مقاومت بزرگراهی ترافیک تهران
- ترافیک شهرها در جهان بهخصوص در مواقع بروز بحران با «دادههای ترافیکی» و هدایت هوشمند جریان تردد خودروها مدیریت میشود نه صرفا با «بزرگراهسازی»
- شهروندان تهرانی از هر نوع اطلاعرسانی لحظهای درباره «پیشبینی ازدحام در بزرگراهها» و «معرفی مسیرهای جایگزین» توسط مدیریت ترافیک شهر محروم هستند
- «مدیریت هوشمند شهر» در ماجرای سیل عظیمیه کرج میتوانست با پیشبینی سیل از بالادست و انسداد بزرگراه سیلزده قبل از وقوع جلوی خسارت به خودروها را بگیرد
دنیای اقتصاد - راضیه احقاقی : عدم تعریف و اجرای «مدیریت هوشمند ترافیک» و استمرار روشهای سنتی برای مدیریت جریان ترافیکی به یکی از چالشهای پایتخت منجر شده است؛ در سالهای گذشته همواره «بزرگراهسازی و توسعه معابر» ارجح بر «مدیریت هوشمند ترافیکی» بوده و این موضوع باعث شده تا بهرغم توسعه معابر، اما گرههای ترافیکی شهر باز نشوند. البته توسعه حملونقل عمومی و ارتقای مطلوبیت آن، مهمترین روش برای کاهش جریان ترافیکی در کلانشهرها است، اما در کنار آن، مدیریت هوشمند ترافیک نقش غیرقابل انکاری در مدیریت جریان ترافیکی ایفا میکند.
اصرار بر مدیریت ترافیک بر مبنای روشهای سنتی و عدم اجرای مدیریت هوشمند ترافیک در شرایط عادی، جریان ترافیکی را شدت بخشیده و نارضایتی شهروندان را افزایش میدهد؛ اما این موضوع در زمان بحران میتواند فرآیند تخلیه سریع و ایمن جمعیت، انتقال تجهیزات و تسهیل دسترسی نیروهای امدادی را دچار اختلال کند و مانع مدیریت موثر بحران شود.
محمود صفارزاده، استاد حملونقل دانشگاه تربیت مدرس، و شهریار افندیزاده، استاد حملونقل دانشگاه علم و صنعت، در نشست تخصصی «مدیریت هوشمند تخلیه اضطراری و جریان ترافیک کلانشهرها در شرایط بحران» ضمن انتقاد از مدیریت سنتی کنترل ترافیک در شهرهای کشور تاکید داشتند که «مدیریت ترافیک و اثربخشی تخلیه اضطراری در کلانشهرها بیش از آنکه به گستردگی زیرساختهای فیزیکی وابسته باشد به هوشمندی نظام تصمیمگیری و توانایی یکپارچهسازی دادهها و استفاده از آن در تصمیمگیری» وابسته است. بررسیهای «دنیایاقتصاد» نشان از آن دارد که مدیریت هوشمند شهر در سایه «منافع بزرگ توسعه معابر و بزرگراهسازی»، «عدم همکاری نهادها در تبادل دادههای در اختیار» و در برخی موارد «محرمانه تلقی شدن داده ترافیکی» به حاشیه رانده شده است. این در حالی است که مدیریت هوشمند ترافیک شهرها میتواند از شدت تلفات در حوادثی نظیر زلزله بم، حادثه پلاسکو و حتی سیل عظیمیه کرج بکاهد. درواقع امروز کلانشهرهای مهم دنیا بر مبنای «مدیریت هوشمند ترافیک» از شدت خسارات و تلفات احتمالی حوادث طبیعی و غیرطبیعی میکاهند؛ اما نبود آن در شهرهای کشور باعث شده است ترافیکهای معمول نیز بحرانساز شوند و هر بحران قابل مدیریتی به بحرانی غیرقابل مدیریت تبدیل شود.
یکپارچگی اطلاعات؛ حلقه مفقوده مدیریت هوشمند شهری
شهریار افندیزاده، استاد حملونقل دانشگاه علم و صنعت، در نشست تخصصی «مدیریت هوشمند تخلیه اضطراری و جریان ترافیک کلانشهرها در شرایط بحران» بر اهمیت تخلیه اضطراری شهرها در شرایط بحران تاکید کرد و گفت: تخلیه سریع و ایمن جمعیت، انتقال تجهیزات و تسهیل دسترسی نیروهای امدادی از عوامل حیاتی در کاهش تلفات و مدیریت موثر بحرانهای شهری است. با این حال، وقوع سوانح میتواند با تغییر ناگهانی الگوی سفر، افزایش تقاضای تخلیه و کاهش ظرفیت شبکه معابر، جریان ترافیک را مختل کند و عملیات امدادرسانی را با تاخیر مواجه سازد.
افندی زاده افزود: در شرایط بحران، افزایش ناگهانی تقاضای تخلیه در کنار کاهش ظرفیت معابر بر اثر خسارت، انسداد و ازدحام، «جابهجایی ایمن جمعیت» را دشوار میکند. صفهای طولانی، قفلشدگی معابر و رفتارهای غیرعادی رانندگان نیز احتمال تصادفات زنجیرهای و انسداد مسیرهای حیاتی را افزایش میدهد. ازاینرو، تخلیه اضطراری شهری صرفا جابهجایی شهروندان نیست، بلکه فرآیندی پویاست که مدیریت جریان ترافیک، تعیین مسیرهای بهینه، حفظ دسترسی نیروهای امدادی و اطلاعرسانی به شهروندان را دربرمیگیرد. مدیریت هوشمند تخلیه با تلفیق دادههای لحظهای و فناوریهای هوشمند، امکان پایش وضعیت معابر، شناسایی مسیرهای مناسب و تصمیمگیری سریع برای هدایت ترافیک را فراهم میکند. هدف این رویکرد، کاهش زمان تخلیه، جلوگیری از گلوگاههای ترافیکی، تسهیل امدادرسانی و کاهش تلفات انسانی است.
افندیزاده در بخش دیگری از صحبتهای خود عنوان کرد: مایکل لیندن یکی از برجسته ترین محققان جهان در حوزه برنامهریزی مدیریت بحران و تخلیه اضطراری معتقد است: اثربخشی تخلیه اضطراری در کلانشهرها بیش از آنکه به گستردگی زیرساختهای فیزیکی وابسته باشد، به هوشمندی نظام تصمیمگیری و توانایی یکپارچهسازی دادههای بلادرنگ در فرآیند فرماندهی حادثه بستگی دارد؛ چراکه در قرن بیستویکم، مدیریت بحران پیش از آنکه مدیریت جریانهای ترافیکی باشد، مدیریت جریانهای اطلاعاتی است. در روش سنتی، مسیرها از پیش تعیین میشوند و مدیریت ترافیک عمدتا بر مشاهدات میدانی، کنترل دستی و گزارشهای فرماندهی متکی است؛ اما در روش هوشمند، مسیرها براساس شرایط لحظهای ترافیک انتخاب میشوند، زمان چراغها با توجه به طول صف تنظیم میشود و دادههای دوربینها و حسگرها برای تشخیص حوادث و تخصیص نیروهای امدادی به کار میروند. همچنین اطلاعرسانی از طریق تابلوهای پیام متغیر و اپلیکیشنهای مسیریابی انجام میشود و اطلاعات بهروز، تصمیمگیری فرماندهان بحران را پشتیبانی میکند.
مدیریت هوشمند ترافیک پنج گام اصلی دارد: پایش لحظهای شبکه، پیشبینی و تشخیص ازدحام، انتخاب و بهینهسازی مسیرها، کنترل و هدایت جریان ترافیک و اولویتدهی به خودروهای امدادی. مدیریت هوشمند تخلیه اضطراری بر سه اصل استوار است. نخست، گذار از مدیریت انفعالی به مدیریت هوشمند: حل بحران ترافیکی صرفا با افزایش عرض معابر ممکن نیست و به پیشبینی جریان ترافیک و بهینهسازی ریاضی نیاز دارد. دوم، استفاده از استانداردهای بینالمللی و تجربههای آزمودهشده: انطباق دستورالعملهای محلی با استانداردهای معتبر، هزینه آزمونوخطا را کاهش میدهد. سوم، یکپارچگی اطلاعاتی: تبادل دوطرفه و لحظهای داده میان مرکز کنترل ترافیک، خودروهای امدادی و شهروندان، شرط تصمیمگیری پویا و هدایت موثر جریان ترافیک است. در مجموع، موفقیت الگوی بومی به هماهنگی زیرساخت فیزیکی، سامانههای هوشمند، نهادهای مسوول و اطلاعرسانی عمومی وابسته است.
دادهمحوری؛ ضرورت مدیریت هوشمند ترافیک
محمود صفارزاده، استاد حملونقل دانشگاه تربیت مدرس، در نشست تخصصی «مدیریت هوشمند تخلیه اضطراری شهر در زمان بحران» گفت: مدیریت ترافیک در شرایط بحران، سه کلیدواژه دارد؛ بحران، ترافیک و مدیریت. بحرانها به دو دسته طبیعی و انسانی تقسیم میشوند و ویژگی مهم آنها، غیرقابلپیشبینی بودن زمان وقوعشان است. ترافیک نیز به جریان جابهجایی اشاره دارد؛ اما زمانی که تقاضای حرکت از ظرفیت شبکه معابر فراتر میرود، همین جریان ترافیکی میتواند به بحران تبدیل شود. در نهایت، نیز واژه مدیریت قرار دارد؛ در کشور ما، مدیران اجرایی اغلب به دنبال اجرای برنامههایی هستند که در دوره کوتاه مسوولیتشان به نتیجه برسد و کمتر به برنامهریزی برای بحرانهایی توجه میکنند که زمان وقوع آنها مشخص نیست. بنابراین، مشکل اصلی در این حوزه بیش از آنکه بحران یا ترافیک باشد، مساله مدیریت است.
صفارزاده در ادامه، با اشاره به نمونههایی از تخلیه اضطراری مدیریتشده در جهان گفت: در کشورهای اروپایی مستعد سیل، سناریوهای وقوع سیل از پیش شبیهسازی شده و حسگرهایی در بالادست رودخانهها نصب شدهاند. در صورت عبور شدت بارش از حد مشخص در بازه زمانی معین، هشدار بهسرعت به مناطق پاییندست ارسال میشود تا اقدامات پیشگیرانه و تخلیه احتمالی بهموقع انجام شود. اما در ایران چنین سنسور و شیوه اطلاعرسانی وجود ندارد، نتیجه این موضوع اتفاقاتی نظیر سیل دروازه قرآن شیراز و سیل عظیمیه کرج بود که اگر چنین سیستمی وجود داشت قطعا از تلفات جلوگیری میشد. در زلزله سال۱۳۸۲ بم، هجوم مردم از کرمان به سمت بم باعث شد تا مسیر شهر مسدود شود، مسیر ۳ساعت بهدلیل ترافیک به ۱۴-۱۵ ساعت رسید؛ بهنحویکه خودروهای امدادی امکان رسیدن به شهر را نداشتند. در پلاسکو تهران نیز مردم عادی حلقه اول را گرفته بودند، این در حالی است که اگر مردم آموزش دیده باشند و به سمت محل حادثه نروند و حتی فرار از محل حادثه نیز براساس زونبندی باشد، با مدیریت جریان ترافیکی از شدت خسارات جانی کاسته میشود.
صفارزاده در ادامه بر لزوم حرکت به سمت هوشمندسازی ترافیکی شهر تاکید کرد و گفت: امروز ابزار شبیهسازی نیز گسترده شده است، اگر پایگاه داده قوی وجود داشته و در اختیار نهادهای علمی قرار داشت، امکان شبیهسازی، پیشبینی و ارائه راهکار وجود داشت؛ اما عدم دسترسی به داده، برنامهریزی را دشوار کرده است. بنابراین لازم است که مسوولان دادههای ترافیکی را بهصورت مستمر جمعآوری و پردازش کنند و بهجای اتکا به تابلوهای ثابت خیابانی، از ابزارهای اطلاعرسانی پویا استفاده کنند تا پیامها و مسیرهای پیشنهادی متناسب با شرایط لحظهای بحران به شهروندان اعلام شود.