تهدید مهلک ایلان ماسک علیه دموکراسی
دنیای اقتصاد: ثروتمندترین مرد جهان میگوید دیگر فریب افسانه مردمسالاری را نمیخورد. او اکنون ثروت افسانهای خود را به کار گرفته تا بر انتخابات اثر بگذارد، کنگره را تهدید کند و موازنه قدرت در جهان را برهم بزند.
به گزارش خبرنگار گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، ثروتمندترین مرد جهان میگوید دیگر فریب افسانه مردمسالاری را نمیخورد.
او اکنون ثروت افسانهای خود را به کار گرفته تا بر انتخابات اثر بگذارد، کنگره را تهدید کند و موازنه قدرت در جهان را برهم بزند.
دیوید فوترل در نشریه «نیشن»۹ به واکاوی این چرخش خطرناک پرداخته و پرسش مهمی را پیش میکشد: وقتی چنین فردی که خود را مرجع خودخوانده جذاب بودن یا نبودن همهچیز میداند، ظاهراً به این نتیجه رسیده که دموکراسی پدیدهای بهشدت مشمئزکننده است، آیا نباید نگران شویم؟
در روز چهارم ژوئیه (روز استقلال آمریکا)، در حالی که میلیونها شهروند آمریکایی مشغول تماشای آتشبازی بودند، ایلان ماسک در شبکه اجتماعی ایکس که خودش مالکیت آن را در اختیار دارد، سرگرم گفتوگو با یک نویسنده داستانهای علمی-تخیلی درباره تفاوت «تولیدکنندگان» و گروهی که آنان را «مفتخورها»مینامید, در جامعه بود.
این نویسنده که دوون اریکسن نام دارد، خطاب به او نوشت: «ایلان، الان دقیقا همان لحظهای است که باید به خودت بیایی و لیبرالیسم کلاسیک را کنار بگذاری. اگر به مفتخورها حق رای بدهی، نهتنها هر روز سهم بیشتری میخواهند، بلکه کاری میکنند مفتخوری بیش از پیش رواج پیدا کند. حق رای همگانی به رنج همگانی ختم میشود.» پاسخ ماسک بسیار کوتاه بود: «به خودم آمدهام.»
همانطور که دیوید فرنچ، ستوننویس نیویورکتایمز با نگرانی یادآوری کرده، پاسخ ماسک بازتاب همان جمله منفور پیتر تیل، سرمایهگذار جنجالی سیلیکونولی در سال ۲۰۰۹ است. تیل آن زمان صراحتا گفته بود که دیگر آزادی و دموکراسی را با یکدیگر سازگار نمیداند.
پیتر تیل شاید از نخستین چهرههای دنیای فناوری بود که علنا به جنگ دموکراسی رفت، اما بسیاری دیگر راه او را ادامه دادند.
نخبگان سیلیکونولی و حلقههای پیرامونی آنها که همواره از مالیات بر ثروت و مقررات دولتی گلایه دارند، روزبهروز دشمنی بیشتری با اصل دموکراسی نشان میدهند. مارک اندریسن، سرمایهگذار سرشناس این حوزه، دموکراسی را پدیدهای قلابی خوانده و فیلیپو توماسو مارینتی، شاعر آیندهنگر و از نویسندگان مانیفست فاشیسم در سال ۱۹۱۹ را قهرمان خود معرفی کرده است. بالاجی سرینیواسان، کارآفرین فناوری و شریک سابق شرکت اندریسن هوروویتز نیز به پرچمدار ایده «دولت شبکهای» در سیلیکونولی تبدیل شده است.
این طرح در پی آن است که دموکراسیهای سنتی و به باور او کسلکننده را با دولتشهرهای مدرنی جایگزین کند که مدیران عامل شرکتها همچون پادشاه بر آنها فرمان میرانند.
در همین حال، کرتیس یاروین، نظریهپرداز سلطنتطلب و ارتجاعی که پیشتر با نام مستعار منسیوس مولدباگ در فضای راست افراطی وبلاگ مینوشت، اکنون به تعبیر مکس چافکین، نویسنده زندگینامه پیتر تیل، به فیلسوف سیاسی محفل دشمنان دموکراسی در دنیای فناوری بدل شده است. تیل سرمایهگذار پروژههای یاروین بوده و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور و دیگر دستپرورده تیل نیز او را دوست خود میداند.
اهرم استارلینک در میدان نبرد اوکراین
پیوستن ایلان ماسک به این جمع نامتجانس، به شدت نگرانکننده است. او به پشتوانه ثروت سرسامآور خود که حولوحوش یک تریلیون دلار میچرخد، به خودی خود دشمن قدرتمندی برای مردمسالاری محسوب میشود.
اما فراتر از ثروت، ماسک اکنون به لطف در اختیار داشتن بیش از ۸۰ درصد سهام حق رای در شرکت اسپیسایکس، از نفوذ ژئوپلیتیک بیسابقهای برخوردار است.
این سهام، اختیار کنترل کامل اینترنت ماهوارهای استارلینک را به او میدهد. این دارایی ماسک اکنون به بخش حیاتی زیرساخت ارتباطی در ۱۶۰ کشور جهان تبدیل شده و کارکرد آن صرفا به تامین اینترنت برای مناطق روستایی و دورافتاده محدود نیست. برای نمونه، ارتش اوکراین در جنگ با روسیه برای ارتباطات عمومی و فرماندهی خود به نسخه غیرنظامی استارلینک وابسته است.
کییف همزمان برای هدایت ناوگان پهپادی خود، چه در رهگیری پهپادهای روسی و چه در حمله به عمق خطوط دشمن، به سامانه استارشیلد اتکا دارد که نسخه نظامی همین فناوری است.
البته این توانمندی زمانی به کار میآید که دسترسی اوکراین به استارلینک و استارشیلد محدود نشود. در دهم اکتبر (۱۸ مهر) و پس از حملات اوکراین به پالایشگاههای نفت روسیه، ماسک با عصبانیت در شبکه ایکس نوشت که زلنسکی دیگر پا را فراتر از حد گذاشته است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا نیز که به همان اندازه از این حملات خشمگین بود، اعلام کرد زمان آن رسیده است که اوکراین رئیسجمهور جدیدی داشته باشد. تنها چهار روز بعد، در ۱۴ اکتبر (۲۲ مهر)،دسترسی اوکراین به سامانه استارشیلد به قدری محدود شد که استفاده از پهپادهای رهگیر عملا ناممکن گشت.
ماسک مدعی شد که شخصا ارتباط را قطع نکرده و دستور از سوی ترامپ صادر شده است. ترامپ هم در مقابل گفت که این کار را نکرده و گمان نمیکند کار ایلان بوده باشد. به این ترتیب ترامپ ظاهرا تقصیر را به گردن یک عامل خیالی و نامرئی انداخت.
پس از یک هفته انکار پیاپی از سوی دو طرف، ماسک روز شنبه ۲۴اکتبر (۲ آبان) با انتشار پستی در شبکه ایکس فضا را از این هم غبارآلودتر کرد. او پذیرفت که استارلینک را محدود کرده، اما منکر ایجاد محدودیت در استارشیلد شد.
به ادعای او، اوکراینیها با استفاده از این سامانه برای حملات پهپادی تهاجمی و کشتن انسانها، قوانین کاربری را زیر پا گذاشتهاند.
مقامات اوکراینی در واکنش اعلام کردند که نهتنها چنین تخلفی نکردهاند، بلکه اساسا امکان آن را هم نداشتهاند، چراکه استارلینک به گونهای طراحی شده است که در خاک روسیه کار نمیکند. یکی از مشاوران زلنسکی هم با کنایه گفت بسیار عجیب است که ماسک از محدودیتهای فنی فناوری خودش خبر ندارد.
ماسک در ادامه پیام خود اصرار داشت که کنترل سامانه نظامی استارشیلد در دست دولت آمریکاست و نه شخص او. با این حال، با لحنی تهدیدآمیز افزود که اگر استارلینک خاموش شود، خط مقدم اوکراین بلافاصله فرو خواهد پاشید و تاکید کرد که این جمله تهدید نیست، بلکه بیان واقعیت است.
او در پایان نوشت هیچ حسی جز نفرت و تحقیر مطلق نسبت به جنگطلبان شرور و ریاکاری ندارد که به دنبال کشتار بیپایان هستند و هیچ راهحل واقعبینانهای برای پایان جنگ ارائه نمیدهند. این جملات احتمالا طعنهای به کسانی است که معتقدند اوکراین نباید بهای صلح را با واگذاری فوری خاک خود بپردازد.
فارغ از اینکه کدام روایت درباره ماجرای استارلینک درست باشد، اکنون کاملا روشن است که ایلان ماسک با آن خلقوخوی دمدمیمزاج و بدون داشتن هیچگونه جایگاه انتخابی، حق ندارد سیاست خارجی آمریکا را تعیین کند. اینکه او چنین قدرتی در دست دارد، نهتنها برای اوکراین، بلکه برای دموکراسی در آمریکا نیز یک تهدید جدی است.
سیل دلارهای سیاه در کارزارهای انتخاباتی
در عرصه داخلی نیز ماسک میتواند به پشتوانه ذخایر عظیم نقدینگی خود، حملهای تمامعیار و هماهنگ را، بیشباهت به یک عملیات پهپادی، علیه نظام سیاسی آمریکا ترتیب دهد.
به گزارش بلومبرگ، ماسک بیش از ۴۴۵ میلیون دلار به کمیتههای اقدام سیاسی همسو با جمهوریخواهان و صندوقهای غیرشفاف تزریق کرده تا کفه ترازو را در انتخابات میاندورهای نوامبر به نفع جریان دلخواه خود سنگین کند.
دستکم ۱۵۸ میلیون دلار از این رقم به کارزار انتخاباتی کن پکستون اختصاص یافته است. پکستون چهرهای جنجالی است که در ایالت تگزاس، محل سکونت فعلی ماسک، برای ورود به سنا رقابت میکند و ماسک عملا تامین مالی کل کارزار او را بر عهده گرفته است.
سرازیر کردن چنین پول هنگفتی به یک رقابت انتخاباتی، در عمل رای دادن علیه خود دموکراسی است. این کار تلاشی برای مهندسی آرا از طریق بمباران تبلیغاتی رایدهندگان مردد و کماطلاع به شمار میرود. نمونه بارز آن، بروشورهایی است که کمیته اقدام سیاسی خود ماسک موسوم به «آمریکا پک» به صورت انبوه برای رایدهندگان فرستاده و در آنها هشدار داده است که چپ سوسیالیست دارد آمریکا را نابود میکند.
جالب اینجاست که کمیته آمریکا پک، چهار برابر پولی که خرج حمایت از پکستون کرده، صرف تخریب رقیب دموکرات او یعنی جیمز تالاریکو کرده است. ماسک علاوه بر تبلیغات این کمیتهها، در شبکه ایکس هم که ۲۴۱ میلیون دنبالکننده دارد، حملات مستقیم و تندی را علیه تالاریکو ترتیب داده و او را فردی چندشآور خوانده است.
او هفته گذشته در پستی نوشت که تالاریکو یک جای کارش به شدت میلنگد و در پست دیگری مدعی شد تالاریکو رای خواهد داد تا فرزندان شما را نهتنها در تگزاس، بلکه در سراسر کشور از خانوادهها بگیرند و تغییر جنسیت دهند و این کار را شرارت محض نامید.
بدیهی است که تالاریکو هرگز چنین قصدی ندارد. ماسک که با دختر تراجنسیتی خود، ویوین جنا ویلسون، قطع رابطه کرده است، آشکارا با این موضوع برخوردی شخصی دارد و حاضر نیست واقعیت را ببیند.
ترسناکترین بخش هزینهکردهای سیاسی ماسک، بزرگی این ارقام نیست، بلکه ناچیز بودن آن در برابر کل دارایی اوست. در دنیای سیاست، نیم میلیارد دلار پول هنگفتی است، اما در مقیاس ثروت ماسک، صرفا یک پول خرد و کسری ناچیز از دارایی کلان او به حساب میآید.
او در سال ۲۰۲۲ مبلغ ۴۴ میلیارد دلار بابت خرید توییتر پرداخت و آن را به جولانگاه فعلی گروههای افراطی تبدیل کرد. این رقم ۹۹ برابر پولی است که او پاییز امسال وارد کارزارهای انتخاباتی جمهوریخواهان کرده است.
بر اساس شاخص لحظهای ثروت در نشریه فوربز، تنها در همین ساعاتی که صرف نوشتن این سطور شد، ثروت خالص ماسک به لطف خوشبینی سرمایهگذاران در بازار روز جمعه ۲۳ اکتبر (۱ آبان)، بیش از ۱۰ میلیارد دلار افزایش یافت. او به راحتی میتواند پول بسیار بیشتری وارد انتخابات میاندورهای کند و به گمان فوترل همین کار را هم خواهد کرد.
هراس از حسابکشی کنگره و تهدید منتقدان
یکی از دلایل این گمانهزنی، نگرانی آشکار ماسک از عواقب شکست جمهوریخواهان در انتخابات پیش رو برای شخص خودش است.
ماسک که زمانی یک نابغه نامتعارف در دنیای فناوری به شمار میرفت، اخیرا شاهد سقوط محبوبیت خود به سطوحی مشابه دونالد ترامپ بوده است. نظرسنجی مشترک اکونومیست و یوگاو در اوایل ماه جاری، محبوبیت او را تنها ۳۴ درصد برآورد کرده است.
از همین رو عجیب نیست که برخی نمایندگان دموکرات زمزمههایی را درباره احضار او به کنگره آغاز کردهاند تا درباره مسائل مختلف، از جمله تخلفات و پنهانکاریهای وزارت کارآمدی دولت و هزینههای انسانی سنگین آن توضیح دهد. حتی چند نماینده جمهوریخواه هم میخواهند از او بپرسند که در ماجرای استارلینک دقیقا چه اتفاقی افتاده است.
کارا سوییشر، روزنامهنگار باسابقه حوزه فناوری، هفته گذشته در پادکست بولوارک گفت که اگر جمهوریخواهان اکثریت مجلس نمایندگان و سنا را از دست بدهند، دموکراتها بار دیگر تحقیقات خود را به جریان میاندازند و نام ماسک قطعا در صدر فهرست آنها قرار دارد.
او حتی گمانهزنی کرد که اگر کامالا هریس در انتخابات ۲۰۲۴پیروز میشد، ماسک شاید اکنون در زندان بود. به گفته سوییشر، دلیل این مساله انتقامجویی شخصی هریس نبود، بلکه پرسشهای بسیاری است که پیرامون شرکتهای مختلف ماسک وجود دارد.
ماسک به این سخنان با خشم فراوان واکنش نشان داد. او با لحنی تهدیدآمیز نوشت کسی که با شمشیر زندگی میکند با شمشیر هم میمیرد و افزود به نظر میرسد سوییشر واقعا دلش میخواهد به زندان بیفتد.
او البته توضیح نداد که این روزنامهنگار به چه جرمی باید زندانی شود. ظاهرا در دنیای امروز، نگاه انتقادی یک روزنامهنگار به عملکرد ماسک، جرمی است که مجازات زندان در پی دارد.
ماسک در پست دیگری که بیشتر به دیالوگ شخصیتهای شرور در فیلمهای سطح پایین شباهت داشت، نوشت کسانی که با او درگیر میشوند باید بدانند که او کشف خواهد کرد چه کسانی در پشت صحنه عروسکگردانی میکنند و به جای عروسکهای خیمهشببازی، مستقیما سراغ خود آنها خواهد رفت.
اگر ماسک صرفا یک کاربر عادی و پرخاشگر در شبکه ایکس بود، هیچیک از این حرفها اهمیتی نداشت. فاجعه اینجاست که این فرد نامتعادل، ایلان ماسک است.
غول صنعتی و رسانهای دمدمیمزاجی که از نظر عاطفی نابالغ مانده، بسیار فراتر از استحقاقش به پول و قدرت دست یافته و نشان داده که اغلب تصمیماتش برآمده از هوسهای عجیب و امیال تاریک ذهنی اوست.
در چنین شرایطی، وضع مالیاتهای سنگین بر میلیاردرهایی همچون او، یک وظیفه دموکراتیک برای حفظ سلامت جامعه است.
تردیدی نیست که درآمد حاصل از این مالیاتها کاربردهای فراوانی دارد، اما مساله مهمتر این است که ما مدتهاست از نقطه بحرانی عبور کردهایم و ثروت ماسک، قدرتی به او بخشیده که ذاتا با دموکراسی سازگار نیست. پدیده ایلان ماسک، محصول مستقیم شکست در سیاستگذاری است./