محبوب راست و چپ

شماره روزنامه: ۶۷۰۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۷۱۱۵ باشگاه اقتصاددانان

اکونومیست

ویلیام نوردهاوس به ابزارهای حرفه خود ایمان داشت. او دهه‌ها در دپارتمان اقتصاد دانشگاه ییل ایفای نقش کرد؛ جایی که در سال۱۹۶۷، در ۲۶سالگی، به آن پیوست و تا زمان مرگش در ۳۰اکتبر گذشته در آنجا ماند. نوردهاوس ویراستار کتاب درسی «اقتصاد» بود؛ کتابی که همچنان در میان دانشجویان دوره کارشناسی آمریکا تدریس می‌شود.

محبوب راست و چپ

 او باور داشت که روش‌های اقتصادی می‌توانند در سایر رشته‌های علمی نیز سودمند باشند. از همین رو، از موضوعات تخصصی و کم‌دامنه اقتصاد فراتر رفت و به سراغ بحث‌هایی رفت که ذهن سیاستگذاران را به خود مشغول کرده بود: اقلیم، فناوری و مالیات. این باور راسخ باعث می‌شد در مواضعش تزلزل‌ناپذیر باشد و از رویارویی با مخالفان هراسی نداشته باشد. هیچ اقتصاددان دیگری از نسل او به چنین طیف گسترده‌ای از موضوعات مناقشه‌برانگیز نپرداخت. او از پیشگامان قیمت‌گذاری کربن بود؛ رویکردی که در نهایت به دریافت جایزه نوبل اقتصاد در سال۲۰۱۸ کمک کرد و رضایت ترقی‌خواهان آمریکایی را در پی داشت، اما از سوی دیگر محافظه‌کاران را ناخشنود کرد. نوردهاوس به دفاع از‌ میلیاردرها نیز برخاست و این بار واکنشی درست در جهت مخالف برانگیخت. نهایت امر آنکه نوردهاوس به یکی از معدود اقتصاددانانی تبدیل شد که هم در میان چپ‌گرایان و هم در میان راست‌گرایان احترام و اعتبار داشت.

اقتصاد بر نظام قیمت‌ها تکیه دارد. نوردهاوس بخش بزرگی از عمر خود را صرف محاسبه قیمت‌هایی کرد که در بازار وجود ندارند. رساله دکترای او به بررسی چنین کاستی‌هایی در اقتصاد دانش‌محور اختصاص داشت و در آن، عمر بهینه حق اختراع برای نوآوری‌ها را پیشنهاد می‌کرد؛ به‌گونه‌ای‌که هم از سرمایه‌گذاری کمتر از حد مطلوب در ایده‌هایی که به‌راحتی قابل کپی‌برداری‌اند، جلوگیری شود و هم رفاه اجتماعی به حداکثر برسد. او در دهه۱۹۷۰ به این نتیجه رسید که ساخت مدل‌های نظری برای تبیین تغییرات فناوری «بیش از حد دشوار» است و این کار را به پل رومر واگذار کرد؛ اقتصاددانی که بعدها جایزه نوبل را با او شریک شد. نوردهاوس توجه خود را به تغییرات اقلیمی معطوف کرد. اگرچه اقتصاد اقلیم در گذر زمان به عرصه‌ای پرتنش از نظر سیاسی تبدیل شد، صورت‌بندی نظری آن چندان دشوار نبود. رشد اقتصادی به انرژی وابسته بود؛ اما شرکت‌هایی که انرژی تولید و مصرف می‌کردند، هزینه آلودگی کربنی ناشی از فعالیت خود را نمی‌پرداختند. گرمایش زمین نیز می‌توانست در ادامه به رشد اقتصادی آسیب بزند. راه‌حل چه بود؟ گروهی پژوهشی در موسسه فناوری ماساچوست (MIT) کنار گذاشتن کامل رشد اقتصادی را ترجیح می‌داد. نوردهاوس با این دیدگاه مخالف بود. از نظر او، مساله اصلی فقدان مدلی بود که معادلات علمی و اقتصادی را در کنار یکدیگر قرار دهد و رابطه میان رشد اقتصادی، انتشار آلاینده‌ها و محیط‌زیست را توضیح دهد. او دو دهه بعدی زندگی خود را صرف تلاش برای ساخت چنین مدلی کرد.

نوردهاوس در سال۱۹۹۲ مقاله‌ای منتشر کرد و در آن، مدل «اقتصاد اقلیمی یکپارچه و پویا» (DICE) را تشریح کرد. این مدل که در نهایت بیش از ۲۰معادله را دربرگرفت، از معادلات پایه اقتصادی که او به دانشجویان کارشناسی تدریس می‌کرد تا پیش‌بینی‌های علمی درباره احتمال وقوع فاجعه‌های زیست‌محیطی و برآوردهایی درباره چگونگی سازگاری انسان با جهانی گرم‌تر را شامل می‌شد. با افزودن نرخ تنزیل -یعنی ارزشی که در مقایسه با زمان حال برای زندگی نسل‌های آینده قائل می‌شویم- مدل مسیری برای کاهش انتشار کربن ترسیم می‌کرد که در آن،‌ میلیون‌ها نفر نه امروز، به دلیل تولید ناکافی انرژی، و نه در آینده، در صورت آسیب‌دیدن اقتصاد بر اثر گرمایش زمین، به ورطه فقر سقوط نمی‌کردند. قیمت کربنی که جهان را در چنین مسیری قرار می‌داد، هزینه کاهش انتشار یک تن اضافی دی‌اکسید کربن را با خسارتی برابر می‌کرد که همان یک تن در آینده به بار می‌آورد. با افزایش نگرانی‌ها درباره تغییرات اقلیمی، توجه به این پژوهش نیز بیشتر شد. تا سال ۲۰۱۰، دولت باراک اوباما مدل DICE را در سیاستگذاری‌های آمریکا به کار گرفته بود.

عکس نوردهاوس دو copy

اقتصاد اقلیم نوردهاوس منتقدانی هم داشت. او سال‌ها با نیکلاس استرن، اقتصاددان بریتانیایی، که برای زندگی نسل‌های آینده وزن بیشتری قائل بود، بر سر این موضوع اختلاف‌نظر داشت. برخی دانشمندان علوم اقلیمی معتقد بودند او احتمال وقوع رویدادهای فاجعه‌بار را کمتر از واقع برآورد کرده است. آنها همچنین با نتیجه‌گیری مقاله او درباره مدل DICE مخالفت می‌کردند؛ نتیجه‌ای که بر اساس آن، از منظر اقتصادی، افزایش میانگین دمای جهان به میزان سه درجه سانتی‌گراد نسبت به سطح پیش از انقلاب صنعتی، پیامد بهینه‌ای به شمار می‌رفت. بااین‌حال، حتی منتقدانی که برخی فرض‌های عددی او را به چالش می‌کشیدند، با رضایت در چارچوب نظری او کار می‌کردند. مدل DICE نوردهاوس را به چهره‌ای سرشناس در عرصه اقلیم تبدیل کرد، اما این مدل تنها نوک کوه یخی بود که بخش عمده‌ای از دستاوردهای دانشگاهی او را در خود جای داده بود.

در مقاله‌ای در سال۱۹۷۵، او نشان داد که سیاستمداران در ماه‌های منتهی به انتخابات، برای جلب آرای مردم، سیاست پولی را انبساطی‌تر می‌کنند تا نرخ بیکاری را کاهش دهند؛ پژوهشی که به گسترش مطالعات مشابه در حوزه اقتصاد سیاسی انجامید. او در سال۱۹۹۶ هزینه تولید نوری معادل یک ساعت روشنایی یک لامپ امروزی را در دوره‌های مختلف تاریخی مقایسه کرد. نتیجه محاسباتش نشان می‌داد هزینه این میزان روشنایی که در سال۱۸۰۰ معادل ۵.۴ ساعت کار یک کارگر بود، در سال ۱۹۹۲ به کمتر از نیم ثانیه کار کاهش یافته است. این یافته حاکی از آن بود که شاخص‌های متعارف قیمت به‌شدت دستاوردهای حاصل‌شده در سطح زندگی را کمتر از میزان واقعی نشان می‌دهند.

نوردهاوس سرانجام دوباره به دغدغه دوران نگارش رساله دکترای خود بازگشت. او در سال۲۰۰۵ با استفاده از داده‌های آمریکا در فاصله سال‌های ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۱ محاسبه کرد که مخترعان تنها ۴درصد از ارزشی را که اختراعاتشان برای جامعه ایجاد می‌کرد، به‌دست می‌آوردند. به بیان دیگر، سهم اقتصادی نوآوران در پیشرفت جامعه بسیار فراتر از ثروتی بود که نصیب خودشان می‌شد. این مقاله در دوره‌ای منتشر شد که آمریکا شاهد ظهور ‌میلیاردرهای تازه‌ای در صنعت فناوری بود و مدافعان این ثروتمندان از استدلال‌های آن استقبال کردند. اگر کارآفرینان خودساخته چنین سهم بزرگی در خدمت به جامعه دارند، چرا باید مالیات بیشتری از آنها گرفت؟ به نظر می‌رسد حتی ترقی‌خواهان کالیفرنیا نیز با این استدلال موافق باشند. به نظر می‌رسد در انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر، بیشتر رأی‌دهندگان این ایالت با طرح پیشنهادی برای اخذ مالیات از ثروت‌میلیاردرها مخالفت کرده‌اند.

نمونه اعلای اقتصاددان واقع‌بین

اقتصاد نوردهاوس، مهم‌تر از هر چیز، نماد پیروزی عمل‌گرایی بود. او به تبدیل مسائل پیچیده و آشفته به چارچوب‌هایی قابل‌فهم باور داشت و معتقد بود باید پیامدهای این چارچوب‌ها را پذیرفت، فارغ از اینکه به چه نتایجی منتهی شوند. از نظر او، گاهی ارائه اعدادی که در عمل به کار می‌آیند، از دستیابی به دقت حداکثری اهمیت بیشتری داشت. او در مقاله‌ای در سال۱۹۸۷ استدلال کرد که بهترین پیش‌بینی‌های اقتصادی آنهایی هستند که بیشترین حجم اطلاعات را در خود جای می‌دهند. پیش‌بینی آگاهانه خود او که یک دهه پیش از آن مطرح کرده بود، مبنی بر اینکه دمای جهان تا حوالی زمان فعلی حدود یک درجه سانتی‌گراد افزایش خواهد یافت نیز با دقت قابل‌توجهی محقق شد.

او همین ذهن باز و انعطاف‌پذیری فکری را به دانشجویانش در دانشگاه ییل نیز منتقل می‌کرد. پس از پایان کلاس‌ها، با حوصله به پرسش‌های آنها پاسخ می‌داد؛ جلساتی که به‌دلیل استقبال زیاد دانشجویان، اغلب ساعت‌ها به طول می‌انجامید. او در نمونه دیگری از سخاوت روشنفکرانه‌اش، چراغ باستانی بابلی‌ای را که هنگام تحقیق درباره هزینه روشنایی تهیه کرده بود، به موزه نوبل اهدا کرد. در کنار هدایای فکری او به علم اقتصاد، این چراغ چیزی بیش از سوسویی کم‌فروغ نبود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن