هزینه بالای تولید و ناکارآمدی سازوکار تامین مالی، فرآیند نوسازی را محدود کرده است
بهرهوری کشاورزی در گرو مکانیزاسیون
با این وجود، مساله مکانیزاسیون را نمیتوان صرفا با افزایش تعداد تراکتورها و ادوات سنجید. بهرهگیری اقتصادی از ماشینآلات به اندازه قطعات، نوع کشت، دسترسی به خدمات فنی، کیفیت ماشینآلات و امکان استفاده از فناوریهای دقیق وابسته است. مسائلی که موجب رشد بهرهوری کشاورزی در کشور خواهد شد. از سوی دیگر، مکانیزاسیون زمانی میتواند به کاهش هزینه تمامشده منجر شود که به کل زنجیره تولید متصل شود؛ از آمادهسازی زمین و کاشت تا داشت، برداشت، پس از برداشت، فرآوری و بستهبندی. کاهش زمان عملیات، مصرف بهینه نهادهها، کاهش ضایعات و افزایش عملکرد در واحد سطح، مهمترین مسیرهایی هستند که میتوانند ارزش اقتصادی این فناوری را برای تولیدکننده افزایش دهند.
در این میان، صرف افزایش منابع حمایتی لزوما به معنای نوسازی ناوگان کشاورزی نیست. آمار نشان میدهد درحالیکه میزان معرفی متقاضیان برای دریافت تسهیلات نسبت به منابع تخصیصی به ۱۳۴درصد رسیده، نرخ جذب تسهیلات نسبت به منابع مصوب تنها ۴درصد بوده است. این فاصله میتواند نشانهای از ناکارآمدی در فرآیند تخصیص و پرداخت منابع باشد؛ بهویژه آنکه افزایش اعتبار بدون دسترسی موثر متقاضیان و بدون اطمینان از بازده اقتصادی سرمایهگذاری، الزاما به افزایش بهرهوری منجر نمیشود.
از این منظر، مساله مکانیزاسیون صرفا افزایش حجم تسهیلات یا ضریب مکانیزاسیون نیست؛ بلکه باید شرایطی فراهم شود که سرمایهگذاری در ماشینآلات و فناوری برای بهرهبردار توجیه اقتصادی داشته باشد. کاهش موانع اداری، تسهیل دسترسی به منابع مالی و فراهم کردن امکان انتخاب فناوری متناسب با اندازه و نوع فعالیت میتواند منابع محدود را به سمت سرمایهگذاریهای بهرهور هدایت کند. در نهایت، معیار موفقیت مکانیزاسیون نه میزان منابع تخصیصیافته، بلکه اثری است که این سرمایهگذاری بر کاهش هزینه، افزایش بهرهوری و ارزش افزوده زنجیره تولید میگذارد.
موازیکاری و نبود مسیر واحد سیاستگذاری
بیژن پیوندی، کارشناس حوزه ماشینآلات کشاورزی، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد»، با تاکید بر ضرورت توسعه مکانیزاسیون در بخش کشاورزی اظهار کرد: مکانیزاسیون نباید صرفا ورود ماشین به مزرعه تلقی شود، بلکه باید از صفر تا صد فرآیند تولید در بخشهای مختلف کشاورزی، دامداری، طیور و مدیریت آب مورد توجه قرار گیرد. این موضوع باید به شکلی اصولی و پایدار در ساختار کشاورزی کشور نهادینه شود. اگر کشاورزی بخواهد محصولی مانند گندم را به روش سنتی تولید کند، هزینههای تولید افزایش پیدا میکند، زمان بیشتری صرف میشود و سطح و میزان تولید نیز محدود خواهد بود. در مقابل، استفاده از ماشینآلات و فناوریهای مناسب موجب میشود در مدت زمان کوتاهتر، سطح بیشتری زیر کشت قرار گیرد و بهرهوری تولید افزایش پیدا کند.
وی ادامه داد: تفاوت میان کشاورزی سنتی و کشاورزی صنعتی فقط در میزان استفاده از ماشینآلات نیست، بلکه در سرعت عملیات، دقت، کاهش ضایعات، مدیریت نهادهها و در نهایت میزان محصول قابل استحصال نیز خود را نشان میدهد. بنابراین مکانیزاسیون میتواند یکی از عوامل اصلی کاهش هزینه تمامشده و افزایش بهرهوری در زنجیره تولید باشد. این کارشناس کشاورزی درباره عدم توسعه مکانیزاسیون و بهرهوری کشت در ایران، گفت: یکی از مهمترین عوامل، کوچک و پراکنده بودن قطعات زمینهای کشاورزی است. وقتی زمینها بیش از اندازه خرد شده باشند، امکان استفاده مناسب از بسیاری از ماشینآلات وجود ندارد و بهرهوری اقتصادی ماشین نیز کاهش پیدا میکند. تجمیع و توسعه قطعات کشاورزی میتواند زمینه استفاده اقتصادیتر از ماشینآلات و فناوریهای جدید را فراهم کند. وزارت جهاد کشاورزی در سالهای مختلف برای توسعه مکانیزاسیون تلاش کرده است، اما یکی از مشکلات، موازیکاری و نبود یک مسیر واحد و مستمر در سیاستگذاری است. کارشناسان و مدیران مختلف در دورههای گوناگون اقدامات و دستاوردهایی داشتهاند، اما با تغییر افراد، گاهی تجربه و نتیجه کار گذشته کنار گذاشته میشود و فرد یا مدیر جدید دوباره از نقطه صفر شروع میکند.
وی با اشاره به نقش نسل جدید در توسعه کشاورزی اظهار کرد: جوانان امروز به دلیل دسترسی گستردهتر به اطلاعات و فناوری، ظرفیت بالایی برای پیشبرد این بخش دارند. استفاده از تجربه نسلهای گذشته در کنار ایدههای نسل جدید میتواند مسیر توسعه را سریعتر کند.
موانع صادراتی برای ماشینآلات داخلی
پیوندی در پاسخ به سوالی درباره اثر توسعه مکانیزاسیون بر تولید، صادرات و ارزآوری بخش کشاورزی نیز گفت: اگر مکانیزاسیون به شکل صحیح توسعه پیدا کند، افزایش تولید میتواند به اندازهای باشد که علاوه بر تامین نیاز داخلی، بخشی از محصولات تولیدی نیز به بازارهای خارجی راه پیدا کند. ایران از نظر وسعت سرزمینی، نیروی انسانی متخصص و توان فکری ظرفیت بالایی دارد. در کنار آن، ابزارها و ماشینآلات مدرن نیز یا در داخل کشور تولید میشوند یا امکان بومیسازی و ساخت آنها وجود دارد. بنابراین میتوان با افزایش بهرهوری، بخشی از تولید را به سمت بازارهای صادراتی هدایت کرد. این فعال حوزه ماشینآلات کشاورزی در ادامه گفت: یکی از موانع توسعه بازار ماشینآلات کشاورزی، فاصله میان سیاستگذاری و شرایط واقعی فعالیت بنگاههاست. بخشی از تصمیمات و مقررات در مرحله اجرا با موانع اداری و اجرایی مواجه میشود و این مساله هزینه فعالیت را برای تولیدکننده و خریدار افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، کاهش موانع اداری و ایجاد ثبات در مقررات میتواند زمینه فعالیت رقابتیتر تولیدکنندگان داخلی و توسعه بازار ماشینآلات را فراهم کند. از سوی دیگر، برخی واحدهای داخلی توان تولید ماشینآلات قابل رقابت را دارند، اما قیمت تمامشده بالا و موانع موجود در مسیر صادرات، دسترسی آنها به بازارهای خارجی را محدود کرده است. وی با اشاره به فرآیند دریافت تسهیلات گفت: طولانی بودن فرآیندهای اداری و تعدد مراحل دریافت منابع مالی، هزینه مبادله را برای متقاضیان افزایش میدهد. فعال اقتصادی، چه تولیدکننده و چه بهرهبردار، باید بتواند با فرآیندی شفاف، مشخص و قابل پیشبینی برای تامین مالی مواجه باشد. کاهش مراحل اداری و شفاف شدن فرآیند تخصیص منابع میتواند دسترسی متقاضیان به اعتبار را تسهیل کند و منابع مالی را سریعتر به سرمایهگذاری در ماشینآلات و فناوری هدایت کند.