نوبلیست اقلیمی

شماره روزنامه: ۶۷۰۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۷۱۱۳ باشگاه اقتصاددانان

لیدیا دی‌پیلیس*

ویلیام دی. نوردهاوس، اقتصاددان دانشگاه ییل و برنده جایزه نوبل اقتصاد که ابعاد خسارت‌های اقتصادی ناشی از انتشار کربن را محاسبه کرد و بر سیاست‌های اقلیمی دولت‌های مختلف آمریکا تاثیر گذاشت. نوردهاوس در سال۲۰۱۸ جایزه نوبل علوم اقتصادی را به‌طور مشترک با پل ام. رومر، اقتصاددان دانشگاه نیویورک، دریافت کرد. کمیته نوبل در توضیح این انتخاب، به پژوهش‌های نوردهاوس در زمینه تدوین روشی برای سنجش و موازنه خسارت‌های بلندمدت تغییرات اقلیمی با هزینه‌های لازم برای مهار آن اشاره کرد. مدلی که نوردهاوس طی چند دهه آن را تکمیل و اصلاح کرد، زیربنای ده‌ها مقررات و سیاستگذاری در سراسر جهان برای محدود کردن مصرف سوخت‌های فسیلی بوده است. این مدل همچنین زمینه‌ساز شکل‌گیری حوزه پژوهشی تازه‌ای شد که شکاف میان اقتصاد و علوم زمین را پر می‌کند.

نوبلیست  اقلیمی

رابرت استاوینز، مدیر برنامه اقتصاد محیط‌زیست دانشگاه‌هاروارد که درباره تاثیرگذاری نوردهاوس نوشته است، می‌گوید: «او نقشی اساسی در وارد کردن ملاحظات مربوط به محیط‌زیست طبیعی به جریان اصلی علم اقتصاد ایفا کرد؛ حوزه‌ای که پیش از آن تا حد زیادی در حاشیه قرار داشت.»

نوردهاوس تغییرات اقلیمی را تهدیدی آشکار برای بشریت می‌دانست، اما همواره تاکید می‌کرد که خسارت‌های احتمالی آن باید در برابر هزینه‌های اقتصادی جلوگیری از وقوع این خسارت‌ها سنجیده شود. او در مقاله اولیه‌ای که در آن مدل خود را تشریح کرد، به این نتیجه رسید که «به نظر می‌رسد تثبیت وضعیت اقلیم هزینه‌ای سرسام‌آور داشته باشد.» نوردهاوس برای مواجهه کارآمد با این مساله، پیشنهاد کرد مالیاتی نسبتا محدود بر انتشار کربن وضع شود که به‌تدریج افزایش یابد. این ایده در دهه ۲۰۰۰ مورد حمایت گروهی از سیاستمداران لیبرال، از جمله برنی سندرز، سناتور مستقل ایالت ورمانت و همچنین جمهوری‌خواهان، از جمله جیمز ای. بیکر سوم و جورج پی. شولتز، وزیران خارجه پیشین آمریکا، قرار گرفت. این دو چهره جمهوری‌خواه از این طرح با عنوان «راهکار محافظه‌کارانه برای مقابله با تغییرات اقلیمی» حمایت می‌کردند. با این حال، مالیات بر کربن در نهایت، به‌دلیل مخالفت شرکت‌ها، به موضوعی از نظر سیاسی بسیار پرهزینه تبدیل شد و تنها در موارد معدودی به اجرا درآمد. در مقابل، بسیاری از کشورها و دولت‌های محلی و منطقه‌ای، مانند ایالت‌ها و استان‌ها، نظام‌های تجارت انتشار آلاینده‌ها را راه‌اندازی کردند؛ نظام‌هایی که با تعیین سقف انتشار کربن، از سازوکار بازار برای تعیین قیمت آن استفاده می‌کنند.

یکی از طرح‌های پیشنهادی در این زمینه در سال ۲۰۰۹ به تصویب مجلس نمایندگان آمریکا رسید، اما در سنا متوقف شد و به قانون تبدیل نشد. شاید ماندگارترین دستاوردی که از مدل نوردهاوس بر جای مانده، شاخصی موسوم به «هزینه اجتماعی کربن» باشد؛ معیاری که منافع حاصل از مقابله با تغییرات اقلیمی را به‌صورت کمی محاسبه می‌کند. این شاخص در دولت باراک اوباما به ابزاری بنیادین برای تنظیم مقررات مربوط به انتشار آلاینده‌ها از نیروگاه‌ها و خودروها تبدیل شد؛ تا اینکه دولت دوم دونالد ترامپ سال گذشته استفاده از آن را در فرآیند تدوین مقررات ممنوع کرد.

اعطای جایزه نوبل به نوردهاوس به‌طور گسترده واکنشی انتقادی به دولت ترامپ تلقی شد؛ دولتی که در آن زمان برچیدن پایه‌های سیاست‌های زیست‌محیطی آمریکا را آغاز کرده بود. ترامپ بارها تغییرات اقلیمی را «فریب» خوانده بود.

همکاران نوردهاوس او را فردی به‌دور از ملاحظات و جهت‌گیری‌های سیاسی می‌دانستند. با این حال، او در مصاحبه‌ای با کمیته نوبل در سال۲۰۱۸، از آنچه «اظهارات مضحک» ترامپ درباره تغییرات اقلیمی می‌خواند، به‌شدت انتقاد کرد. او درباره دریافت جایزه نوبل گفت: «این جایزه به کسانی که در سوی درست تاریخ ایستاده‌اند، نوعی شجاعت و روحیه می‌بخشد.»  نوردهاوس در سال۱۹۵۹ از آکادمی فیلیپس در اندوورِ ایالت ماساچوست فارغ‌التحصیل شد و در سال۱۹۶۳ مدرک کارشناسی اقتصاد خود را از دانشگاه ییل دریافت کرد.

او در سال۱۹۶۷ دوره دکتری اقتصاد را در موسسه فناوری ماساچوست (MIT) به پایان رساند. در این دوره، زیر نظر رابرت ام. سولو، کنت ارو و پل ای. ساموئلسون تحصیل کرد که هر سه بعدها برنده جایزه نوبل شدند. نوردهاوس در همکاری با ساموئلسون، کتاب درسی پرکاربرد «اقتصاد» را به‌طور مستمر به‌روزرسانی می‌کرد و بعدها مسوولیت اصلی تالیف آن را بر عهده گرفت. او در سال۱۹۶۷، همزمان با اوج‌گیری جنبش زیست‌محیطی، به‌عنوان استادیار به دانشگاه ییل بازگشت. علاقه‌اش به محاسبه خسارت‌های وارده به سیاره زمین، پس از خواندن مقاله‌ای در مجله داخل پرواز شرکت هواپیمایی ترنس ورلد ایرلاینز (TWA) شکل گرفت. آن مقاله، معیار سنتی سنجش تولید اقتصادی، یعنی تولید ناخالص ملی، را به نقد کشیده بود.

نوردهاوس بعدها به یاد می‌آورد که در آن مقاله به نقل از یک جوان رادیکال نوشته شده بود: «از تولید ناخالص ملی‌تان برایم حرف نزنید. از نظر من، این شاخص در واقع همان آلودگی ناخالص ملی است.» او می‌گفت: «با خودم فکر کردم: عجب تعبیر جالبی! اما آیا واقعا درست است؟» همین پرسش آغاز تلاشی برای اندازه‌گیری تاثیرات ناشی از کاهش منابع طبیعی شد. تلاش برای بازتاب دادن ملاحظات زیست‌محیطی در آمارهای اقتصادی ملی، در سال۱۹۹۹ با انتشار گزارشی از آکادمی ملی علوم، مهندسی و پزشکی آمریکا گام دیگری به پیش برداشت؛ گزارشی که نوردهاوس سرپرستی آن را بر عهده داشت. این تلاش همچنان ادامه دارد و دولت‌ها می‌کوشند معیارهای رسمی اقتصادی را که بسیاری از ابعاد رفاه انسانی را نادیده می‌گیرند، با شاخص‌های تکمیلی بهبود بخشند.  نوردهاوس در سال۱۹۷۴، زمانی که دوره‌ای پژوهشی را در موسسه بین‌المللی تحلیل کاربردی سیستم‌ها در وین می‌گذراند، به این مساله پرداخت. او در آنجا با یک اقلیم‌شناس هم‌اتاق بود که تشویقش کرد ارتباط میان تغییرات اقلیمی و اقتصاد را بررسی کند. این همکاری به نگارش نخستین مقاله شناخته‌شده‌ای انجامید که انتشار کربن را در یک مدل اقتصادی ادغام می‌کرد و هزینه‌های احتمالی محدود کردن پیامدهای اقلیمی آن را برآورد می‌کرد. اندکی پس از بازگشت به آمریکا، نوردهاوس راهی واشنگتن شد تا به عضویت شورای مشاوران اقتصادی رئیس‌جمهور جیمی کارتر درآید.

او با برادرش رابرت که وکیل حوزه انرژی بود و از تدوین‌کنندگان مواد مهم قانون هوای پاک مصوب۱۹۷۰ به شمار می‌رفت و بعدها در دولت بیل کلینتون به سمت مشاور حقوقی ارشد وزارت انرژی منصوب شد، ارتباط نزدیکی داشت. نوردهاوس در این دوره توصیه‌هایی درباره چگونگی ارزیابی هزینه‌ها و منافع اقتصادی مقررات پیشنهادی تدوین کرد. در سال ۱۹۸۱، استفاده از این مفهوم در فرآیند تدوین مقررات فدرال به موجب قانون الزامی شد؛ هرچند معیارهای مربوط به آن با تغییر اولویت‌های دولت‌های متوالی دستخوش تغییر شده‌اند. نوردهاوس پس از بازگشت به ییل، تلاش‌های خود را برای اندازه‌گیری پیامدهای تغییرات اقلیمی بر رشد اقتصادی ادامه داد. این پروژه در آن زمان تا حد زیادی فعالیتی انفرادی بود: پژوهشگران اندکی به این موضوع می‌پرداختند و هنگامی که او مدلی را برای ارزیابی هزینه رویکردهای مختلف محدود کردن انتشار آلاینده‌ها تکمیل کرد، مجلات جریان اصلی علم اقتصاد از پذیرش مقاله او خودداری کردند. لیندت باراج، دانشیار اقتصاد انرژی و اقلیم در موسسه فناوری فدرال زوریخ (ETH)، دانشگاهی دولتی و پژوهشی که نزد نوردهاوس تحصیل کرده و در به‌روزرسانی‌های بعدی مدل با او همکاری داشته است، در مصاحبه‌ای گفت: «آنها اهمیت این موضوع را درک نمی‌کردند. به همین دلیل بود که مقاله در نشریه ساینس منتشر شد. اگر واقعا به موضوعی باور نداشته باشید، حاضر نمی‌شوید در آن پافشاری کنید و برخلاف جریان غالب حرکت کنید.» با گسترش پذیرش پژوهش‌های نوردهاوس در جریان اصلی علم اقتصاد، انتقادها از آنها نیز افزایش یافت. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در قالب گزارشی مطرح شد که دولت بریتانیا در سال۲۰۰۶ سفارش تهیه آن را داده بود. این گزارش خواستار رویکردی بسیار تهاجمی‌تر از پیشنهاد نوردهاوس برای محدود کردن انتشار کربن بود. اختلاف اصلی بر سر این بود که سیاستگذاران باید برای رفاه نسل‌های آینده در مقایسه با رفاه مردمان امروز چه میزان ارزش قائل شوند. نوردهاوس در پاسخ، نقدی تند و گزنده نوشت و این پرسش همچنان یکی از محورهای اصلی مناقشه درباره میزان هزینه‌کرد لازم برای کاهش آثار تغییرات اقلیمی است. اختلاف‌نظر دیگری نیز درباره این موضوع شکل گرفت که آیا می‌توان تحلیل‌های متعارف اقتصادی را در مواجهه با هزینه‌های بالقوه نامحدود فجایع اقلیمیِ کم‌احتمال اما فاجعه‌بار به کار گرفت یا خیر. 

این انتقاد را مارتین وایتزمن، استاد اقتصاد دانشگاه ‌هاروارد، مطرح کرد. نوردهاوس در پاسخی محترمانه، استدلال کرد که احتمال وقوع چنین سناریوهایی محدود است. او بعدها از وایتزمن، که در سال۲۰۱۹ بر اثر خودکشی درگذشت، به‌عنوان «برجسته‌ترین اقتصاددان محیط‌زیست در دوران مدرن» یاد کرد. انتقادهای دیگری نیز درباره این مساله مطرح شد که آیا باید خسارت‌های ناشی از تغییرات اقلیمی را با معیارهای متعارف رشد اقتصادی سنجید یا خیر؛ معیارهایی که از نظر بسیاری، اساسا برای چنین ارزیابی‌ مناسب نیستند. استاوینز می‌گوید: «هنگامی که او این تحلیل را انجام داد، رویکردش این بود که بگذاریم نتایج هرچه می‌خواهد باشد. در نتیجه، اقداماتی که در حوزه سیاستگذاری پیشنهاد می‌کرد و مسیری که در سال‌های نخست توصیه می‌کرد، به اندازه‌ای بلندپروازانه نبود که بسیاری از حامیان محیط‌زیست انتظار داشتند.» در دولت جو بایدن، سیاست اقلیمی فدرال تا حد زیادی از ایده قیمت‌گذاری کربن فاصله گرفت و به پرداخت یارانه‌ها روی آورد؛ زیرا یارانه‌ها هم از نظر سیاسی مقبولیت بیشتری داشتند و هم می‌توانستند در تغییر رفتارها، رویکردی عادلانه‌تر باشند. نوردهاوس نیز به‌مرور مدل خود را با یافته‌های علمی جدید تطبیق داد و برآوردش از قیمت مناسب کربن را به‌طور چشم‌گیری افزایش داد. اکنون اقتصاددانان دیگری نیز مدل‌های یکپارچه خود را طراحی کرده‌اند که به نتایج متفاوتی می‌رسند.   یکی دیگر از میراث‌های پژوهشی نوردهاوس شاید تازه اکنون در حال شکل‌گیری باشد. در سال‌های اخیر، همزمان با ناکامی دیپلماسی بین‌المللی اقلیم، او ایده تشکیل یک «باشگاه اقلیمی» متشکل از کشورهای مایل به همکاری را مطرح کرد؛ باشگاهی که اعضای آن بر کالاهای کشورهای غیرعضو جریمه‌های تجاری وضع کنند. یکی از اقدامات در این راستا امسال به اجرا درآمد: سازوکار تعدیل کربن در مرزهای اتحادیه اروپا که بر کالاهای وارداتی از خارج این اتحادیه، متناسب با میزان تاثیر آنها بر اقلیم، تعرفه وضع می‌کند.

* خبرنگار نیویورک‌تایمز

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن