امارات فقط یک شریک تجاری نیست
در سال ۲۰۲۲، تجارت ایران و امارات به حدود ۲۴میلیارد دلار رسید. تجارت ایران با عمان حدود ۱.۹میلیارد دلار و با قطر تنها ۱۷۸میلیون دلار بود. این یعنی تجارت ایران و امارات حدود ۱۸ برابر عمان و بیش از ۱۳۰ برابر قطر بود. فاصله فقط مربوط به یک سال هم نیست. میانگین تجارت ایران و امارات در فاصله ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ حدود ۱۴.۸میلیارد دلار بود؛ در مقابل، این رقم برای عمان ۰.۸۴میلیارد دلار و برای قطر ۰.۱۸میلیارد دلار بود. در سال ۲۰۲۴ نیز تصویر کلی تغییر نکرده است؛ تجارت ایران و امارات به حدود ۲۸.۲میلیارد دلار رسید و تجارت ایران و عمان حدود ۲.۴میلیارد دلار بود. پس اگر اختلالی در رابطه با امارات رخ دهد، انتقال کل تجارت به عمان یا قطر، دستکم با ظرفیت فعلی، نمیتواند جایگزینی در همان مقیاس ایجاد کند.
وابستگی اصلی کجاست؟
پاسخ اینکه وابستگی اصلی اقتصاد ایران به امارات متحده عربی کجاست را باید در سمت واردات جستوجو کرد. ایران در سال ۲۰۲۲ حدود ۱۸میلیارد دلار کالا از امارات وارد کرد. ماشینآلات و تجهیزات برقی، غلات، ماشینآلات مکانیکی، دانههای روغنی و مواد شیمیایی آلی، در میان گروههای اصلی بودند و مجموعا نزدیک به ۶۰ درصد این واردات را تشکیل میدادند. این ترکیب اهمیت دارد. اگر بخش بزرگی از واردات فقط کالاهای مصرفی بود، مساله عمدتا به دسترسی و قیمت آنها محدود میشد. اما وقتی ماشینآلات و نهادههای تولید در میان اقلام اصلی هستند، اختلال میتواند به تولید نیز منتقل شود. مسیر انتقال اثر نیز روشن است؛ اختلال در تجارت میتواند زمان یا هزینه تامین را افزایش دهد و در ادامه، با بالا رفتن هزینه تولید، به قیمتها فشار وارد کند. اما نباید یک قدم بیش از دادهها برداشت. این پژوهش اندازه اثر چنین اختلالی را بر تورم یا GDP برآورد نمیکند؛ فقط نشان میدهد که کانال تجارت، به دلیل اندازه و ترکیب آن، قابلتوجه است.
اما نمیتوان جایگاه امارات را صرفا با یک کشور دیگر عوض کرد؛ زیرا امارات تولیدکننده کالاهایی نیست که ایران از آن خرید میکند. بخشی از اهمیت این کشور به زیرساخت بندری، حملونقل، واسطهگری و صادرات مجدد آن مربوط است. اختلاف میان آمار ایران و امارات نیز این نقش را قابلتوجه میکند. در سال ۲۰۲۲، ایران صادرات خود را به امارات حدود ۶میلیارد دلار و واردات از این کشور را حدود ۱۸میلیارد دلار گزارش کرد؛ اما آمار ثبتشده از سوی طرف اماراتی تفاوت قابلتوجهی داشت. این اختلاف لزوما به معنای خطای یکی از دو طرف نیست. تفاوت در روش ثبت تجارت، زمان گزارش، ارزشگذاری کالا، مبدأ و مقصد و همچنین صادرات مجدد میتواند بخشی از این شکاف را توضیح دهد. اما این اختلاف یک نکته مهم را نشان میدهد: مسیر تجارت میتواند به اندازه خود تولیدکننده اهمیت داشته باشد. بنابراین، حتی اگر یک کالا را بتوان از کشور دیگری خرید، لزوما نمیتوان آن را با همان هزینه، زمان و سازوکار مالی به ایران رساند.

عمان و قطر چه میتوانند بکنند؟
عمان ظرفیت بیشتری برای ایفای یک نقش مکمل دارد. تجارت ایران و عمان از حدود ۳۷۵میلیون دلار در سال ۲۰۱۴ به 1.9میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ رسید؛ یعنی رشد مرکب سالانه حدود ۲۲ درصد. با این حال، این رشد نباید گمراهکننده باشد. عمان از پایهای بسیار کوچکتر شروع کرده و حتی در سال ۲۰۲۲ نیز حجم تجارت آن با ایران تنها حدود ۸ درصد تجارت ایران و امارات بوده است. بنابراین، نقش واقعبینانه عمان را باید در ایجاد مسیر مکمل و پشتیبان جستوجو کرد؛ بهویژه در برخی کالاهای صنعتی و خدمات لجستیک. قطر وضعیت متفاوتی دارد. حجم تجارت آن با ایران بسیار کوچکتر است، اما در برخی مقاطع، بهویژه پس از بحران ۲۰۱۷، بازارهایی برای صادرات ایران ایجاد کرده است. مواد غذایی، خشکبار، آبزیان و برخی محصولات ساختمانی از جمله زمینههای مهمتر هستند. بنابراین، قطر را بیشتر باید یک بازار تخصصی دانست تا جایگزینی برای هاب تجاری امارات.
راهحل، حذف امارات نیست
دادهها یک پیام روشن دارند: مساله ایران صرفا «وابستگی به یک کشور» نیست؛ مساله، تمرکز بیش از حد تجارت در یک گره اصلی است. بنابراین، سیاست تنوعبخشی نباید با این سوال آغاز شود که «کدام کشور جای امارات را بگیرد؟» سوال دقیقتر این است: کدام کالاها و مسیرها حیاتیاند و برای هرکدام چه جایگزینی وجود دارد؟ برای مثال، در مورد واردات تجهیزات برقی یا غلات باید زنجیره تجارت تا سطح کالا بررسی شود: تولیدکننده واقعی کجاست؟ مسیر فعلی چیست؟ مسیر جایگزین کدام است؟ تغییر مسیر چه مقدار هزینه و زمان اضافه میکند؟ و در صورت اختلال، چه میزان موجودی باید در داخل نگهداری شود؟
عمان میتواند برای بخشی از مسیرها توسعه یابد و قطر برای برخی بازارهای تخصصی مورد استفاده قرار گیرد. اما هیچکدام، در مقیاس فعلی، جایگزین کامل امارات نیستند. در نهایت، تصویر مناسب برای این مساله شاید یک بندر یا یک کشور نباشد، بلکه یک شبکه باشد. در شبکهای که تنها یک مسیر دارد، کارآیی بالا میتواند همزمان به نقطه ضعف تبدیل شود. اگر آن مسیر از کار بیفتد، اختلال به کل شبکه منتقل میشود. امارات برای تجارت ایران فقط یک شریک تجاری نیست؛ یک گره مهم در شبکه تجارت است. کاهش آسیبپذیری نیز لزوما به معنای کنار گذاشتن این گره نیست؛ بلکه به معنای ساختن چند مسیر دیگر است، پیش از آنکه در میانه یک بحران مجبور شویم آنها را پیدا کنیم.
* پژوهشگر اقتصادی