سازوکار مجلس حفظالصحه
بهداشت در ایران در دوره قاجار وضعیت نابسامانی داشت. بیماریهای واگیر مانند طاعون، وبا، آبله، حصبه و دیفتری در کنار قحطیهای چندباره، جان بسیاری از مردم را میگرفت. فقط در مرداد ۱۲۲۵ ش/ ۱۸۴۶ م وبا در تهران بیش از ۱۲هزار نفر (حدود یکچهارم جمعیت پایتخت) را به کام مرگ کشاند. این وضعیت حتی پس از گشایش دارالفنون در ۱۲۳۰ ش/ ۱۲۶۸ ق/ ۱۸۵۱ م و آموزش پزشکی نوین در ایران، همچنان ادامه داشت. در ۱۲۴۱ ش/ ۱۸۶۲ م همهگیری وبا در مشهد آغاز شد و روزانه ۱۰۰ تا ۱۲۰ نفر را به کام مرگ کشاند. در ۱۲۴۸ ش/ ۱۸۶۹ م وبا در اصفهان بروز کرد و تا شیراز گسترش یافت و پس از کشتار ۲هزار نفر در شیراز تا خلیجفارس پیش رفت. قحطی ۱۲۵۰ش/ ۱۸۷۱م با شیوع وبا و حصبه همراه بود. در ۱۲۵۵ ش/ ۱۸۷۶م شیوع دیفتری در تهران دیده شد. در ۱۲۵۶ش/ ۱۸۷۷ م طاعون در شوشتر با کشتار ۱۸۰۰ نفر همراه بود. حتی در ۱۲۷۸ ش/ ۱۸۹۹ م (حدود نیم قرن پس از بنیانگذاری دارالفنون) بیماریهای واگیر یکی از گرفتاریهای اصلی مردم ایران بود.
اما سال ۱۲۸۹ ش/ ۱۳۲۸ ق/ ۱۹۱۰ م را میتوان نقطه عطفی در تاریخ بهداشت ایران دانست. در این سال نمایندگان دوره دوم مجلس شورای ملی به پیشنهاد دکتر امیراعلم تصویب کردند که از مالیات انتقال پیکر مردگان به زیارتگاههای عراق، تومانی یک قران در اختیار مجلس حفظالصحه دولتی قرار گیرد تا برای بهبود بهداشت، بهویژه گسترش آبلهکوبی رایگان، هزینه شود. مجلس حفظالصحه را دکتر تولوزان فرانسوی که پژوهشگر برجستهای در زمینه بیماریهای واگیر بود، در ۱۲۴۷ ش/ ۱۲۸۵ق / ۱۸۶۸ م برای تصمیمگیری درباره وضعیت بهداشت ایران بنیان نهاد. او و شاگردانش کوششهایی برای واکسیناسیون و ساخت قرنطینه و آگاهیبخشی به مردم درباره بیماریهای واگیر انجام دادند. با این همه چون مجلس حفظالصحه بودجه مشخصی نداشت، اغلب برنامههای آن به خوبی پیش نمیرفت و گاه نشستهای مجلس به مدت طولانی برگزار نمیشد. بیش از ۴۰ سال گذشت تا این مجلس جایگاهی در دولت پیدا کرد و بودجهای برای آن در نظر گرفتند.
سریل الگود، پزشک سفارت انگلستان و پژوهشگر تاریخ پزشکی ایران، تعریف بودجه برای مجلس حفظالصحه را رویداد مهمی در تاریخ این شورا میداند. او سال این رویداد را ۱۹۱۱ م ثبت کرده که سال اجرایی شدن قانون آبلهکوبی است. او در اینباره مینویسد: «سال ۱۹۱۱ سال مهمی در تاریخ شورا محسوب میشود، زیرا در آن سال برای نخستینبار شورا برای اقدامات مربوط به صحت عمومی دارای بودجه مخصوص بهخود شد و دیگر از صورت یک هیات خشک و خالی مشورتی بیرون آمد.» به گزارش او در چهار ماه پایان این سال حدود ۱۵هزار نفر از مردم تهران و روستاهای اطراف برای واکسیناسیون رایگان مراجعه کردند. الگود به تصویب قانون طبابت در همان سال ۱۲۹۰ ش/ ۱۳۲۹ ق/ ۱۹۱۱ م اشاره میکند که این قانون نیز به کوشش دکتر امیراعلم و همکارانش (مانند دکتر علیخان پرتو) به تصویب رسید و بر پایه آن فقط پزشکان و دندانپزشکان دارای مجوز از وزارت معارف میتوانستند به درمان مردم بپردازند و در دستگاههای دولتی استخدام شوند.
سرانجام با گذشت نیم قرن از بنیانگذاری دارالفنون (نخستین دانشگاه نوین ایران که بعدها هسته اصلی دانشگاه تهران شد) نسلی در ایران پدید آمد که دید آنها با دید پدرانشان متفاوت بود. این نسل برای افزایش آگاهی مردم کوشید، در جنبش مشروطه نقشآفرین شد و مجلس شورای ملی را بنیان نهاد که یکی از میوههای شیرین آن آغاز سامانبخشی به وضعیت بهداشت ایران بود.