چالشهای نیروی سوم
در روز ۳۰ آبان سال ۱۳۰۰ با کوشش قوام لایحهای در مجلس ایران به تصویب رسید که امتیاز نفت شمال را در اختیار نیروی سومی غیر از انگلیس و شوروی قرار میداد. این تلاش در حالی انجام میشد که شاه در اثر کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در خارج از کشور به سر میبرد و رضاخان وزیر جنگ بود. قوام تصمیم نداشت وارد رویارویی مستقیم با رضاخان شود و از سوی دیگر قصد داشت دست دولتهای روس و انگلیس را از کشور کوتاه کند، به این ترتیب کوشید با شرکتهای نفتی آمریکایی وارد مذاکره شود و در این جریان استاندارد اویل بود که توانست بیش از دیگران نظر دولت ایران را برای واگذاری امتیاز نفت شمال جلب کند.
این مذاکرات عمدتا جنبه محرمانه داشت؛ چراکه هر لحظه امکان کارشکنی دولتهای رقیب از یک سو و وزیر جنگ از سوی دیگر وجود داشت. سرانجام قرارداد ۵۰ سالهای در روز ۲۹ آبان ماه میان دولت ایران و استاندارد اویل منعقد شد و با اعلام آن از سوی دولت، همانگونه که انتظار میرفت اعتراض شدید انگلستان آغاز شد و روسیه نیز که تحمل حضور نیروی دیگری به منظور استخراج نفت در همسایگی مرزهای خود را نداشت به دیگر مخالف جدی این قرارداد مبدل شد. این اعتراض به زودی منجر به کارشکنی شد و اگرچه مجلس ایران قرارداد را در روز ۳۰ آبان تصویب کرد اما انگلستان به آمریکا اعلام کرد که راههای تحت کنترل خود را برای حمل وسایل مورد نیاز شرکت به منظور کشف و استخراج نفت به روی آنها خواهد بست و روسیه نیز از طرف دیگر هشدارهای مداومی را به شرکت از یکسو و دولت ایران از سوی دیگر میداد. این وضعیت نوعی عدم امنیت را برای سرمایه شرکت پدید آورد و خواست آن را برای سرمایهگذاری در نفت شمال از میان برد.