واکنشها به کیفیت پایین سریال «بدنام» همچنان ادامه دارد
بدنامی آمار پوشالی
خبرگزاری تسنیم در این رابطه نوشت این ادعا در نگاه اول عدد بزرگی را پیش روی مخاطب میگذارد؛ اما برای ارزیابی آن باید روشن باشد که شاخص مورد استفاده دقیقا چیست. دقیقه تماشا با تعداد بینندگان یکتا یا تعداد دفعات مشاهده یکسان نیست. یک نفر ممکن است چند قسمت را ببیند، یک قسمت را دوباره تماشا کند یا بخشی از آن را نیمهکاره رها کند. بنابراین، مجموع زمان تماشا شاخصی برای سنجش میزان مصرف محتواست، اما بهتنهایی تعداد افرادی را که سریال را دیدهاند مشخص نمیکند.
این خبرگزاری در گزارش خود نوشت: «از سوی دیگر، «بیشترین دقیقه تماشا» و «پرمخاطبترین سریال تاریخ» نیز دو ادعای کاملا یکسان نیستند. برای اثبات ادعای دوم، لازم است مشخص شود منظور از مخاطب، تعداد کاربران یکتا، تعداد دفعات تماشا، میانگین تماشای هر قسمت یا مجموع زمان مشاهده است. بدون تعریف روشن این شاخص، مخاطب نمیتواند ادعای رکوردشکنی را با آثار دیگر مقایسه کند.مساله دیگر، تعداد قسمتها و بازه زمانی محاسبه است. «بدنام» در ۲۷ قسمت منتشر شده است؛ در نتیجه، مجموع زمان تماشای یک مجموعه بلند میتواند با مجموع زمان تماشای مجموعهای کوتاهتر تفاوت چشمگیری داشته باشد. برای مقایسه منصفانه، باید علاوه بر مجموع دقیقهها، میانگین زمان تماشا بهازای هر قسمت، مدت هر قسمت، بازه محاسبه و روش شمارش نیز مشخص باشد.»
تسنیم نوشت: «اگر رقم اعلامشده را بر ۲۷ قسمت تقسیم کنیم، میانگین مجموع زمان تماشا برای هر قسمت حدود ۸۵میلیون دقیقه میشود. اما این عدد به معنای آن نیست که هر قسمت را تعداد مشخصی از افراد بهطور کامل دیدهاند؛ برای چنین نتیجهای باید مدت دقیق هر قسمت و دادههای تفکیکشده تماشا در دسترس باشد. در واقع، ایراد اصلی به اصل انتشار آمار نیست؛ پلتفرم حق دارد از عملکرد آثار خود گزارش بدهد و موفقیت آنها را به مخاطبان معرفی کند. مساله از جایی آغاز میشود که یک عدد کلی، بدون توضیح روش محاسبه و معیار مقایسه، به ادعایی فراگیر درباره رکورد تاریخی تبدیل میشود.»
از طرفی سریال «بدنام» در فضای مجازی بهشدت مخالف داشته و کاربران از آن انتقاد زیادی کردند. در فضای رسمی خبرگزاریها هم بهزاد عشقی منتقد معروف گفته اصل داستان بر اتفاقی بنا شده که برای مخاطب مبهم باقی میماند. شخصیت امیر آقایی قصد انجام معاملهای بسیار مهم را دارد و برای رسیدن به آن حاضر است هر کاری انجام دهد، اما مخاطب هرگز متوجه نمیشود این معامله چیست و چرا او حاضر است برای آن آبرو و اعتبار خود را به خطر بیندازد.
عشقی در مصاحبه با ایرنا توضیح داده وقتی پایه و اساس روایت روشن نباشد، طبیعی است که شخصیتها نیز قابل باور نباشند. داستان اصلی غیرقابلباور است و به همین دلیل مجموعهای از حوادث و خردهداستانها شکل میگیرد که نمیتوانند این ضعف را جبران کنند.
این منتقد سینما و تلویزیون درباره شخصیت «ابراهیم» با بازی حسن پورشیرازی گفته است: این شخصیت بسیاری از ویژگیهای تیپیک نقش او در فیلم «پیرپسر» را با خود دارد. همچنین رفتار او در قبال شخصیت دختر داستان باورپذیر نیست؛ زیرا آنچه در سریال دیده میشود عشق عمیق انسانی نیست، اما شخصیت به شکلی افراطی واکنش نشان میدهد و همین مساله منطق رفتاری او را زیر سوال میبرد. او عاشق دختر نشده است، عشق به معنای عمیق انسانی در او وجود ندارد. پس چرا اینقدر دنیا را به هم میزند؟
سایت فرارو نیز در گزارشی انتقادی نسبت به این سریال نوشت بزرگترین معضل «بدنام» در نحوه بازنمایی روابط انسانی است. شخصیت ابراهیم با بازی حسن پورشیرازی، بیش از آنکه هویتی مستقل داشته باشد، یادآور همان الگوی آشنای او در نقش غلام در «پیرپسر» است. این کاراکتر این بار هم با همان مختصات عصبی، خشن و اغراقشده بازتولید شده، بیآنکه لایه تازهای به آن اضافه شود. این تکرار، نه به عمق شخصیت کمک میکند و نه به پیشبرد روایت.
این بحثها باعث شد احسان سجادی حسینی کارگردان این سریال در گفتوگو با ایسنا به واکنشها جواب بدهد. او درباره نقدهایی که در طول پخش «بدنام» مطرح شد گفت: «با توجه به اینکه هر آدمی دیدگاه و نگرش خودش را به زندگی دارد و بر اساس آن نقد و نظرش را مطرح میکند، به گمانم همه نقدهایی که به سریال شد هم از زاویهای میتواند منصفانه بوده باشد. اما در کل، نقد باید مثل ساختن خود اثر، بدون قضاوتهای فرامتن باشد؛ آن وقت اسمش منصفانه خواهد بود. به هر حال، من هم در اولین تجربه کارگردانی یک سریال حتما اشکالاتی داشتم و اینها نقدهای درستی بودهاند. اما خب، متاسفانه نقدهایی هم از روی سودجویی و مطرح کردن خود در فضای مجازی نیز وجود داشت که آنها را از جایی به بعد، خود مردم، یعنی مخاطبان «بدنام»، جواب میدادند. با این حال لازم است از همین جا تشکر کنم از تمام مخاطبان، منتقدان و هر کسی که در مدت این هفت ماه با نکات و نظراتش باعث بیشتر پرداختن به کار شد و در نتیجه سریال بین جامعه جریان پیدا کرد. حتی از همان نقدهای گاه غرضورزانه و دوستان عزیزی که ممیزیهای فراوان و جریانسازیهای عجیبشان در طول پخش سریال کمک زیادی به جلب توجه بیشتر مخاطبان به این سریال کرد.»