شانس بالای مجیدی در بوسان

این نشریه نوشت آخرین فیلم مجید مجیدی، کارگردان پیشکسوت، با بازی عالی محمد رحیمی بازیگر نقش اصلی، تکمیل شده است.

کامبولی کمبل منتقد ورایتی نوشته است: «غذای نیمروز» درباره هنر آشپزی نیست، اما تا حدی درباره آداب غذا خوردن است، آدابی که با کمبود، ارزشمندتر می‌شوند. اما فراتر از آن، فیلم جدید مجید مجیدی، درباره حق داشتن غذا است، مبارزه‌ای طاقت‌فرسا برای یافتن و تهیه آن در غیاب مراقبت‌های دولتی. این فیلم که در روستای گورانکش ایران، واقع در منطقه‌ای خشک و به ظاهر نامساعد، ساخته شده‌است، داستان معلم مدرسه داوود سولان (محمد رحیمی) را دنبال می‌کند که اگرچه از وزارت آموزش و پرورش حقوق می‌گیرد، اما چرخاندن مدرسه از طریق بودجه خصوصی تامین می‌شود و وقتی نیکوکاری که به او کمک می‌کرد، فوت می‌کند، وقفه در تامین غذا، کل مدرسه را به خطر می‌اندازد؛ بدون ناهار، بچه‌ها دیگر به مدرسه نمی‌آیند و این موجب می‌شود تا مدرسه پس از ۲هفته تعطیل شود.

این منتقد در ادامه می‌نویسد: سخت است که تحت تاثیر اقدامات ناامیدانه‌ای که سولان برای باز نگه داشتن مدرسه‌اش انجام می‌دهد، قرار نگیرید؛ او اجاره خانه‌اش را صرف غذا می‌کند و شب‌ها به قاچاق و فروش سوخت می‌پردازد تا بتواند مدرسه را باز نگه دارد. عزم او برای باز نگه داشتن مدرسه با برخی سوال‌های اخلاقی همراه است و این همان چیزی است که «غذای نیمروز» را جالب‌تر و پرمخاطره‌تر از حد انتظار می‌کند. آیا کودکان روستاهای دیگر را در کلاسش بپذیرد و آیا مادرش را برای پذیرایی از مهمانان به قیمت احتمالی غذای بچه‌ها، سرزنش کند؟

بازی رحیمی و کاوش صبورانه مجیدی در واکنش‌های او، بیشتر رمزگشایی ایده‌آل‌گرایانه برای نمایش آرزوی کارگردان برای جهانی انسانی است و طرح این سوال که چه مقدار از کاری که او انجام می‌دهد خیریه است و چه مقدار از آن برای حقوق تضمین شده؟

منتقد با تحسین رویکرد خویشتن‌دارانه و ناتورالیستی مجیدی و مبهم نگه داشتن عمدی نیات سولان - فراتر از تمایل او به باز نگه داشتن مدرسه - مطالعه در این شخصیت جذاب را به عنوان مردی صادق اما عمیقا متناقض و از همه مهم‌تر، ناامید، از نکات برجسته فیلم می‌داند که تاثیر بسیار خوبی به جای می‌گذارد. اینجاست که خشم «غذای نیمروز» ظاهر می‌شود، ناامیدی ذاتی از اینکه چگونه بسیاری از موسسه‌ها به طور مداوم در گرفتن ساده‌ترین تصمیم در جهان شکست می‌خورند؛ تامین نیازهای مردم.

در همین حال سبک فیلمبرداری بی‌طرفانه‌ مجیدی، واقعیت سردی را که سولان سعی در عبور از آن دارد، برجسته می‌کند و هرگونه نشانه‌ای از آموزش بالقوه را از بین می‌برد. در هر عمل خوبی که او انجام می‌دهد، نوعی عمل‌گرایی نهفته است که می‌تواند کمی بی‌رحمانه به نظر برسد. اما در نهایت لحظاتی از لطف و رحمت مانع می‌شوند تا فیلم به یک ماجرای تلخ بدل شود؛ بازرس، با وجود سخت‌گیری ظاهری‌اش و سهل‌انگاری آشکار هیات مدیره، نیکوکاری سولان را می‌بیند و تصمیم می‌گیرد تا جایی که می‌تواند کمک کند و سرانجام در فیلمی که ابتدا به نظر می‌رسد بر مبنای سادگی اخلاقی بنا شده، در نهایت هیچ پاسخ آسانی وجود ندارد.

 در نقد دیگری که در فیلم وردیکت منتشر شده است، از «غذای نیمروز» اولین فیلم مجید مجیدی پس از ۶ سال، به عنوان فیلمی درخشان یاد شده که با بازی خیره‌کننده محمد رحیمی در نقش یک معلم مدرسه با تضاد اخلاقی شکل گرفته است.

کلارنس تسوی منتقد این سایت می‌نویسد: در یازدهمین فیلم بلند مجید مجیدی، یک معلم مدرسه روستایی، درحالی‌که نیازهای متفاوت شاگردان کم‌سن خود را زیر سوال می‌برد، اخلاق و سلامت عقل خود را از دست می‌دهد. این درام تاثیرگذار این کارگردان ایرانی، آتشی سوزان از غرور اخلاقی است که در دل فقر و بوروکراسی آشکار می‌شود. مجیدی که پس از ۶سال دوری از سینما به فیلمسازی بازگشته، هیچ یک از مهارت‌های خود را در پرداختن به واقعیت‌های سخت روز از دست نداده است. این کارگردان با همکاری هومن بهمنش که فیلمبردار این فیلم نیز بود، داستان را در دل تکه‌هایی از بدبینی خزنده پیش می‌برد.

او نوشت: با وجود زمان بیش از ۲ساعت‌و‌نیمه‌اش، «غذای نیمروز» همچنان جذاب است، چرا که رویکرد مطمئن مجیدی به آرامی درک سولان را از خوبی خودش و مبارزه‌اش برای غلبه بر معضلات اخلاقی بسیاری که پیش رویش قرار می‌گیرد، آشکار می‌کند. با این حال، آنچه واقعا فیلم را به جلو می‌راند، رحیمی است که در نقش نیکوکار نگون‌بختی که مجبور است برای بقای خود کارهای بدی انجام دهد، بازی خیره‌کننده‌ای ارائه می‌کند. این بازیگر غیرحرفه‌ای، تحت حمایت مجیدی به وضوح دگرگونی تدریجی شخصیتش را از یک معلم سخاوتمند و خوش‌خلق به سایه‌ای خشن و ژولیده از خود سابقش به تصویر می‌کشد.