پایان سلطنت در چین
روز ۱۲ فوریه ۱۹۱۲م، حکومت ۲۶۷ ساله خاندان منچو که خود وارث یک امپراتوری دو هزار ساله بود به پایان رسید و رژیم جمهوری در چین استقرار یافت. در فاصله سالهای ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۱م، پنج شورش علیه خاندان سلطنتی منچو در چین صورت گرفت که همه آنها، کم و بیش از اندیشههای انقلابی سونیاتسن مبارز جمهوریخواه چینی سرچشمه میگرفت.
با این حال، بهرغم سرکوبی چهار شورش اول و دستگیری و تیرباران تعدادی از شورشیان، قیام پنجم در روز نهم اکتبر ۱۹۱۱م آغاز شد و با وجود شدت عمل بیسابقه دولت و دستگیری و اعدام صدها نفر در ملأعام، نفرت و خشم عمومی از دربار افزایش یافت. عامل اصلی خروش و جنبش مردم چین، بیکفایتی حکومت وقت چین و ناتوانی آن در تحقق برنامه مدرنیزه کردن کشور و جلوگیری از نفوذ بیگانگان بود. قیامهای متعدد قومیتهای گوناگون چین نیز در قرن ۱۹ علیه حاکمیت منچو، شدت یافته بود. بسیاری از گروههای زیرزمینی چینی با همکاری انقلابیهای در تبعید، تلاش کردند تا حکومت چینگ را سرنگون کنند. با سرنگونی دودمان سلطنتی منچو، سون یات سن بهعنوان اولین رئیسجمهور چین در اول ژانویه سال ۱۹۱۲ میلادی قدرت را در دست گرفت. او همچنین رهبری حزب کومینتانگ را از اکتبر ۱۹۱۹ میلادی تا زمان مرگش در ماه مارس ۱۹۲۵ میلادی بر عهده داشت.