مساله اصلی کسبوکار در اقتصاد ۱۴۰۵
رشد از مسیر ظرفیت موجود
در شرایط عادی، کسبوکار برای رشد به سرمایهگذاری، افزایش ظرفیت تولید و توسعه بازار نیاز دارد. اما در اقتصاد ایران بخشی از ظرفیت تولید از قبل ایجاد شده است و مساله مهم، امکان استفاده موثر از همین ظرفیت است. کارخانهای که به دلیل قطعی برق بخشی از تولید را از دست میدهد، بنگاهی که مواد اولیه را با تاخیر دریافت میکند یا شرکتی که منابع مالی خود را صرف هزینههای جاری میکند، لزوما با کمبود ظرفیت اسمی مواجه نیست. مشکل زمانی شکل میگیرد که هزینه استفاده از ظرفیت موجود افزایش پیدا کند. برای بنگاه، بهرهوری یعنی هر واحد سرمایه، انرژی، نیروی انسانی و زمان بتواند ارزش بیشتری ایجاد کند. کاهش زمان توقف، مدیریت موجودی، کاهش ضایعات و استفاده بهتر از تجهیزات، همگی بخشی از بهرهوری هستند. بنابراین رشد فقط با افزایش سرمایه یا خرید تجهیزات جدید اتفاق نمیافتد و بخشی از ظرفیت رشد میتواند از اصلاح فرآیندهای موجود به دست آید.
هزینه پنهان کسبوکار
یکی از چالشهای مهم بنگاهها، افزایش هزینه اختلال است. توقف خط تولید فقط درآمد چند ساعت از دسترفته را کاهش نمیدهد. این توقف میتواند زمان تحویل سفارش، برنامه تامین مواد اولیه، هزینه حملونقل و رابطه بنگاه با مشتری را تحت تاثیر قرار دهد. این مساله در زنجیرههای تولیدی اهمیت بیشتری دارد. ممکن است یک بنگاه آمادگی تولید داشته باشد، اما اختلال در فعالیت تامینکننده یا شبکه حملونقل، تولید آن را متوقف کند. بنابراین مدیریت کسبوکار فقط به داخل کارخانه محدود نمیشود و شناخت نقاط آسیبپذیر زنجیره تامین نیز اهمیت پیدا میکند.ناترازی انرژی یکی از محدودیتهای مهم فعالیت اقتصادی در سالهای اخیر بوده است. برای بنگاه، مساله فقط دسترسی به برق و گاز نیست. قابلیت اتکای تامین انرژی نیز اهمیت دارد. زمانی که شرکت نتواند درباره زمان فعالیت خطوط تولید برنامهریزی کند، هزینه مدیریت عملیات افزایش مییابد. در چنین شرایطی، افزایش بهرهوری انرژی فقط با کاهش مصرف به دست نمیآید. نوسازی تجهیزات، مدیریت مصرف، اصلاح الگوی بار و استفاده از فناوری میتواند ارزش ایجادشده به ازای هر واحد انرژی را افزایش دهد.
حفظ امروز یا ساختن فردا؟
افزایش قیمت مواد اولیه، دستمزد، حملونقل و سایر نهادهها باعث شده است بنگاه برای حفظ سطح قبلی تولید به منابع بیشتری نیاز داشته باشد. اما همین منابع میتوانند تمام توان مالی شرکت را جذب کنند و جایی برای سرمایهگذاری باقی نگذارند. بنگاه برای ادامه تولید امروز به سرمایه در گردش نیاز دارد و برای کاهش هزینههای آینده نیز باید در فناوری، تجهیزات و نیروی انسانی سرمایهگذاری کند. اگر تامین مالی فقط هزینههای جاری را پوشش دهد، شرکت ممکن است تولید خود را حفظ کند اما امکان افزایش بهرهوری را از دست بدهد. بنابراین تامین مالی تولید باید میان نیاز کوتاهمدت و سرمایهگذاری برای نوسازی و توسعه تعادل ایجاد کند.
وقتی ارزش دارد که هزینه را کم کند
تحول دیجیتال، اتوماسیون و هوش مصنوعی فرصتهای تازهای برای کسبوکار ایجاد کردهاند. اما خرید فناوری بهخودیخود دستاورد محسوب نمیشود. سوال اصلی این است که فناوری چه مسالهای را حل میکند. اگر تحلیل داده مصرف انرژی را کاهش دهد، سامانه مدیریت موجودی خواب سرمایه را کم کند یا اتوماسیون زمان انجام یک فرآیند را کوتاه کند، فناوری به بهرهوری منجر شده است. در غیر این صورت، دیجیتالیشدن ممکن است فقط هزینه جدیدی به شرکت اضافه کند. به همین دلیل، ارزیابی پروژههای فناوری باید با شاخصهای اقتصادی انجام شود. کاهش هزینه، کاهش زمان، کاهش خطا، افزایش کیفیت و افزایش ظرفیت تولید میتوانند معیارهای اصلی این ارزیابی باشند.
حلقه اتصال سرمایه و فناوری
سرمایهگذاری در تجهیزات و فناوری بدون نیروی انسانی ماهر نمیتواند به بهرهوری مورد انتظار برسد. ورود ماشینآلات جدید و ابزارهای هوشمند، مهارتهای مورد نیاز شرکت را تغییر میدهد. اگر کارکنان آموزش لازم را دریافت نکنند، بخشی از سرمایهگذاری انجامشده بلااستفاده میماند.
بنابراین آموزش نیروی انسانی باید در کنار سرمایهگذاری فیزیکی و فناوری دیده شود. شرکت زمانی از فناوری ارزش اقتصادی میگیرد که کارکنان بتوانند از ظرفیت آن استفاده کنند و ساختار سازمان نیز با فرآیندهای جدید هماهنگ شود.
بهرهوری کسبوکار فقط در داخل مجموعه شکل نمیگیرد. زمان تامین مواد اولیه، هزینه حملونقل، سرعت ترخیص، دسترسی به منابع مالی و زمان تحویل محصول همگی بر هزینه نهایی اثر میگذارند.
در شرایط پرریسک، وابستگی به یک تامینکننده یا یک مسیر حملونقل میتواند آسیبپذیری شرکت را افزایش دهد. تنوعبخشی به تامینکنندگان، مدیریت موجودی و استفاده از داده برای پیشبینی نیاز میتواند بخشی از این ریسک را کاهش دهد.
جنگ؛ تشدیدکننده ریسکهای موجود
تنشهای نظامی هزینههای جدیدی را به کسبوکار تحمیل میکنند؛ از اختلال در حملونقل و تامین گرفته تا افزایش نااطمینانی و دشوارتر شدن برنامهریزی. با این حال، همه مشکلات تولید از بحرانهای اخیر ناشی نمیشوند. ناترازی انرژی، ضعف سرمایهگذاری، دشواری تامین مالی و برخی ناکارآمدیهای زنجیره تامین پیش از این نیز وجود داشتهاند. جنگ در چنین شرایطی نقش تشدیدکننده دارد. کسبوکاری که پیش از بحران با حاشیه اطمینان پایین فعالیت میکند، در برابر شوک جدید آسیبپذیرتر میشود. بنابراین تابآوری باید در کنار مدیریت هزینه و نقدینگی قرار گیرد.
بهرهوری بدون داده قابل مدیریت نیست
مدیر کسبوکار زمانی میتواند بهرهوری را افزایش دهد که هزینه و عملکرد فرآیندهای مختلف را اندازهگیری کند. اگر شرکت نداند توقف تولید چه مقدار هزینه ایجاد میکند، کدام فرآیند بیشترین زمان را میگیرد یا کدام بخش بیشترین مصرف انرژی را دارد، اصلاح آن دشوار خواهد بود.
اندازهگیری هزینه هر فرآیند، زمان فعالیت، مصرف منابع و ارزش ایجادشده میتواند مبنای تصمیمگیری قرار گیرد. در این حالت، داده از یک ابزار گزارشدهی به بخشی از مدیریت عملیات تبدیل میشود.
از منابع بیشتر به بازده بیشتر
اقتصاد ایران همچنان به سرمایهگذاری، انرژی، زیرساخت و تامین مالی نیاز دارد. اما برای کسبوکار، مساله فقط میزان منابع نیست؛ کیفیت استفاده از منابع نیز اهمیت دارد. سرمایه باید به ظرفیت واقعی تولید تبدیل شود، انرژی باید با اتلاف کمتر مصرف شود، فناوری باید هزینه و زمان را کاهش دهد و تامین مالی باید امکان نوسازی و توسعه را فراهم کند.
مساله رشد در سال ۱۴۰۵ فقط این نیست که چه میزان منابع وارد اقتصاد میشود. پرسش مهمتر این است که این منابع با چه کیفیتی به تولید و ارزش افزوده تبدیل میشوند. برای بنگاه، افزایش بهرهوری میتواند از مسیر کاهش توقف، کنترل هزینه، اصلاح فرآیند، مدیریت زنجیره تامین و استفاده دقیقتر از سرمایه شکل بگیرد. در شرایط محدودیت منابع، بخشی از ظرفیت رشد اقتصاد نه از منابع جدید، بلکه از استفاده بهتر از منابع موجود به دست میآید.
* کارشناس