خلیج فارس درگیر آشفتگی عمیق؛

گورستان تسلیحات غربی در بیابان‌های عربستان

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۴۳۰۴۲۶۰ خبر و دیپلماسی

منطقه خلیج فارس درگیر آشفتگی عمیقی است. عربستان سعودی که دهه‌ها یکی از قدرت‌های مسلط منطقه بود و با تکیه بر ثروت نفتی خود توجه و همراهی بخش بزرگی از جهان را جلب می‌کرد، اکنون به‌سختی سر پا مانده است.

گورستان تسلیحات غربی در بیابان‌های عربستان

به گزارش خبرنگار گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، منطقه خلیج فارس درگیر آشفتگی عمیقی است. عربستان سعودی که دهه‌ها یکی از قدرت‌های مسلط منطقه بود و با تکیه بر ثروت نفتی خود توجه و همراهی بخش بزرگی از جهان را جلب می‌کرد، اکنون به‌سختی سر پا مانده است. غیرنظامیان کشته می‌شوند، نیروهای آمریکایی در حال تخلیه‌اند و فرودگاه‌های اصلی کشور بر اثر حملات موشکی انصارالله هر از گاهی تعطیل می‌شوند. ثروتمندان تا آنجا که می‌توانند می‌گریزند و زائران خارجی نیز با احتیاط راهی این کشور می‌شوند.

محمد بن‌سلمان، ولیعهد و حاکم بالفعل عربستان، امروز مانند بسیاری دیگر از حاکمان کشورهای خلیج فارس به‌شدت نگران است. گزارش‌ها حاکی از آن است که او پیوسته میان کاخ‌های مجهز به پناهگاه و به‌شدت محافظت‌شده جابه‌جا می‌شود.

نیروهای مسلح عربستان، با وجود هزینه‌های سرسام‌آوری که صرف تجهیز آن‌ها شده، در مهار انصارالله ناتوان به نظر می‌رسند و ظاهراً نه قدرت هوایی آمریکا و نه سربازان سعودی، هراس چندانی در دل نیروهای یمنی نمی‌اندازند. ماجرا از چه قرار است؟

مکس هستینگز، ستون‌نویس بلومبرگ، در یادداشت اخیر خود روایت می‌کند که سال‌ها پیش در گفت‌وگو با یکی از مقام‌های ارشد دفاعی بریتانیا، این دیدگاه را مطرح کرده بود که سرازیر کردن تسلیحات آمریکایی و بریتانیایی به خلیج فارس، بی‌آنکه مشخص باشد حاکمان منطقه قرار است با آن‌ها چه کنند، اقدامی نسنجیده و بی‌پرواست. آن مقام در پاسخ گفته بود که فروش این تسلیحات یکی از منابع مهم درآمد ارزی بریتانیاست و بیشتر این تجهیزات نیز در نهایت در بیابان خاک خواهند خورد. به نوشته هستینگز، توصیف آن مقام از آنچه می‌توان «بزرگ‌ترین گورستان تجهیزات نظامی تاریخ» نامید، همچنان در ذهنش باقی مانده است.

زرادخانه‌های پر و میدان‌های خالی

فارغ از اینکه آن ارزیابیِ بیست سال پیش تا چه حد دقیق بوده، امروز واقعیت این است که ناکارآمدی نیروهای مسلح عربستان به‌محض ورود به میدان نبرد آشکار می‌شود. در ارتش بریتانیا تعبیری رایج است که می‌گوید همه تجهیزات فراهم است، اما از فکر و برنامه خبری نیست.

این وضعیت دلایل متعددی دارد. حاکمان نگران کشورهای خلیج فارس دهه‌ها کوشیده‌اند میان کارایی عملیاتی ارتش و امنیت حکومت تعادل برقرار کنند تا هیچ رقیبی به پایگاه قدرت لازم برای کودتا دست نیابد. در عربستان، فرماندهی بخش‌های مختلف نیروهای مسلح میان شاهزادگان تقسیم شده بود، هرچند بن‌سلمان برای تمرکز بخشیدن به ساختار فرماندهی و حرفه‌ای‌تر کردن آن تلاش کرده است.

ارتش‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس افسران برجسته‌ای نیز دارند.چنان‌که در سال‌های اخیر، یک دانشجوی افسری بحرینی و یک دانشجوی اماراتی موفق به دریافت «شمشیر افتخار» از آکادمی نظامی سلطنتی سندهرست بریتانیا شده‌اند. با این حال، بسیاری از نیروهای رزمی آن‌ها، یعنی سربازان و افراد رده‌پایین، پیمانکاران خارجی‌اند.

خدمات پشتیبانی تجهیزات پیشرفته نیز اغلب به دست خارجی‌ها ارائه می‌شود. شرکت بریتانیایی «بی‌ای‌ئی سیستمز» هزاران نفر را در عربستان به کار گرفته است. اگرچه بسیاری از کارکنان این شرکت نیروهای بومی‌اند، کشورهای خلیج فارس برای عملیاتی نگه داشتن جنگنده‌های خود همچنان به متخصصان خارجی وابسته‌اند و در زمینه اطلاعات و پدافند هوایی نیز به آمریکا چشم دوخته‌اند.

در ماه‌های اخیر، واقعیتی تلخ آشکار شده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در مواجهه با ایران و انصارالله توان چندانی برای کمک به کشورهای خلیج فارس ندارد. روایت‌های نگران‌کننده‌ای از دشواری‌های نیروی دریایی آمریکا در حفظ محاصره ایران در این منطقه دوردست شنیده می‌شود. دست‌کم ۱۰ ناو جنگی، دو گروه رزمی ناو هواپیمابر و پنج اسکادران جنگنده اضافی در این مأموریت حضور دارند و فشار بر نیروها و تجهیزات بسیار سنگین است. به نقل از نویسنده، یکی از افسران برآورد کرده که بازگشت نیروی دریایی آمریکا به شرایط عادی ۱۰ سال زمان خواهد برد. در این میان، چه کسی می‌تواند پیش‌بینی کند که چین چه اقدامی انجام خواهد داد؟

کشورهای خلیج فارس که با حملات موشکی پی‌درپی مواجه‌اند، تقریباً امید خود را به مداخله نجات‌بخش آمریکا از دست داده‌اند. نه واشنگتن و نه ریاض روایت قابل‌قبولی از وضعیت موجود ارائه نمی‌کنند.

هستینگز سفر نیم‌قرن پیش خود به یمن را به یاد می‌آورد. سرزمینی که در آن روزگار بسیار خشن و در عین حال باشکوه بود، با کوه‌های خشک و معماری منحصربه‌فرد کاخ‌ها و خانه‌های بلند، مربع‌شکل، سفید و آراسته.

در آن زمان هر مرد قبیله‌ای تا دندان مسلح بود، اما اهداف نظامی آن‌ها از تصرف شهر مجاور یا مرکز یک منطقه فراتر نمی‌رفت. امروز اما پیچیدگی عملیات انصارالله، ناظران کارکشته خارجی را نیز شگفت‌زده کرده است. توافق آتش‌بس سال ۲۰۲۲ با عربستان و امارات به آن‌ها فرصت داد تا تجدید قوا کنند، دوباره مسلح شوند و بر فناوری موشکی و پهپادی تسلط یابند.

نیروهای انصارالله اکنون بیش از هر زمان دیگری در استفاده از تجهیزات پیشرفته و شکل دادن به افکار عمومی، چه در داخل و چه در سطح جهانی، اعتمادبه‌نفس دارند. شمار نیروهایشان به ده‌ها هزار نفر می‌رسد و اگرچه جنگنده در اختیار ندارند، برتری هوایی دشمن نیز نتوانسته است تأثیر تعیین‌کننده‌ای علیه آن‌ها داشته باشد.

دیپلماسی چک‌پول در سایه افول هژمونی آمریکا

عربستان نشان داده است که توان درهم شکستن انصارالله را از راه نظامی ندارد. روابط ریاض و ابوظبی تیره شده و بن‌سلمان نیز می‌داند متحدان فرضی‌اش در ترکیه و پاکستان تمایلی به حمله زمینی به یمن ندارند. درخواست‌های عربستان از چین برای ترغیب شرکای ایرانی خود به خویشتن‌داری نیز راه به جایی نبرده است.

درس عبرت‌آموز این ماجرا برای غرب آن است که کشورهای خلیج فارس، به دلیل ناکارآمدی نظامی و ناامیدی از حمایت آمریکا، ممکن است ناچار شوند به فراوان‌ترین منبع خود یعنی پول متوسل شوند. صادرات نفت و گاز از تنگه هرمز تا حدودی از سر گرفته شده است و برخی گمان می‌کنند این تحول نتیجه پرداخت‌های محرمانه به ایرانی‌هاست.

به نوشته هستینگز، یکی از ژنرال‌های بریتانیایی توجه او را به کتاب «جهان در رکود» (منتشرشده در سال ۱۹۷۳) اثر چارلز کیندلبرگر، اقتصاددان برجسته آمریکایی، جلب کرده است. استدلال اصلی کتاب این بود که در سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۹، بریتانیا چنان تضعیف شده بود که دیگر توان اعمال هژمونی گسترده و سنتی خود را نداشت. در همان حال، آمریکا نیز هنوز برای ورود به صحنه آماده نبود و در نتیجه، رقبا از این خلأ قدرت بهره بردند.

این ژنرال معتقد است که اکنون نیز سناریوی تاریک مشابهی در حال شکل‌گیری است. آمریکا تمرکز خود را به نیم‌کره غربی و چین معطوف کرده و دیگر نه تمایلی دارد و نه از توان لازم برخوردار است که جهان را مانند گذشته اداره کند. در چنین شرایطی، حملات پراکنده به ایران را نمی‌توان یک «راهبرد» نامید و هیچ‌یک از حاکمان خلیج فارس نیز خود را با چنین تصوری فریب نمی‌دهند. به نظر می‌رسد ترامپ سرگرم تلاش برای میانجی‌گری در معامله‌ای است که به فروش نقدی اوکراین به ولادیمیر پوتین شباهت دارد. در خلیج فارس، تنها ایران و متحدانش با اعتمادبه‌نفس ظاهر می‌شوند.

کشورهای خلیج فارس، چه با حضور آمریکا و چه بدون آن، نشان داده‌اند که توان مقابله نظامی با ایران و انصارالله را ندارند. از این‌رو، ممکن است به جای قدرت نظامی، به منابع مالی خود متوسل شوند و این تحول پیامدهای بسیار نامطلوبی برای غرب خواهد داشت.

عربستان سعودی یکی از بازندگان اصلی جنگ آمریکا علیه ایران است. پیش‌بینی می‌شود تولید ناخالص داخلی این کشور در سال ۲۰۲۶ به دلیل افت شدید فعالیت‌های نفتی کاهش یابد. رؤیاهای عربستان برای تبدیل شدن به قطب منطقه‌ای نیز با دیوار واقعیت برخورد کرده است.

نتیجه منطقی این تحولات، فرسایش اقتدار اخلاقی، سیاسی و راهبردی ایالات متحده در جایگاه یک متحد برای عربستان است و بعید به نظر می‌رسد کسی در کاخ سفیدِ کنونی بداند چگونه می‌توان این اقتدار ازدست‌رفته را احیا کرد.

 

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن