کار کل، ظهور اینترنت را به عنوان یک تهدید میدیدند، با وجود اینکه اینترنت تحول واقعی در نحوه انجام کارها ایجاد کرد. اینترنت و ظهور ویدئوهای استریمینگ (پخش آنلاین)، کسبوکار کرایه ویدئو را نابود کرد و به افول کتابفروشیهای زنجیرهای مانندBorders کمک کرد. اما اکنون کمتر کسی از دست رفتن چنین مشاغل خردهفروشی را یک تراژدی میداند و بسیاری، از فرمتهای جدید کتابها و فیلمها استقبال کردند.
نظرسنجی سال۱۹۹۵ گزارش داد که ۷۲درصد از پاسخدهندگان، کامپیوترها و اینترنت را اگر نگوییم سودمند، دستکم با شغل خود سازگار میدیدند. تنها ۲۴درصد درباره اثرات آن نگرانی داشتند. هوش مصنوعی نتیجه به شدت متفاوتی داشته و باعث ایجاد نگرانی و اضطراب گستردهای شده است؛ زیرا پتانسیل جایگزینی کارگران را دارد. نظرسنجی شبکه CNBC در سال۲۰۲۵ گزارش داد که ۶۸درصد از کارگران با هوش مصنوعی احساس ناراحتی میکردند. تنها ۳۱درصد به آن نگاه مثبتی داشتند. گرگ ایپ، ستوننویس والاستریت ژورنال خاطرنشان کرد: «هوش مصنوعی میتواند تشویشآفرین باشد حتی اگر با هیچ تهدید مستقیمی از سوی آن مواجه نباشید؛ چراکه حس کنترل شما را تضعیف میکند.»
با این حال، منتقدانی مانند سناتور سندرز استدلال میکنند که اینبار نتیجه متفاوت خواهد بود و شکلهای به اندازه کافی پیشرفته هوش مصنوعی میتوانند حرفههایی را هدف قرار دهند که قبلا در برابر تغییرات فناورانه مصون بودند. انجمن نویسندگان آمریکا (WGA) و اتحادیه بازیگران فیلم و تلویزیون (SAG-AFTRA) در سال۲۰۲۴ تا حدودی به این دلیل دست به اعتصاب زدند که نگران بودند استودیوها از هوش مصنوعی برای بیکار کردن اعضای آنها استفاده کنند. این نگرانی در سایر حرفههایی که نیازمند نیروی کار خلاق و ماهر هستند، مانند روزنامهنگاری، فیلمنامهنویسی و طراحی گرافیک، به شدت احساس میشود. گزارش دیگری از والاستریت ژورنال حاکی است: «مدیران آمریکایی بهتدریج صراحتا به این واقعیت اذعان دارند که هوش مصنوعی به اخراج نیرو منجر میشود. هشدار معمول در این باره معمولا چنین است: اگر یک روبات جای شما را نگیرد، یک انسان ماهرتر در استفاده از هوش مصنوعی، جای شما را خواهد گرفت.»
* اقتصاددان بازار کار