گفتهها
دو برداشت نادرست در مورد انقلاب مشروطیت وجود دارد؛ یکی اینکه خیلی از تحلیلگران انقلاب مشروطه را در بعد سیاسی آن خلاصه میکنند و آرمان مشروطه را دموکراسی معرفی میکنند. برداشت اشتباه دیگری که وجود دارد این است که بسیار شنیده شده که انقلاب مشروطیت شکست خورده است. برای همین است که زیاد میشنویم که ایرانیان ۱۱۰ سال است برای دموکراسی تلاش میکنند درحالیکه انقلاب مشروطیت یکی از ابعادش سیاسی و یکی از جنبههای بعد سیاسی آن هم دموکراسیخواهی بود.
دموکراسی یکی از نکات بعد سیاسی انقلاب مشروطه است که در تاسیس دولت مدرن خلاصه میشود. بعد امنیتی انقلاب مشروطه پیشینهای ۷۰ ساله و قبل از مشروطه داشته که شامل تلاش ایرانیان برای استقرار امنیت در داخل کشور و امنیت در سطح بینالمللی میشد. بعد از جنگ ایران و روس، کشور در چنبره روسیه و انگلستان قرار گرفت و استقلال ایران از بین رفت. تلاش برای بازپسگیری افغانستان در دوره آخر ناصرالدین شاه و جنگ ایران و انگلیس که به محاصره بنادر جنوبی ایران توسط انگلستان ختم شد نمونهای از این مطالبه استقلالخواهانه است.بعد سیاسی، نخستین آرمان انقلاب مشروطه بود. قدرت سریع به مردم و رجال سیاسی واگذار شد و مجلس نماد اینقدرت سیاسی بود. بعد سیاسی یعنی دموکراسی به مفهوم عام آن محقق شد یعنی مجلس تشکیل شد و تلاش برای تحقق ابعاد دیگر مانند رشد اقتصادی و استقلالخواهی هم صورت گرفت. بهطور کلی انقلاب مشروطه تلاش ایرانیان برای بازآفرینی هویت جدید ایرانیها در تمام ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی و استقلالطلبی آن بود.