رسیدگی به امور خارجه
در مورد آنکه نخستبار از چه زمانی نیاز به تشریفاتی به منظور کنترل امور مربوط به سیاست خارجی در ایران پدید آمد میان مورخان اتفاق نظری وجود ندارد. تصدی سیاست خارجی به مفهوم جدید آن، پیش از دوره حکومت صفویه هنوز در ایران قسمتی از مهام امور مملکتی را تشکیل نمیداد و صاحب دیوان رسائل سلطانی یا وزیر سلطان مکاتبه با سلاطین و رجال خارجی را بر وفق دستور پادشاه وقت انجام میداد.
نامههایی مربوط به دوره سلطنت سلاطین ترکمان و تیموری در گنجینههای اسناد ممالک اروپا و اسلامبول محفوظ است و سوادهایی(رونوشتهایی) از آنها در مجموعههای مکاتیب تاریخی مربوط به دورههای بعد از آن دیده میشود ولی از قرائن و شواهد تاریخی نمیتوان در سازمانهای قدیمی دیوان و دفتر، به وجود دستگاههای مخصوص و مسوول مشخصی پی برد که عهدهدار مهام امور خارجی کشور باشد. بلکه از زمان صفویه بهخصوص عصر پادشاهی شاه عباس است که این موضوع بخش مهمی از وظایف سیاسی و دیوانی کشور را تشکیل داده است.
شغل مجلسنویسی که در آن عصر برای تحریر دستورات و اوامر و احکام پادشاهی در سلسله وظایف دیوانی وجود داشت بعد از زمان پادشاهی شاه عباس صفوی به دو وظیفه مشخص و مستقل مجلسنویسی و منشیالممالکی تفکیک شد. تشخیص حدود این دو وظیفه از روی مدارک موجود دشوار و به نسبت اهمیت و نفوذ متصدی آن تفاوت پیدا میکرده است اما لفظ منشیالممالک وسعت حوزه کار دیوانی صاحب دیوان را نشان میدهد. تحویل مکاتیب سلاطین خارج و قرائت آنها در حضور شاه و قید اشاراتی که در پاسخ آنها به زبان میرفت و تنظیم جواب و عرض و اصلاح و تحریر آن همه از کارهای منشیالممالک بوده است.
منبع: محمد محیط طباطبایی، «نخستین وزیر امور خارجه ایران»، مجله وزارت امور خارجه، ۱۳۳۹.