وظایف کلانتر در شهرهای قدیم
یکی از مقامات سیاسی در اداره شهرهای ایران کلانتر بود که در منابع تاریخی با عنوان رئیس شهر از آن نام بردهاند. در مورد سابقه تاریخی منصب کلانتر بین محققان اختلافنظرهایی وجود دارد. احمد اشرف در مقالهای به نام «ویژگیهای تاریخی شهرنشینی در ایران» این واژه را متعلق به دوره ترکمانان میداند ولی لمبتون معتقد است واژه مزبور نخستین مرتبه در عصر صفویه به کار رفته است. در تایید نظر احمد اشرف چنین میتوان عنوان کرد که اوزون حسن برجستهترین شخصیت سیاسی و نظامی آق قویونلوها، در طول فرمانروایی خود آنچنان تشکیلات و نظامی را بنیان نهاد که اثرات آن زمانی طولانی باقی ماند. چنان که شاید بتوانیم بگوییم قسمتی از نظامات اداری و نظامی صفویه بر سنتهای برجا مانده از آققویونلوها استوار بود.
گذشته از سابقه تاریخی کلانتر در مورد وظایف و مسوولیتهای او با توجه به اسناد و مدارک موجود میتوان گفت که اختیارات کلانتر بیشتر به مسائل و امور داخلی شهر محدود میشد و تحتنظر حاکم کار میکرد بنابراین رسیدگی به امور اجتماعی، اقتصادی و شهرداری برعهده رئیس شهر یا کلانتر بود. کلانتر کارهای شهرداری را به عهده داشت و به مشکلات و کار مردم شهر رسیدگی میکرد و دفاع از حقوق آنان را در برابر حاکم برعهده داشت. مثلا در محاکم یا هنگامی که تحمیل زیادی به اهالی میشد او اقدام میکرد. او میکوشید زحمات و کارهای مشکل بهصورت یکنواخت بین همه مالیاتدهندگان تقسیم شود و به بعضیها اجحاف نشود. از آن گذشته کلانتر میکوشید که عوارض و مالیاتها را وصول کند. در شهرهای بزرگتر اغلب کلانترهای متعددی وجود داشتند. سانسون نیز میگوید: وزیر ششم که کلانتر نام دارد امور تجارت و تجار را رسیدگی میکند و در حضور شاه در ردیف سلاطین و شاهزادگان خارجی که مهمان شاه هستند، مینشیند. جانفریر کلانتر را متصدی بازار میداند که وظیفه تثبیت قیمتها و تنبیه بازاریان شیاد را برعهده داشت. «کلانتر به شاه نزدیک بود. وی اجارههای دکاکین شاهی را جمعآوری میکرد و به خزانه تحویل میداد.»
تاورنیه عنوان میکند که در هر شهر از طرف شاه کلانتر منصوب میشد که مطیع حکم احدی نبود و فقط از شاه تبعیت میکرد. وظیفه او حفظ اهالی شهر از تعدی حاکم بود. مولف دستورالملوک در بیان شغل کلانتر مینویسد: «اعضای هرصنف کدخدایی را نامزد میکردند و کلانتر گواهی (تعلیقه)ای برای وی صادر میکرد و خلعتی به وی میداد. کلانتر بر مجمع تعیین بنیچه ریاست داشت و بینچه را در میان اصناف تقسیم میکرد. مهر تایید (توشیح) او بر اظهارنامه بنیچه تا اندازهای تایید و رضایت صنف در تخمین مالیات بود. اکثر کلانتران بیشتر در پی جلب وفاداری و اعتماد پادشاه و دیوانیان بودند تا در دفاع از منافع و حقوق مردم و در بعضی موارد با ایجاد تفرقه و جنگ حیدری- نعمتی بین محلات سعی در چپاول و تاراج آنها داشتند در این مورد شاردن چنین مینویسد: «کلانتر موافق این درگیریها بود زیرا از این راه دخلی نصیب او میشد.»
وظیفه کلانتر تعیین کدخدایان محلات و ریشسفیدان اصناف بود که به مشورت و موافقت مردم هر محل و افراد هر صنف معین میکرد. رسیدگی به اختلافات کسبه و اصناف و شکایات رعایا و زارعین و رفع ظلم اقویا از ضعیفان و اصلاح حال رعیت نیز از جمله وظایف وی بوده است. مولف تذکرهالملوک در ذیل «بیان تفضیل شغل عالی حضرت کلانتر» مینویسد: تعیین کدخدایان محلات و ریش سفیدان اصناف با مشارالیه است به نحوی که سکنه هر محله و هر صنف و هر قریه، هر که را امین و معتقد دانند، فیمابین خود تعیین و رضا نامچه به اسم او نوشته و مواجبی در وجه او تعیین نموده و به مهر نقیب معتبر نموده، به حضور کلانتر آورده تعلیقه و خلعت از مشارالیه به جهت او بازیافت مینمایند، بعد از آن متوجه رتق و فتق مهمات آنها میگردد و در سه ماهه اول هر سال کلانتر و نقیب، کسی را تعیین مینمایند که همه اصناف را جمع نموده نزد نقیب دارالسلطنه اصفهان میبرند و بنیچه هرکس را معین مینمایند. نقیب آن را مهر نموده به سر رشته کلانتر میرسانند. بهطور کلی میتوان وظایف و حدود اختیارات کلانتر را در موارد ذیل تقسیمبندی نمود:
۱- مسوولیت رسیدگی به امور اصناف و انجمنهای صنفی.
۲- تخمین میزان مالیات پیشهوری و اقدام به جمعآوری آنها.
۳- تنبیه پیشهوران خطاکار و جلوگیری از احجاف و گرانفروشی آنان.
۴- مسوولیت رسیدگی به امور محلههای شهر و اعمالنظر نهایی در جهت انتخاب کدخدا از طرف مردم.
۵- تعیین کدخدایان محلات و ریش سفیدان اصناف.