شهرسازی حساس به آب
دکتر رامین ساعد*
سیویکم اکتبر، روز جهانی شهرها، فرصتی است برای تامل در زیستِ پیوندخورده همه ما با شهر؛ جایی که نهتنها ساختار و بافتار زندگی روزمرهمان شکل میگیرد، بلکه خاطره جمعی، هویت تاریخی، مناسبات اجتماعی و افقهای آینده ما نیز در آن ساخته و بازساخته میشود. شهر، فراتر از مجموعهای از بناها، خیابانها و زیرساختها، بستر تبلور تجربه زیسته انسان و آینهای از نسبت او با طبیعت، فرهنگ و جامعه است.
در ایران، روز جهانی شهرها در کشاکش دشواریها و چالشهای فزایندهای که شهرها با آن مواجهند، میتواند نقطه عطفی برای بازاندیشی در مسیر توسعه شهری، تقویت هماندیشی میان نهادهای مسوول و بازآرایی نظاممند سیاستها و رویکردهای برنامهریزی و طراحی شهری باشد. امروز، شهرهای ایران با مجموعهای از مسائل درهمتنیده، از نابرابریهای فضایی و فرسودگی بافتهای شهری تا مخاطرات محیطی، تغییرات اقلیمی و محدودیت منابع حیاتی، روبهرو هستند؛ مسائلی که مواجهه با آنها مستلزم عبور از نگاههای بخشی و کوتاهمدت و حرکت به سوی نگرشی یکپارچه، زمینهگرا و آیندهنگر است. در میان موضوعاتی که میتوانند در این روز، بهویژه در شرایط کنونی ایران، مورد توجه قرار گیرند، بازخوانی پیوند دیرینه شهر ایرانی با آب و بازتعریف این پیوند در چارچوب رویکرد «شهرسازی حساس به آب» جایگاهی ویژه دارد. آب، در جغرافیای ایران، همواره بیش از یک منبع طبیعی بوده است؛ آب، بنیان شکلگیری سکونتگاهها، سازماندهنده ساختار فضایی شهرها، عنصر هویتبخش منظر شهری و زمینهساز شکلگیری نظامهای اجتماعی و فرهنگی بوده است.
از قناتها و باغشهرهای ایرانی تا شبکههای تاریخی آبیاری و فضاهای عمومی شکلگرفته در مجاورت آب، تاریخ شهر ایرانی روایت همزیستی انسان، شهر و طبیعت است؛ روایتی که در آن، محدودیت منابع نه صرفا مانعی برای توسعه، بلکه زمینهای برای شکلگیری دانش، تدبیر و شیوههای پایدار زیستن بوده است. با این حال، در بخش مهمی از تجربه معاصر توسعه شهری، این پیوند تاریخی بهتدریج تضعیف شده است. گسترش بیرویه شهرها، تغییر در الگوهای مصرف و مدیریت آب، نادیدهگرفتن ظرفیتهای طبیعی و اقلیمی در فرآیندهای برنامهریزی و طراحی و فاصلهگرفتن از منطق سازگاری با محیط، زمینهساز بروز چالشهایی شده است که امروز آثار آن را در بسیاری از شهرهای کشور شاهد هستیم. از این منظر، مساله آب در شهرهای ایران، صرفا مساله تامین و مصرف نیست، بلکه مسالهای بنیادین در نحوه اندیشیدن به شهر، سازماندهی فضا و تعریف الگوهای توسعه شهری است.
شهرسازی حساس به آب، در چنین بستری، میتواند چارچوبی برای بازتعریف رابطه میان شهر و چرخه طبیعی آب فراهم آورد؛ رویکردی که بهجای مواجهه صرفا مهندسی و زیرساختی با آب، آن را بهعنوان یکی از مؤلفههای اصلی شکلدهنده ساختار، منظر و کیفیت زندگی شهری به رسمیت میشناسد. در این رویکرد، آب نه عنصری بیرون از فرآیند توسعه، بلکه بخشی جداییناپذیر از نظام برنامهریزی و طراحی شهری است؛ نظامی که باید از مقیاس حوضه آبریز تا محله و فضای عمومی، نسبت خود را با ظرفیتهای طبیعی و محدودیتهای محیطی بازتعریف کند.
تحقق چنین نگرشی، مستلزم بازاندیشی در فرآیند ساختارهای شهری، تقویت پیوند میان برنامهریزی شهری و مدیریت حوضههای آبریز، توجه به ظرفیت اکولوژیک سرزمین در تعیین جهت و میزان توسعه شهرها و بازتعریف نقش فضاهای باز و عمومی در مدیریت و احیای چرخه آب است. همچنین، حفاظت و احیای آبراهههای طبیعی، بازخوانی و بهرهگیری از دانش بومی مدیریت آب، توسعه زیرساختهای سبز و آبی، افزایش نفوذپذیری سطوح شهری و بازآفرینی فضاهای شهری با تاکید بر تابآوری اقلیمی، میتوانند از جمله محورهای موثر در این مسیر باشند. البته، شهرسازی حساس به آب صرفا مجموعهای از راهکارهای فنی یا مداخلات کالبدی نیست، بلکه تغییری در نگرش به شهر و توسعه است. این رویکرد، مستلزم تقویت همکاری میان نهادهای برنامهریزی شهری، مدیریت شهری، بخش آب، محیطزیست و جامعه محلی و نیز ارتقای مشارکت شهروندان در فرآیند تصمیمسازی و مدیریت منابع است. در این چارچوب، طرحهای توسعه شهری باید بیش از گذشته بتوانند میان نیازهای توسعه، ظرفیتهای محیطی و حقوق نسلهای آینده تعادل برقرار کنند.
روز جهانی شهرها، یادآور این حقیقت است که آینده شهرها را نمیتوان جدا از آینده سرزمین و منابع حیاتی آنها تصور کرد. برای ایران، این حقیقت بیش از هر زمان دیگری با مساله آب گره خورده است. بازگشت به خرد تاریخی شهر ایرانی در مواجهه با محدودیتهای محیطی، در کنار بهرهگیری از دانش و فناوریهای نوین، میتواند زمینهساز شکلگیری الگویی متناسب با ویژگیهای اقلیمی، فرهنگی و اجتماعی شهرهای کشور باشد. امروز، بیش از آنکه به بازتولید الگوهای توسعه متکی بر مصرف فزاینده منابع نیاز داشته باشیم، به بازاندیشی در بنیانهای شهرسازی و بازتعریف نسبت شهر با طبیعت نیازمندیم. شهرسازی حساس به آب، میتواند یکی از مسیرهای این بازاندیشی باشد؛ مسیری برای پیوند دوباره شهر ایرانی با بنیانهای طبیعی و تاریخی خود و برای ساختن شهرهایی که نه در تقابل با محدودیتهای سرزمین، بلکه در همزیستی هوشمندانه با آنها توسعه مییابند. شهر آینده ایران، شهری است که آب را نه صرفا منبعی برای مصرف، بلکه بخشی از هویت، ساختار و حیات خود میداند؛ شهری که در آن، توسعه با ظرفیتهای سرزمین معنا مییابد و پایداری، نه یک آرمان دوردست، بلکه مبنای تصمیمگیری امروز ماست. روز جهانی شهرها، فرصتی است برای بازاندیشی در این پیوند؛ پیوندی که احیای آن، ضرورتی برای آینده شهرهای ایران و مسوولیتی در برابر نسلهای پیشروست.
* مدیرکل دفتر طرحریزی شهری و طرحهای توسعه و عمران وزارت راهوشهرسازی