مدرنیته و فرآیند همانندسازی

شماره روزنامه: ۴۵۰۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۴۷۹۸۰۸ تاريخ و اقتصاد

اساسا در درون فرآیند مدرن‌شدن و مدرنیته و بسط تاریخی آن یک نوع اتحاد هست، به عبارتی مدرنیته جهانی یکپارچه و در واقع نوعی جهان وطنی را به لحاظ تنوع فرهنگی به‌وجود می‌آورد و همه ملت‌ها را در درازمدت یکپارچه می‌کند و در ایران نیز وقتی فرآیند نوسازی طی شد به‌طور طبیعی یکپارچگی صورت می‌گرفت؛ اما این به معنای آن نیست که نقش روشنفکران، سیاستمداران و سیاست‌گذاران را در پیش‌دستی کردن برای اتحاد نادیده بگیریم، آنها نیز مشتاقانه علاقه‌مند بودند که در برابر خطر پان‌ترکیسم یا پان‌عربیسم و مخاطرات مذهبی که در بیرون از مرزهای ایران وجود داشت و ممکن بود کشور را به مخاطره بیندازد، از بحث پان‌ایرانیسم دفاع کنند و بحث یکپارچگی ملت ایران را پیش بکشند.

البته می‌دانید که در ادبیات روشنفکری آن ‌زمان صورت‌های مختلف و متنوعی متجلی شد. در این میان روشنفکرانی مانند احمد کسروی را داریم که بعدا بر مساله اتحاد مذهبی ایرانیان تاکید کرد و گفت این اتحاد به مراتب عمیق‌تر از اتحادی است که حکومت رضاشاه یا روشنفکران روزگار وی می‌خواستند با یکپارچه کردن لباس یا زبان و فرهنگ و ادبیات ایرانی درست کنند. به هر حال باید بگویم نقدهایی که به برخی مسائل در فرآیند نوسازی داریم، زاییده شرایط پسامدرن است، یعنی متاثر از اندیشه‌های نقادانه فیلسوفان، متفکران و اندیشمندان و فرهنگ‌پژوهان دوره پسامدرن است که از دهه ۱۹۷۰ و به‌ویژه ۹۰ به بعد در سطح ادبیات جهان مطرح می‌شود و از دهه ۹۰ به بعد عمق پیدا کرد و متفکران پسامدرن بر بحث تنوع، تکثر فرهنگی، ادبی، مذهبی و زبانی تاکید می‌کنند و ما با استفاده از این ادبیات سراغ آن روزگار می‌رویم درحالی‌که تصور می‌کنم برای تحلیل عمیق‌تر و دقیق‌تر باید به فضاهای گذشته برگشت و بررسی کنیم که روشنفکران، سیاستمداران و متفکران آن دوران چگونه می‌نگریستند، آیا این یک نگاه توطئه‌محورانه بود؟

آیا می‌خواستند ایده‌ای را براساس یک نوع تفکری پیاده کنند که در آن قومیت‌ها و پیچیدگی‌های فرهنگی ایران را ساده و یکدست کنند؟ من به چنین نگاه توطئه‌باورانه‌ای چندان اعتقاد ندارم اما باور دارم که آنها عامدانه می‌کوشیدند ملتی یکپارچه، همسان و هم‌شکل و متحد بسازند و در تلاش برای رسیدن به چنین اتحادی طبیعتا باید زبان واحد ملی، نظام قضایی واحد، دموکراسی متمرکز و واحد، مدارس و ارتش متحدالشکل و در واقع پوشش متحدالشکل درست می‌شد تا بتواند یک ملت یکپارچه، هماهنگ و به‌هم‌پیوسته، هم‌شکل و همسان را پدید آورد. البته چنین ایده‌ای جای نقد دارد و باید دید که آیا اساسا می‌شد این نوع تنوع و تکثر را بر پایه یک نوع سیاست‌گذاری، فشار از بالا و بسیاری چیزهای دیگر تغییر داد؟ یا چنین تغییری باید به‌صورت تدریجی و طی بسط مدرنیته خود‌به‌خود رخ می‌داد. در واقع آنها عجله‌ داشتند براساس همان تجربه‌ای که در کشورهای اروپایی به‌ویژه در عصر حکومت‌های مطلقه انجام گرفت، هماهنگی و همسانی بسیار زودتر به‌وقوع بپیوندد و تمام تلاش آنها بر این پایه بود و در همین مسیر حرکت کردند.

منبع: بخشی از گفت‌وگوی ماهرخ ابراهیم‌پور با دکتر علیرضا مولایی‌توانی.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن