املاک خالصه چگونه «اربابی» شد
ناصرالدین شاه، اصلاحات کشاورزی را در دو مرحله آغازکرد. در ابتدا، درسال ۱۲۵۳ ه.ش، خالصجات را به شاهزادگانی مانند ظلالسلطان اعطا کرد که حکمران مستقل اصفهان بود. ظلالسلطان حاکم اصفهان، ضابطان و ماموران مالیاتی را به روستاهای خالصه میفرستاد تا میزان مالیات پرداختی به دولت را بر آورد و اخذ کنند.
به یمن برخورداری از عایدات زمینهای خالصه، وضع مالی دیوان حکومت محلی اصفهان رونق گرفت و زمینه گسترش فعالیتهای رجل اصفهانی مانند مشیر انصاری در زمینههای سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی فراهم شد. میرزاحبیباللهخان معروف به مشیر انصاری، توانست در مدت کوتاهی بیش از نیمی از ایران را ضمیمه حکومت ظلالسلطان در اصفهان کند و تا آنجا پیش رفت که اندیشه سلطنت را در ذهن ظلالسلطان پرورش داد. در مرحله بعدی، شاه فرمان خالصجات را به نام آحاد، افراد و طبقات صادر کرده است. روشی که وی در انتقال املاک به افراد در پیش گرفت، تقریبا در هیچ کشوری سابقه نداشت. او بر خلاف روش معمول در بسیاری از کشورها -که خالصجات را طبق شرایط خاص و با توجه به مصالح عمومی به افراد و موسسات واگذار میکردند- زمینهای خالصه را با شرط پرداخت مبلغی نقد یا مقداری جنس به دولت، به افراد انتقال میداد. خالصجات چون غالبا در تیول اشخاص بود، آنها حق تقدم داشتند و در صورت نپذیرفتن، امتیاز خرید به دیگری واگذار میشد. میزان پرداخت نقدی و جنسی ملک را براساس عایدات سه سال گذشته تخمین میزدند و پس از صدور فرمان، ثبت دفتری میشد و به نام خریدار انتقال مییافت. خریدار در موقع صدور فرمان، علاوه بر رسم دفتری، مبلغی معادل عایدات نقدی ملک، پول طلا به شاه تقدیم میکرد. در این نوع فروش مقید و مشروط، خریدار مالک شناخته میشد و ملک خریداری شده انتقالپذیر به غیر بود مشروط بر اینکه به تبعه خارجه منتقل نشود و خریدار هرسال مقدار نقدی و جنسی را مرتبا میپرداخت.