رقابت بزرگ در بازار کار

مترجم: مجید اعزازی «روبات‌های ما برای مردم شغل ایجاد می‌کنند» این عبارت، شعاری مطرود است که هنوز روی وایت برد دفتر «رادنی بروکس» دیده می‌شود. این شعار، باوری را انتقال می‌دهد که آقای بروکس را به آغاز پروژه «ریثینک ربوتیک» وادار کرد: روبات‌ها در کارخانه‌های کوچک می‌توانند فرصت‌های شغلی ایجاد کنند یا دست‌کم فرصت‌های شغلی سابق را از چین به کشور (آمریکا) بازگردانند و به نوزایش صنعتی آمریکا کمک کنند. بر اساس پژوهش شرکت مشاوره «مترا مارتک»، در حوزه‌های صنعتی مشابه، احتمال استفاده از روبات‌ها در بنگاه‌های کوچک و متوسط ۲۰ تا ۲۰۰ بار کمتر از بنگاه‌های بزرگ است. از این رو، این بنگاه‌ها بالقوه بازاری مهم هستند و اگر کسی به آنها روبات‌های مناسبی پیشنهاد می‌کرد- روبات‌هایی که می‌توانستند بهره‌وری بنگاه‌ها را افزایش دهند- این توان بالفعل می‌شد. چنین روبات‌هایی احتمالا هنوز کارهای روتین را انجام می‌دادند، اما قابلیت تغییر وظایف آنها به وظایف مورد نیاز- شاید هر چند هفته یکبار یا شاید دوبار در روز - وجود داشت. به همین دلیل، آنها احتمالا به شدت به انسان برای تنظیم دوباره خود وابسته می‌بودند.

«ریثینک» ادعا می‌کند برای این کار، روباتی مناسب به نام «بکستر» دارد، یک روبات انسان نما با دو بازو که می‌تواند به راحتی با شماری از وظایف از پیش تعریف شده سازگار شود و آنها را انجام دهد. این روبات، تجسم تکنولوژی‌های خلاقانه متعددی است. هوشمندی به‌کارگرفته شده در دستگاهی که فقط به قیمت ۲۵ هزار دلار فروخته می‌شود، بسیاری از همکاران سابق آقای بروکس را در دانشگاه متعجب کرده است.

هنوز اما، بکستر در بازار توفان به پا نکرده است، بخشی از این موضوع شاید به این دلیل است که این روبات در آغاز راه، وارد مسیر مشخصی نشد. ریثینک موجب شد برخی کارگران در دسامبر گذشته از کار بیکار شوند و در حال حاضر تلاش می‌کند تا «بکستر» را به محققان ربوتیک بفروشد. یکی ازهمکاران سابق آقای بروکس به این موضوع به چشم یک خطر بالقوه می‌نگرد: اگر بکستر قرار است به عنوان یک روبات کاربردی موفق باشد، این شرکت باید روی کاربرهای صنعتی روبات تمرکز کند.

در سطح وسیع‌تر، این ایده که روبات‌ها دیگر حافظ کارخانه‌ها با بودجه‌های ده‌ها میلیون دلاری نیستند، در حال ریشه گرفتن است، همزمان این ایده شکل گرفته است که چنین روبات‌هایی شیوه‌ای برای حفظ فرصت‌های شغلی یا بازگرداندن فرصت‌هایی شغلی انتقال یافته به خارج، به کشورهای صنعتی ارائه می‌کنند.

شرکت «یونیورسال روباتس» که در قیاس با شرکت «ریثینک»، از تکنولوژی کمتر هوشمندانه ای برخوردار است و در عین حال، رویکرد کاربردی‌تری نسبت به بازار اتخاذ می‌کند، در دانمارک جدی‌تر گرفته می‌شود؛ بخشی از این اهمیت قائل شدن برای یونیورسال روباتس به این دلیل است که کارگران دانمارکی در شمار گران قیمت‌ترین کارگران جهان قرار دارند و مشاغل خود را از طریق افزایش بهره‌وری حفظ خواهند کرد یا مشاغل جدیدی را پیدا می‌کنند. یکپارچگی هر چه بیشتر روبات‌های مورد علاقه کاربران با گروه‌های بشری در کارخانه و کارگاه می‌تواند منجر به چنین بهره‌وری‌ای بشود، به ویژه وقتی از توان روبات‌ها به صورت کامل بهره‌برداری می‌شود. به طور مثال، وقتی دقت روبات برای راهنمایی و جهت‌دهی به کاری که توسط دست انسان انجام می‌شود، به‌کار گرفته می‌شود.

آیا این بار متفاوت است؟

روبات سازان به کالاهای خود به چشم شیوه‌ای برای ایجاد اشتغال، هم از طریق امکان بخشی به شرکت‌ها برای کارآمدتر کردن تولیدات کنونی خود و هم از طریق توانمندسازی آنها در خلق چیزهای جدید نگاه می‌کنند. چیزهای جدیدی که احتمال ساخت آنها به شیوه دیگری وجود ندارند مانند خودروها و وسایل الکترونیکی که به دقت مهندسی شده‌اند. سایرین اما نگرانند که اثر شبکه‌ای آنها بسیاری از مشاغل را از بین ببرد. در واقع روبات‌ها احتمالا می‌توانند چنین کاری را انجام دهند. «نیک بلوم» استاد اقتصاد در دانشگاه استنفورد به تازگی تغییر بزرگی نسبت به بیکاری تکنولوژیکی در رشته دانشگاهی خود مشاهده کرده است. اگر چه تکنولوژی‌های جدید برخی از کارگران را بیکار کرد، اما ثروت اضافه‌ای که آنها تولید کرده‌اند، مصرف را افزایش داد و از همین رو، فرصت‌های شغلی را در هر جایی به‌وجود آورد.

هم اینک تعدادی ازاقتصاددانان جدی‌تر از سایرین، برای فرصت‌های شغلی ریسک‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت قائل می‌شوند. برخی از اقتصاددانان معتقدند مقیاس تغییر بالقوه، بسیار بزرگ است. آقای «تران» این موضوع را با اشتغال در کشاورزی مقایسه می‌کند که تقریبا همه فرصت‌های شغلی را در دوران پیشامدرن تامین می‌کرد، اما هم اینک به ۲ درصد نیروی کار کاهش یافته است. او پیش‌بینی می‌کند ورود روبات‌ها به زندگی بشر، چنین اثری خواهد داشت، اما در دوره‌ای کوتاه‌تر. با این حال، او مطمئن است که قوه ابتکار بشر موجد فرصت‌های شغلی جدید خواهد بود، همان طور که برای خنثی‌سازی کاهش اشتغال کشاورزی، موجد صنایع گسترده جدید بود.

«اریک برینجِفلسون» و «اندرو مک کافی» هر دو از MIT نیز به اثرگذاری روبات‌ها و تکنولوژی‌های مشابه در طولانی مدت امید زیادی دارند. اما آنها در کتاب اخیر خود به نام «دوران دوم ماشین» استدلال می‌کنند که جابه جایی تکنولوژیکی ممکن است، منجر به بروز مشکلات بزرگ برای کارگران با مهارت متوسط در دهه‌های آینده شود. آنها برآورد می‌کنند که نوآوری طی چند ساله اخیر مقدار بیشتری سرعت گرفته است و به سه دلیل با همین روند ادامه خواهد یافت: رشد قدرت محاسبه کامپیوترها؛ گسترش دیجیتالی شدن چیزهایی که افراد با آن کار می‌کنند از نقشه‌ها گرفته تا متن‌های روی صفحه‌های نمایش بزرگ؛ و فرصت‌های نوآوری برای شاخص همواره در حال رشد چیزها، ایده‌ها و فرآیندها در خدمات و تولیدات جدیدتر.

این روندها احتمالا به «منگنه کردن» بازارهای کار در کشورهای توسعه یافته و به زودی کشورهای در حال توسعه ادامه می‌دهند و بیش از پیش مشاغل نیازمند مهارت‌های متوسط، ماشینی می‌شوند. نویسندگان استدلال می‌کنند که این موضوع در تبیین اینکه چرا منافع رشد اقتصادی به طور فزاینده‌ای به گروه کوچکی از افراد با دستمزد بالا

تعلق می‌گیرد، کمک می‌کند.

جفری سکز و «لورنس کاتلیکف» در مقاله‌ای این نگرانی را برجسته می‌کنند که این تغییر می‌تواند خود را جاودانه کند: اگر ماشینی شدن مشاغلی را که پیش از این برای افراد جوان- کسانی که برای مهارت‌آموزی فرصتی نداشته‌اند- حفظ شده بود، جذب کند؛ مانع آنها در مسیر کسب مهارت‌های لازم نیز خواهد شد و اثرات مخرب آن سال‌ها تداوم خواهد یافت.

چند دلیل برای تشکیک در این مساله وجود دارد. اگر تکنولوژی نوین مشاغل را می‌خورد، احتمالا انتظار می‌رود تا این تکنولوژی آشکارا بهره‌وری بسیار بیشتری از نیروی کار انسانی داشته باشد. این در حالی است که بهره‌وری تکنولوژی‌های جدید در قیاس با نیروی انسانی زیاد تفاوت نمی‌کند. البته ممکن است آمار مربوط به بهره‌وری نتواند تمام مزایای این تکنولوژی‌ها- مثلا دسترسی آسان‌تر به دامنه‌ گسترده‌تر سرگرمی از طریق اینترنت - را نشان دهند. در عین حال باید گفت، افزایش شمار زنان در محیط کار و اثرات جهانی شدن نیز روی چشم‌انداز کار مردان آمریکایی اثر گذاشته بود.