از اورانیوم ایران تا گازوئیل آمریکا؛
معمای سیاست دوگانه روسیه در جنگ
پوتین روز جمعه در دیدار با پزشکیان در ترکمنستان، با اشاره به حملات به ایران در جریان مذاکرات، موضع مسکو در مخالفت با جنگ را روشن دانست و بر تلاش برای حلوفصل بحران از مسیر دیپلماسی تاکید کرد. رئیسجمهور روسیه همچنین گفت که ایران در ایجاد بحران کنونی نقشی نداشته و پیشنهادهایی برای پایاندادن به درگیری ارائه کرده است. این موضعگیری، در شرایطی که تهران و واشنگتن همچنان بر سر شروط پایان جنگ اختلاف دارند، تلاشی برای تثبیت جایگاه روسیه بهعنوان بازیگری موثر در روند دیپلماتیک ارزیابی میشود. پوتین پس از این دیدار با ترامپ گفتوگوی تلفنی انجام داد. یوری اوشاکوف، دستیار رئیسجمهور روسیه، اعلام کرد که پوتین همچنان توافق با ایران از مسیر مذاکره را امکانپذیر میداند و پیشنهاد مسکو برای انتقال اورانیوم غنیشده ایران نیز همچنان روی میز است.
پیشنهاد انتقال اورانیوم غنیشده ایران از این جهت اهمیت دارد که یکی از موضوعات حساس در هر توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن است. مسکو با طرح دوباره این پیشنهاد میتواند خود را بهعنوان بازیگری معرفی کند که قادر است برای یکی از دشوارترین اختلافات هستهای، راهحلی عملیاتی ارائه دهد. روسیه در مذاکرات منتهی به برجام نیز در برخی مقاطع در حل اختلافات نقش داشت و اکنون میکوشد بار دیگر در مسیر دیپلماسی ایران و غرب اثرگذار باشد. بااینحال، باقیماندن پیشنهاد انتقال اورانیوم روی میز، بهخودیخود به معنای موافقت ایران یا آمریکا و تضمین پیشرفت مذاکرات نیست؛ موفقیت آن به شروط طرفین و توافق بر سر ترتیبات اجرایی بستگی دارد. در همین حال، اعلام توافق درباره عرضه گازوئیل روسیه به بازارهای جهانی، وجه دیگری از سیاست مسکو را آشکار میکند. ترامپ اعلام کرد روسیه مقادیر قابلتوجهی گازوئیل به بازار آمریکا و بازار جهانی عرضه خواهد کرد، اقدامی که میتواند به کاهش قیمت سوخت برای مصرفکنندگان آمریکایی و دیگر کشورها کمک کند؛ قیمتهایی که در پی جنگ با ایران افزایش یافتهاند و به یکی از دغدغههای داخلی دولت او تبدیل شدهاند.
روزنامه واشنگتنپست نیز این توافق را در چارچوب تلاش ترامپ برای مهار قیمت سوخت پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا بررسی کرده است. از این منظر، همکاری انرژی با روسیه میتواند برای دولت آمریکا منفعتی اقتصادی و سیاسی داشته باشد؛ بهویژه آنکه هزینههای زندگی و افزایش قیمت بنزین بر رضایت رایدهندگان اثر گذاشته است. از این زاویه؛ معمای سیاست دوگانه روسیه را باید در پیوند میان میانجیگری و موازنهگری جستوجو کرد. مسکو با حفظ ارتباط نزدیک با تهران و پیشنهادهایی مانند انتقال اورانیوم، امکان اثرگذاری بر روند پایان جنگ را برای خود حفظ میکند؛ همزمان، همکاری با واشنگتن در حوزه انرژی میتواند زمینهای برای تعامل مستقیم با ترامپ و پیگیری منافع روسیه در روابط دوجانبه فراهم آورد. در این چارچوب، ایران برای روسیه هم یک شریک راهبردی و هم یکی از مولفههای مهم معادلات منطقهای و جهانی است؛ اما این شراکت لزوما به معنای همسویی کامل منافع دو کشور در همه پروندهها نیست.
از این منظر، استفاده از کارت ایران در مناسبات با آمریکا، فرضیهای است که مجددا در فضای رسانهای مطرح شده است. مسکو ممکن است از جایگاه خود در پرونده ایران برای افزایش وزن دیپلماتیک و قدرت چانهزنیاش بهره ببرد، بیآنکه لزوما بخواهد تهران را قربانی توافق با واشنگتن کند. همچنین، عرضه گازوئیل روسیه میتواند ناشی از محاسبات اقتصادی و منافع مستقل مسکو باشد؛ هرچند همزمانی آن با تحرکات دیپلماتیک درباره ایران، این احتمال را مطرح میکند که کرملین در حال مدیریت چند مسیر موازی برای تعامل با آمریکا است. در نهایت، میانجیگری و معاملهگری الزاما متضاد نیستند. روسیه میتواند واقعا خواهان پایان جنگ باشد و در عین حال از نقش خود برای تقویت موقعیتش در برابر واشنگتن استفاده کند. معیار اصلی ارزیابی سیاست مسکو، نه صرفا اظهارات حمایتی درباره ایران یا توافق انرژی با آمریکا، بلکه میزان آمادگی آن برای ارائه ابتکارهای عملی، تضمین منافع تهران در روند مذاکرات و پذیرش هزینههای دیپلماتیک برای پیشبرد توافق خواهد بود.