گفتهها
ما نمیدانیم دارالفنون قرار بود چه شود؛ چون دارالفنون اصلا قرار بود مدرسه نظامی باشد. این حرکت امیرکبیر برای سر و سامان دادن قشون بود و برای همین قصد داشت از معلمان نظامی استفاده کند اما دارالفنون به تدریج وارد حوزههای دیگر نیز شد. ناصرالدین شاه خیلی از دارالفنون حمایت کرد. بودجه برای آن تعیین کرد، این به نوعی نخستین بودجه فرهنگی در تاریخ کشور ما و به این معنی است که او هویت دارالفنون را شناخته و معتقد بود که باید بماند وگرنه مثل خیلی از کارهای دیگر آن را کنار میگذاشت.
بهنظر میرسد، ناصرالدین شاه در برخی موارد حتی از امیر پیشروتر است، مثلا نامههای ناصرالدین شاه همه تاریخ دارد درحالیکه نامههای امیر هیچکدام تاریخ ندارد. نکته بعد اینکه او شروع کرد به نوشتن خاطراتش یا اینکه علاقهمند به جمعآوری اسناد بود. البته دوران صدارت امیرکبیر آنقدرها طولانی نشد که بتوانیم این سنجش را انجام دهیم ولی در واقع میشود گفت که بله، نخستین رگههای موزه یا کتابخانه سلطنتی از زمان ناصرالدین شاه ایجاد شد. او در کاخ خود، اتاقی را در نظر گرفت و برخی از کتابها را در آن جمعآوری کرد. ناصرالدین شاه نخستین تشکیلات موزه را نیز در کاخ بهوجود آورد. این علاقه و ذوق هنری او را نشان میدهد، امری که میتواند حتی تحتتاثیر سفرهای او به فرنگ هم باشد. بههرحال این اثرات بر روی او باقی ماند؛ یعنی اینگونه نبود که سفرهایش تنها جنبه گشتوگذار و تفریح داشته باشد، بدون اینکه از آنها چیزی دریافت کند. او همچنین خیلی اهل نامهنگاری بود و برای هر موردی دستخط صادر میکرد. ناصرالدین شاه حرکات بسیار مهمی انجام داد، اما اصلا نمیتوانم بگویم مهمتر از امیرکبیر؛ چون امیر فرصت خیلی زیادی نداشت که به این کارها برسد، اوضاع بهشدت متشنج بود و او تنها فرصت کرد به امور اولیه رسیدگی کند. شاید اگر فرصت بود او هم همینگونه عمل میکرد.