سمپوزیوم فولاد، فرصت طلایی - ۱۵ اسفند ۸۸
احمد دنیانور<br> بخش دوم و پایانی<br>بخش نخست این یادداشت در روز سهشنبه یازدهم اسفندماه در همین ستون به چاپ رسیده که قسمت دوم و پایانی آن در پی میآید:
احمد دنیانور
بخش دوم و پایانی
بخش نخست این یادداشت در روز سهشنبه یازدهم اسفندماه در همین ستون به چاپ رسیده که قسمت دوم و پایانی آن در پی میآید: از نگاه اقتصادی و هزینه درآمد میتوان از اینگونه همایشها به عنوان یک اصل انکارناپذیر، نام برد. وقت و هزینههای صرفشده توسط فعالین عرصه فولاد از شرکت در این سمپوزیوم، با نگاه عدد و رقم و اصل هزینه و درآمد تا چه اندازه رفتاری اقتصادی و به صرفه است؟ در پایان روز آخر سمپوزیوم چه چیزی عاید این شرکتکنندگان میشود؟
صنعت فولاد از جمله استراتژیکترین و مهمترین صنایع مادر محسوب میشود. چگونه است که در بزرگترین حادثه سالانه آن وزیر صنایع شرکت نمیکند؟ و آنقدر که باید مورد توجه و عنایت مسوولین تصمیمگیر و تصمیمساز قرار نمیگیرد؟
آیا فکر نمیکنید از مسیر اصلی دور افتادهایم و کمی فقط به سود ده بودن این عمل برای برگزارکنندگان بسنده کردهایم و این زمان طلایی و ارزشمند کاملا به حشو از دست میرود؟
جالب اینجاست که حتی بافت شرکتکنندگان در سمپوزیوم هم مشخص نیست. فراخوانی برای مقالات ارائه نمیشود، مقالات میتواند در پانلهای مشخص مانند فنی و تکنولوژی، بازرگانی و تجارت، مالی و اقتصادی؛ تقسیم و صاحبنظران در حضور تصمیمسازان و تصمیمگیران به مباحثه و مجادله علمی بپردازند و نتیجه حاصل در لایههای اجرایی و در فضای صنعت فولاد احساس شود.
میدانید که روزانه در کشور انگلستان حداقل ۳۰۰۰ سمینار و کنفرانس در شاخهها و مسائل مختلف اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و علمی برگزار میشود و به عکس سمینارها و کنفرانسهایی که ما برگزار میکنیم به هیچ وجه سخنرانی تکنفره وجود ندارد و سمینارها به شکل پانل و گفتوگو برگزار میشود و نظرات مطرح میشود. در این مباحثات بیشتر زمان به گفتوگو و هماندیشی سپری میشود و تا این حد به تقدیر و تشکر از هم وقت به بطالت نمیگذرد. پیشنهاد میشود برای بالابردن کیفیت این سمپوزیوم و سمینارهای مشابه کمی برنامهریزی دقیقتر و کاملتری صورت گیرد.
ممکن است پاسخ داده شود که ما این کارها را کردهایم و مثلا آمارهایی از جلسات کارگروهها یا کارهای پژوهشی، دعوتها و غیره ارائه شود، ولی با توجه به بازخوردی که سالهاست شاهد آن هستیم. نتیجه با مطلوب بسیار فاصله دارد و نشان میدهد که کارهای بیشتری باید انجام شود که امید است دستاندرکاران بر آن همت گمارند که این مقاله نافی زحمات آنها نیست، ولی خواست، بالابردن سطح کیفی آن است.