پاسخ ناصرالدین شاه به شرکت بلژیکی!

شماره روزنامه: ۴۱۵۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۲۹۳۳۶۷ تاريخ و اقتصاد

هنوز دو سال از دایرشدن راه‌آهن تهران ـ حضرت عبدالعظیم نگذشته، بعضی خارجیان که از واگذاری امتیاز به دولت بلژیک ناخشنود بودند و بیم آن داشتند که این رشته سر دراز یابد، نهانی، درصدد تحریک مردم بر ضدبلژیکیان برآمدند و سرانجام گروهی حادثه‌جو را به برافروختن آتش فتنه برانگیختند. تا آنکه در یکی از روزهای زیارتی بر سر خرید بلیت بین آنان و کارکنان راه‌آهن مشاجره و زدوخورد در گرفت. اوباش به اتاق‌های ایستگاه که در آغاز کار، سخت، پاکیزه و مزین بود، ریخته روکش صندلی‌ها و پرده‌های مخمل را دریدند؛ آینه‌های بزرگ و شیشه درها و واگن‌ها را درهم شکستند و دیگر اثاثه را به یغما بردند.

پاسخ ناصرالدین شاه به شرکت بلژیکی!

 «دنی» (رئیس کارکنان بلژیکی) به وزارت خارجه شکایت برد و از سفارت بلژیک نیز نوشتند که چون این کار توهین به دولت و شخص سلطان است، باید دولت ایران ۳۰۰هزار تومان به‌عنوان خسارت بپردازد و وزیران وقت نیز برای اظهار معذرت به سفارت بیایند. چون این خبر به شاه رسید، سخت، برآشفت و گفت: جواب سفارت بلژیک داده خواهد شد. همان روز [شاه] داماد خود آقا سیدزین‌العابدین امام جمعه را احضار کرد و ماجرا را با وی درمیان نهاده چاره کار را از او خواستار شد. روز بعد امام جمعه نامه‌ای به سفارت بلژیک نوشت که شاه کار را به من رجوع کرده و لازم است برای مذاکره نماینده فرستاده شود.  «دنی» و دو تن از اعضای سفارت بلژیک در منزل امام جمعه حاضر شدند و با کمک مترجم به مذاکره پرداختند.

امام جمعه اظهار کرد دولت تقاضای شما را پذیرفته و به آن عمل خواهد کرد. آن گاه رو به محرر (=منشی) خود کرده، گفت تا تلگرافی چند به‌عنوان آقایان علمای عتبات و ولایات تهیه و از آنان درخواست کند اعلامیه دهند که از امروز سوارشدن به راه‌آهن حرام است. چون مترجم، دنی و فرستادگان سفارت را از چگونگی آگاه ساخت، آنان زبان به اعتراض گشودند.  امام جمعه در جوابشان گفت: «با آنچه شما خواسته‌اید موافقت شده، اینک ما نیز تکلیف خود را انجام می‌دهیم.»

بلژیکی‌ها که دیدند کار دشوارتر شد و هرگاه به چنین کاری اقدام شود، خسارتشان جبران ناپذیر خواهد بود، ناچار از در مسالمت درآمدند و پس از گفت‌وگوی بسیار قرار بر این گذاردند که «نی زما و نی ز تو، رو، دم مزن.» آنگاه نمایندگان سفارت رضایت‌نامه سپرده، محضر امام را ترک گفتند. پس از ساعتی آقاسید زین‌العابدین نزد شاه شتافته جریان را به اطلاع رسانید و شاه یک حلقه انگشتری گرانبها از راه قدردانی او را ارزانی داشت.»

 

 - منبع: یادداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، دوستعلی خان معیرالممالک، چاپ سوم،

بهار ۱۳۷۲ ش، تهران، نشر تاریخ ایران

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن