گفتهها
یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی روز سهشنبه ۲ مرداد ماه ۱۳۰۷ شمسی به سایر نمایندگان توضیح میدهد: «در زمان حکومت کریمخانزند، اصفهان یک سال زراعتش نشد حاکم اصفهان شکایت اهالى را به کریمخان رساند حکم صادر شد که از گندمهاى دولتى به مردم بدهند و سند عندالقدره بگیرند. گندم را قسمت کرد چه در اصفهان و چه در شیراز هر چه گندم داشتند بین مردم تقسیم کردند هر بلوک سربلوکى داشت، هر ده، کدخدایی داشت گندم را دادند و سند گرفتند. امسال گذشت. مردم زراعت کردند و زندگانى کردند. سال دیگر هم نشد مردم خیلى به سختى افتادند.
حکم صادر شد از طرف کریمخان که از جاهاى دور مثل زنجان گندم حمل به اصفهان کنند. حتى در سال سوم از سیستان و آذربایجان گندم حمل به اصفهان کردند. سه سال این عدم زراعت در اصفهان حکمفرما شد و دولت موافقت کرد از جاهاى دور هر سه سال گندم آورد و قسمت کرد. بذر داد و سند گرفت. سال چهارم از باب اتفاق، زراعت اصفهان خیلى خوب شد؛ حاکم خیلی خوشحال و خرم شد. او اسناد و نوشتهجات را به همراه داشت و به شیراز رفت که حکم صادر شود این گندمهایی که به مردم در این سنوات دادهاند پس بگیرد. کریمخان در باغی کنار جوی نشسته بود. آن صندوقچه، جعبه یا هر چه در آن زمان بود، اسناد را از آن خارج میکرد. حاکم اصفهان یک لحظه دید در جوی آب کاغذ پاره مىآید. کریمخان اسناد را در مىآورد و مثلا نوشته بود هزار خروار دین اهل لنجان، پاره میکرد و میریخت در آب. یکى دیگر را میدید دو هزار خروار مال فلان بلوک. حاکم دوید جلو گفت قربان این عایدى دو سال ایران است خزانه خالى میشود. گفت خزانه کى؟ خزانه مال مردم است دادیم به مردم سه سال نداشتند ما بهشان دادیم امسال هم که دارند ما ازشان میگیریم؟ هر وقت خدا به آنها داد و ما محتاج شدیم از آنها میگیریم و هر وقت آنها نداشتند و ما دسترس پیدا کردیم به آنها میدهیم. حالا این پیشنهاد من مبنى بر زمان عدالت است، ما دویست هزار به آنها بدهیم دو مرتبه بیاییم پس بگیریم...