محدودیت تامین مواد اولیه، نگاه صنایع به بازیافت مواد و پسماند را تغییر میدهد؟
اقتصاد چرخشی در مسیر تولید
فرشته رضایی: محدودیت واردات، دشواری دسترسی به ارز و نوسان هزینه مواد اولیه، فشار بر تولیدکنندگان را افزایش داده است. بر این اساس، تامین مواد اولیه به یکی از عوامل تعیینکننده هزینه تولید تبدیل شده است. بخشی از موادی که امروز پس از مصرف از چرخه اقتصادی خارج میشوند، میتوانند دوباره به خط تولید بازگردند و بخشی از نیاز صنایع به مواد اولیه را از داخل تامین کنند. پلاستیک، شیشه، کاغذ و فلزات از جمله موادی هستند که در صورت جمعآوری و فرآوری مناسب، قابلیت بازگشت به چرخه تولید را دارند. موضوعی که برای صنایع بستهبندی، غذایی، شیمیایی و بسیاری از بخشهای وابسته به مواد اولیه اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اقتصاد چرخشی دقیقا از همین نقطه آغاز میشود؛ یعنی جایی که پسماند به جای آنکه پایان چرخه مصرف باشد، به یک نهاده برای تولید بعدی تبدیل میشود. این نگاه میتواند در شرایطی که هزینه تامین مواد اولیه وارداتی افزایش یافته یا دسترسی به آنها با محدودیت مواجه است، بخشی از فشار هزینهای بنگاهها را کاهش دهد. البته رسیدن به چنین مدلی صرفا با افزایش جمعآوری پسماند اتفاق نمیافتد و نیازمند شکلگیری زنجیرهای پیوسته از تفکیک و جمعآوری تا فرآوری، استانداردسازی و مصرف مجدد در واحدهای صنعتی است. در ایران، فاصله میان تولید پسماند و بازگشت آن به چرخه تولید همچنان یکی از چالشهای اصلی این زنجیره است. توسعه بازیافت را میتوان نه فقط بهعنوان یک سیاست محیطزیستی، بلکه بهعنوان بخشی از سیاست تامین مواد اولیه و کاهش وابستگی به منابع خارجی بررسی کرد. رویکردی که در صورت ایجاد زیرساخت و بازار مناسب، میتواند هم ارزش اقتصادی پسماند را افزایش دهد و هم بخشی از مواد مورد نیاز صنایع را از دل اقتصاد داخلی تامین کند.
خلق ارزش اقتصادی از پسماند
سید امین صدرنژاد، عضو کمیسیون توسعه پایدار و محیطزیست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، با تاکید بر ضرورت تغییر نگاه به بازیافت به «دنیای اقتصاد» گفت: در شرایط فعلی باید از نگاه صرفا محیطزیستی به بازیافت فاصله گرفت و آن را به عنوان بخشی از زنجیره تامین مواد اولیه و یک موضوع اقتصادی و صنعتی دید. به گفته او، در سیاستگذاری مربوط به کاهش مصرف کیسههای پلاستیکی نیز نباید صرفا بر ممنوعیت و محدودیت مصرف تمرکز کرد، بلکه لازم است همزمان با مدیریت مصرف، ظرفیت بازیافت پلیمرها تقویت شود. وقتی مواد پلیمری پس از مصرف دوباره به چرخه تولید بازگردند، هم مصرف مواد اولیه جدید کاهش پیدا میکند و هم ارزش اقتصادی بیشتری از مواد پسماند ایجاد میشود.
صدرنژاد گفت: بخش خصوصی با همکاری سازمان استاندارد، بازنگری استانداردهای مواد بازیافتی را دنبال میکند. در قراضه فلزات، استانداردها عمدتا بر نیاز فولادسازان متمرکزند و باید نیاز صنایع ریختهگری نیز در آنها لحاظ شود. در حوزه کاغذ و مقوا نیز استانداردگذاری برای موادی مانند آخال و پوشال با خلأهایی مواجه است. به گفته او، واردات ضایعات سلولزی از کشورهای همسایه و فرآوری آن در داخل میتواند ارزش افزوده و اشتغال ایجاد کرده و مصرف آب و فشار بر منابع طبیعی را کاهش دهد.
توسعه بازیافت؛ مکمل واردات
وی درباره مشوقهای قانونی برای صنعت بازیافت اظهار کرد: مشکل اصلی لزوما نبود قانون نیست، بلکه نحوه اجرای قوانین حمایتی است. برای نمونه، بر اساس ماده ۵ قانون کمک به ساماندهی پسماندهای عادی، زنجیره ارزش ثانویه شامل تفکیک از مبدأ، جمعآوری، پردازش، بازیافت و دفع، مشمول معافیت از مالیاتهای مستقیم شده است. این حکم قانونی صریح است، اما اجرای آن در سالهای گذشته با مشکلات و تفسیرهای مختلفی روبهرو بوده است. در عمل، مقررات مربوط به دریافت مالیات و عوارض با سرعت بیشتری اجرا میشوند، درحالیکه اجرای مشوقهای قانونی با موانع بیشتری مواجه است. وی درباره ظرفیت جایگزینی مواد اولیه وارداتی با مواد بازیافتی نیز گفت: نمیتوان برای همه صنایع یک عدد مشخص ارائه کرد و توسعه بازیافت نیز به معنای حذف کامل واردات مواد اولیه نیست. برای مثال، در صنعت بستهبندی بخشی از مواد اولیه در داخل تولید میشود و بخشی نیز وارداتی است. در مورد PET نیز هم تولید داخلی و هم واردات وجود دارد و مجموع این دو به سختی پاسخگوی نیاز بازار داخلی است. از طرف دیگر، بخش قابلتوجهی از محصولات پلیمری پس از مصرف دوباره وارد چرخه بازیافت میشوند.
صدرنژاد ادامه داد: درباره PET میتوان گفت بیش از ۹۰ درصد آن در نهایت وارد چرخه بازیافت میشود، هرچند برای ارزیابی دقیق باید میان بازار رسمی و غیررسمی تفکیک قائل شد. بنابراین در بسیاری از حوزهها مساله اصلی نبود ظرفیت بازیافت نیست، بلکه کمبود خوراک است. در فلزات، روغن، کاغذ و مقوا نیز بخش قابلتوجهی از مواد پس از مصرف بازیافت میشوند. وی در پایان بیان کرد: اگر قرار است بازیافت به یکی از پایههای اقتصاد چرخشی تبدیل شود، باید کل زنجیره از تفکیک و جمعآوری تا استانداردگذاری، فرآوری و مصرف صنعتی تقویت شود. این زنجیره میتواند در شرایط محدودیت واردات، بخشی از مواد مورد نیاز صنایع را دوباره به چرخه تولید بازگرداند، هرچند جایگزین کامل تولید داخلی و واردات نخواهد بود.
ابزار مقابله با محدودیت تامین مواد اولیه
پویانه آقاپور، فعال حوزه صنایع بازیافت، با اشاره به دشواری تامین مواد اولیه در صنایع پلیمری، به «دنیای اقتصاد» گفت: صنعت بازیافت میتواند بخشی از نیاز صنایع به مواد اولیه را تامین کند. بخش قابلتوجهی از این صنعت همچنان بهصورت کارگاهی فعالیت میکند و توسعه آن به ساماندهی این بازار و ایجاد زیرساختهای لازم نیاز دارد.
وی افزود: شناسایی مواد بازیافتی در نظام آماری، تسهیل واردات برخی مواد اولیه و استانداردسازی گریدهای بازیافتی از جمله نیازهای این صنعت است. به گفته آقاپور، با گسترش مصرف مواد بازیافتی در صنایعی مانند خودرو و نساجی، تعیین کیفیت و کاربرد هر گرید اهمیت بیشتری پیدا کرده است. آقاپور ادامه داد: در استانداردسازی مواد بازیافتی باید کیفیت و عملکرد آنها در فرآیند تولید، در کنار الزامات بهداشتی و محیطزیستی، در نظر گرفته شود. استانداردهای ملی و بینالمللی برای مشخصات مواد و روشهای آزمون وجود دارد، اما تدوین استانداردها باید با مشارکت تولیدکنندگان و مصرفکنندگان انجام شود. برای نمونه، مشخصات پرک PET حاصل از بطری باید متناسب با کاربرد نهایی تعیین شود و نیاز صنعت الیاف و نساجی با سایر صنایع متفاوت است.
وی با اشاره به محدودیت تامین مواد اولیه پتروشیمی گفت: آسیب به برخی واحدهای پتروشیمی و دشواری تامین مواد اولیه، ضرورت بازگشت بخشی از مواد مصرفشده به چرخه تولید را بیشتر کرده است. یکی از طرحهای مورد پیگیری، استفاده از مواد بازیافتی در تولید پالت و برخی اقلام مورد استفاده در صنعت پتروشیمی است که حساسیتهای بهداشتی برخی محصولات پلیمری را ندارند. انجمن در حال مذاکره با شرکت صنایع پتروشیمی برای اجرای آزمایشی این طرح در چند شرکت است. وی درباره آییننامه کاهش مصرف کیسههای پلاستیکی نیز گفت: این آییننامه پیشتر به تصویب هیات وزیران رسیده، ولی اجرای آن با موانعی روبهرو شده است. انجمن با همکاری تشکلهای مرتبط، پیشنهادهای خود را برای اصلاح و اجرای آن ارائه کرده است. اجرای طرحهای آزمایشی جمعآوری کیسههای خرید در فروشگاههای زنجیرهای نیز میتواند بخشی از این مواد را دوباره به چرخه تولید بازگرداند.
آقاپور درباره ارتباط واحدهای بازیافت با صنایع مصرفکننده گفت: فعالان این حوزه در بخشهای مختلف زنجیره، از تولید ماشینآلات و مواد پلیمری تا بازیافت و مصرف مواد، حضور دارند و برای افزایش مصرف مواد بازیافتی در صنایع مختلف، با تشکلهایی مانند انجمن ماشینسازان، انجمن اسباببازی و انجمن لوله و اتصالات در حال مذاکره هستند. ساماندهی این ارتباطات میتواند به شفافتر شدن قیمتها و کاهش اختلاف میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان مواد بازیافتی کمک کند.
ظرفیت ۸۰ درصدی بازیافت بستهبندی
وی درباره جایگزینی مواد پلیمری وارداتی با مواد بازیافتی در صنعت بستهبندی گفت: آمار رسمی و جامعی برای تعیین رقم دقیق وجود ندارد، اما برآوردها نشان میدهد در صورت عملکرد مناسب زنجیره، بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد برخی مواد بستهبندی قابلیت بازگشت به چرخه تولید را دارند. محدودیت اصلی در این بخش، ظرفیت فرآوری نیست، بلکه جمعآوری و تفکیک است. هرچه پسماند تمیزتر و تفکیکشدهتر جمعآوری شود، امکان بازیافت و استفاده مجدد از آن بیشتر خواهد بود.
آقاپور با اشاره به وضعیت تهران افزود: کیفیت پایین تفکیک و جمعآوری پسماند از مشکلات اصلی کلانشهرهایی مانند تهران است. بخشی از این مشکل به شیوه مدیریت پسماند عادی و تعارضهای موجود در فرآیند جمعآوری بازمیگردد. در برخی شهرها، شبکههای محلی و همکاری میان فعالان، فرآیند جمعآوری و تفکیک را آسانتر کرده است. تفکیک از مبدأ و جمعآوری اصولی میتواند ظرفیت بازگشت بخش قابلتوجهی از مواد پلیمری به چرخه تولید را فعال کند. وی درباره چالشهای این حوزه گفت: نبود کدهای مشخص آیسیک برای مواد بازیافتی و ساماندهی نشدن تجارت این مواد از مسائل اصلی است. با تعریف کدهای آماری، تولید و مصرف مواد بازیافتی دقیقتر قابل رصد خواهد بود. واردات و صادرات این مواد نیز به هماهنگی بیشتر میان گمرک و سازمان حفاظت محیطزیست نیاز دارد. توسعه اقتصاد چرخشی تنها به افزایش ظرفیت بازیافت محدود نیست و ساماندهی کل مسیر از جمعآوری و تفکیک تا استانداردسازی، فرآوری و مصرف صنعتی را میطلبد.