مهمترین تحولات صنعتی و معدنی جهان در سال۲۰۰۷
افزایش چشمگیر قیمت مواد معدنی، جنجال بر سر آلودگی اسباببازیهای چینی، ادامه حوادث معدنکاری، بزرگترین پیشنهاد خرید تاریخ معدنکاری جهان به همراه دهها اتفاق دیگر از مهمترین رویدادهایی بودند که در سال ۲۰۰۷ میلادی در جهان به وقوع پیوستند.
افزایش چشمگیر قیمت مواد معدنی، جنجال بر سر آلودگی اسباببازیهای چینی، ادامه حوادث معدنکاری، بزرگترین پیشنهاد خرید تاریخ معدنکاری جهان به همراه دهها اتفاق دیگر از مهمترین رویدادهایی بودند که در سال ۲۰۰۷ میلادی در جهان به وقوع پیوستند. سال ۲۰۰۷ میلادی را به طور یقین میتوان از سالهای پررونق برای بخش معدنکاری عنوان کرد.
افزایش چشمگیر قیمت انواع مواد معدنی و سودهای چند میلیارد دلاری اصلیترین دلیل این ادعا، افزایش چشمگیر قیمت انواع مواد معدنی بود که برخی از این افزایش قیمتها در چندین سال گذشته بیسابقه بود. به گزارش «ایسنا»، افزایش قیمت موادمعدنی ابتدا در مس خود را نشان داد و در ادامه زغالسنگ، سنگآهن، طلا و دیگر مواد معدنی نیز به این چرخه وارد شدند.
به گفته تحلیلگران علت اصلی افزایش قیمت مواد معدنی طی سالی که گذشت، افزایش بیسابقه تقاضای چین برای خرید مواد معدنی و در عین حال وقوع اعتصابهای پیدرپی و کاهش تولید شرکتهای معدنکاری بوده است.
در صورت نگاهی گذرا به آمار مربوط به میزان مصرف مواد معدنی در جهان، میتوان نام چین را در اغلب موارد صدرنشین دید که سنگآهن، زغالسنگ، مس و نیکل شاخصترین آنها بودند.
همچنین بنا به اعلام موسسات بینالمللی فعال در بخش فلزات معدنی، افزایش قیمت مواد معدنی مانند مس در سال ۲۰۰۸ نیز ادامه پیدا خواهد کرد.
البته بروز مشکل در پایانههای صادراتی نیز در افزایش قیمت مواد معدنی موثر بوده است. به عنوان مثال بروز مشکلاتی در بندر نیوکاسل در استرالیا که بزرگترین پایانه صادراتی زغالسنگ در جهان محسوب میشود، باعث شد قیمت این ماده معدنی در این بندر به شدت افزایش پیدا کند.
کشتیهایی که در این بندر بار زغالسنگ میگرفتند، بازارهای آسیا و به ویژه چین را نیز تامین میکردند و عملا با تاخیر به وجود آمده در بارگیری این کشتیها، قیمت زغالسنگ در بازار جهانی و به تبع کشورهای مصرفکننده نیز افزایش چشمگیری پیدا کرد.
در چنین فضایی شرکتهای مختلف برای سرمایهگذاری در بخش معدن هجوم آوردند و این روند تا جایی ادامه پیدا کرد که حتی برخی از شرکتها اقدام به بازگشایی معادن متروکه خود کردند که از آن جمله میتوان به معدن مولیبدنوم Climax در ایالت کلورادوی آمریکا اشاره کرد، که پس از ۱۲ سال تعطیلی توسط شرکت Freeport-McMoran بازگشایی شد.
سودهای چندین میلیارد دلاری شرکتهایی نظیر بیاچبیلیتون و ریوتینتو نیز طی سالجاری حاکی از رونق بازار مواد معدنی بود.
حوادث خونین معدنکاری و اعتصابهای گسترده
اما سال ۲۰۰۷ در عین حال شاهد ادامه حوادث خونبار معدنکاری در نقاط مختلف جهان بود. شاید حادثه معدن زغالسنگ اوکراین را بتوان تاسفبارترین حادثه معدنکاری طی سالجاری دانست و یکبار دیگر مشخص شد که شرکتهای چندملیتی معدنکاری در زمینه ایمنی معادن و حفاظت از سلامتی معدنکاران تعلل زیادی میکنند.
نمونه چنین حوادثی به کرات در سالجاری در کشور معدنخیز آفریقای جنوبی رخ داد و بیش از ۱۵۰ نفر در این کشور طی سالجاری در حوادث مختلف معدنکاری جان خود را از دست دادند. به دنبال وقوع چنین حوادثی بود که یکی از بزرگترین اعتصابها و راهپیماییهای تاریخ معدنکاری آفریقای جنوبی توسط اتحادیه ملی معدنکاران این کشور برگزار شد.
همچنین اعتصابهایی از این دست در کشورهایی مانند پرو، شیلی و مکزیک نیز برای دستیابی به حقوق بیشتر توسط معدنکاران برگزار شد. در پی وقوع چنین اعتصابهایی بود که بسیاری از شرکتهای معدنکاری عملا با کاهش تولید یا در برخی موارد با توقف تولید مواجه شده و ضررهای چند صد میلیون دلاری متحمل شدند.
باید دید در سال آینده آیا باز هم حوادث معدنکاری یا آنچه که به گفته خود معدنکاران قتل عام دستهجمعی معدنکاران در معادن است، ادامه پیدا میکند یا اینکه شرکتهای معدنکاری حاضر میشوند بخشی از درآمدهای کلان خود را صرف بهبود ایمنی معدنکاران کنند؟
بزرگترین پیشنهاد مالی تاریخ برای خرید یک شرکت معدنکاری
اما در سالی که گذشت بیشک یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معدنکاری جهان به وقوع پیوست. بزرگترین شرکت معدنکاری جهان یعنی بیاچپی بیلیتون پیشنهاد ۱۳۸میلیارد دلاری خود را برای خرید ریوتینتو به این شرکت ارائه کرد. این پیشنهاد خرید، بزرگترین پیشنهاد در نوع خود در تاریخ معدنکاری جهان محسوب میشود و در صورت تحقق آن به بزرگترین قرارداد تاریخ معدنکاری جهان نیز تبدیل خواهد شد.
طبق محاسبات در صورت ادغام این دو شرکت درصد قابل توجهی از بازار بسیاری از مواد معدنی به ویژه سنگآهن و زغالسنگ در اختیار آنها قرار میگیرد و به عنوان مثال حدود ۲۰درصد از بازار سنگآهن جهان در انحصار این دو شرکت قرار خواهد گرفت.
البته پس از مطرح شدن این پیشنهاد، ریوتینتو و در راس آن تام آلبانیز، مدیرعامل این شرکت، با آن مخالفت کرده و حتی این پیشنهاد را به مردهای در آب تشبیه کرد.
کشوقوسهای میان بیاچپی بیلیتون و ریوتینتو همچنان ادامه و مسوولان ریوتینتو با شدت هرچه تمامتر بر مخالفت خود با این پیشنهاد اصرار دارند.
در این بین حتی برخی از رسانههای خبری از تلاش چینیها برای خرید ریوتینتو خبر دادند که البته بلافاصله از سوی چینیها تکذیب شد.
در هر صورت طبق آخرین اظهارنظرها، بیاچپی بیلیتون قصد دارد با راضی کردن سهامداران ریوتینتو مسوولان این شرکت را وادار به پذیرش پیشنهاد خود کند و از طرفی نیز مسوولان ریوتینتو با امضای قرارداد با کشورهای دیگر در زمینه معدنکاری قصد دارند استقلال خود را در تصمیمگیریها نشان دهند.
باید منتظر بود بالاخره این داستان دنبالهدار در سال ۲۰۰۸ به کجا ختم خواهد شد. آیا بیاچپی بیلیتون سرانجام میتواند پیشنهاد خود را به کرسی نشانده و ریوتینتو را تصاحب کند یا اینکه مسوولان ریوتینتو به هر ترتیبی شده شانه از زیر این ادغام خالی میکنند؟
تصاحب شرکتهای معدنکاری توسط شرکتهای دیگر
اما به غیر از این پیشنهاد، سال ۲۰۰۷ را میتوان سال تصاحب شرکتهای معدنکاری توسط شرکتهای دیگر یا سال خریده شدن شرکتهای معدنکاری دانست که بسیاری از این خریدها به منظور حفاظت از تامین مواد اولیه انجام شد.
به عنوان مثال شرکتهای چینی فعال در بخش فولاد و تولید برق برای اطمینان از تامین مواداولیه خود یعنی سنگآهن و زغالسنگ اقدام به خرید تعدادی از شرکتهای معدنی فعال در این دو بخش و در خارج از چین کردند.
شاید بتوان به آنها حق داد، زیرا از طرفی با افزایش قیمت مواد معدنی احتمال کمبود هرچه بیشتر مواد معدنی مورد نیاز آنها در بازار وجود دارد و از طرف دیگر احتمال به وجود آمدن انحصار در چنین بازاری هست، که در صورت ادغام بیاچپی بیلیتون و ریوتینتو چنین انحصاری محقق میشود.
به همین دلیل شرکتهای چینی به این سمت حرکت کردند که کنترل منابع اولیه موردنیاز خود را خود به عهده بگیرند، تا از پیش آمدن هرگونه خللی در زمینه تامین مواداولیه جلوگیری کنند.
اتهام استعمار کشورهای آفریقایی از سوی چین
مجموعه این عوامل باعث شد، حضور شرکتهای معدنکاری چینی در قاره آفریقا افزایش یافته و البته در همین حال برخی نگرانیها نیز در این زمینه مطرح شد.
برخی این اتهام را به چین وارد کردند که این کشور در حال استعمار کشورهای آفریقایی در زمینه منابع معدنی آنها است. هرچند بانک جهانی در این زمینه اعلام کرد که قصد دارد در زمینه پروژههای معدنی در قاره آفریقا با چین مشارکت کند و عملا قصد دارد فعالیتهای چین در معادن آفریقا را زیر نظر داشته باشد تا از هرگونه انحرافی جلوگیری کند.
اصلاح قوانین معدنکاری در کشورهای آفریقایی
اما در سالی که گذشت، کشورهای آفریقایی نیز بیکار ننشسته و برخی از آنها دست به اصلاح قوانین معدنکاری خود زدند.
اصلاحات در قوانین معدنکاری کشورهای آفریقایی سر و صدای زیادی به پا کرد و شرکتهای خارجی فعال در این قاره منافع خود را در خطر دیدند. کشورهایی مانند جمهوری دموکراتیک کنگو و زامبیا را میتوان شاخصترین کشورهای آفریقایی در زمینه اصلاح قوانین معدنکاری دانست.
در سالجاری همچنین کشورهای موزامبیک، ماداگاسکار، بوتسوانا، تانزانیا، مصر، الجزایر، اوگاندا و آنگولا تا حدودی در زمینه جذب سرمایهگذاریهای خارجی در بخش معدن و صنایع معدنی نسبت به کشورهای دیگر قاره آفریقا موفق عمل کردند.
بازنگری در زمینه اعطای مجوزهای معدنکاری به شرکتهای خارجی، افزایش مالیات و حقوق دولتی دریافتی از شرکتهای خارجی و حضور بیشتر شرکتهای داخلی در پروژههای مشارکتی با شرکتهای خارجی از جمله موارد اصلاحی در قوانین این کشورها بوده است.
با توجه به جو ضداستعماری به وجود آمده در منطقه آمریکای جنوبی مشابه چنین اصلاحاتی در برخی از کشورهای این منطقه نیز رخ داد که میتوان به ونزوئلا، اکوادور و بولیوی در این زمینه اشاره کرد.
مبارزات ناموفق در زمینه قاچاق الماس خون
در سال ۲۰۰۷ همچنین یکبار دیگر چهره پشتپرده صنعت معدنکاری در جهان جلوهنمایی کرد و در پیمان کیمبرلی عنوان شد که همچنان قاچاق الماس خون در جهان با شدت زیادی ادامه داشته و برخی از کشورهای مطرح در زمینه تولید الماس مانند ونزوئلا چندان در زمینه مبارزه با قاچاق الماس خون موفق عمل نکردهاند.
به گفته مقامات این پیمان، قاچاقچیان، الماس را از کشورهای تولیدکننده این ماده گرانبها برای تامین منابع مالی گروههای شورشی به ویژه در قاره آفریقا به سراسر دنیا قاچاق میکنند.
به نظر میرسد برای رسیدن به اهداف این پیمان هنوز راه زیادی در پیش است و با توجه به منافع کشورهای سلطهگر در قاره آفریقا و جنگهایی که با هدایت آنها در این قاره به وقوع میپیوندد، نمیتوان چندان امیدوار بود که قاچاق الماس خون به زودی در جهان از بین برود.
مناقشه اتحادیه اروپا و چین بر سر واردات فولاد چین به این اتحادیه
ادامه مناقشه میان اتحادیه اروپا و چین بر سر واردات فولاد چین به این اتحادیه نیز از دیگر رخدادهای قابل توجه بخش صنعت و معدن در سال گذشته میلادی بود.
در واقع بعد از محصولات نساجی چین، اتحادیه اروپا برای جلوگیری از گسترش سیطره چین بر این اتحادیه، اقدام به مبارزه علنی با چین کرد که حتی در آخرین اظهارنظرها این اتحادیه، قصد دارد مجازاتهایی را علیه واردکنندگان فولادهای چینی و به نفع تولیدکنندگان داخلی وضع کند.
هرچند چینیها عنوان کردهاند که به خاطر نقض قوانین تجارت جهانی از سوی اروپاییها به خاطر افزایش تعرفه واردات فولاد شکایت خواهند کرد، اما به نظر میرسد دو طرف فقط برای یکدیگر رجزخوانی کرده و قصد دارند با امتیاز گرفتن از طرف مقابل به منافع بیشتری دست پیدا کنند.
بعید به نظر میرسد با توجه به نیاز شدید اروپاییها به فولادخام، این اتحادیه بتواند با افزایش تعرفههای وارداتی در مقابل فولادهای چینی مانع جدی ایجاد کند، به ویژه اینکه این نوع فولادها در مقایسه با تولیدات اتحادیه اروپا از قیمت بسیار پایینتری نیز برخوردارند.
باید منتظر ماند و دید که آیا ادامه مذاکرات میان چین و اتحادیه اروپا بر سر واردات فولاد چین به این اتحادیه نتیجهای در بر خواهد داشت و یا اینکه وضع به همین منوال در سال ۲۰۰۸ نیز ادامه پیدا میکند؟
اسباببازیهای چینی؛ سوژه نخست رسانهها
اما شاید بتوان چین را در سالجاری میلادی خبرسازترین کشور دنیا نامید، زیرا علاوه بر موارد بالا، اسباببازیهای ساخت این کشور نیز مدتها به سوژه اول رسانههای خبری در جهان و حتی در ایران تبدیل شدند.
ماجرا از آنجا شروع شد که در آمریکا با ادعای اینکه اسباببازیهای چینی دارای مواد سربی و رنگی خطرناک برای کودکان است، چندین میلیون قطعه اسباببازی ساخت چین از سطح بازار آمریکا جمعآوری شد.
به دنبال وقوع چنین اتفاقی، در اروپا نیز هجمه زیادی علیه تولیدات چینی به ویژه اسباببازیهای ساخت این کشور به راه انداخته شد و به یکباره چینیها با سوالات مکرر افکار عمومی جهان درباره میزان ایمنی محصولاتشان مواجه شدند.
هرچند به گفته بسیاری از کارشناسان این اقدام آمریکا و اروپا را میتوان هجمهای تبلیغاتی علیه محصولات چینی دانست که برای به هم زدن سیطره چینیها بر بازار انجام گرفت، اما در هر صورت زنگ خطری برای تولیدکنندگان چینیها بود تا بیشتر روی ایمنی محصولات خود نظارت کنند و در همین راستا نیز مقامات چینی تعدادی از واحدهای تولیدکننده اسباببازیهای را در این کشور تعطیل و برای بقیه واحدها نیز کلاسهای آموزشی برگزار کردند.
اقدامات مقامات چینی حتی تا جایی پیش رفت که آنها برای جلب افکار عمومی جهان، به خبرنگاران رسانههای جهانی اجازه دادند تا از واحدهای تولیدی این کشور بازدید کرده و از نحوه تولید و میزان ایمنی محصولات چینی اطلاع پیدا کنند.