دیدار ۳ ساعته ویتکاف و عراقچی، پنجرهای برای بازگشت به مذاکره است یا تنفسی موقت پیش از دور بعدی تقابل؟
روزنه نیویورک در بنبست هرمز
باراک راوید در اکسیوس گزارش داده که ویتکاف پس از این دیدار از گفتوگوهایی سازنده و امیدوارکننده سخن گفته است. این دیدار بهخودیخود به معنای بازگشت به میز مذاکرات نیست، اما اهمیتش در همین نقطه نهفته است: در شرایطی که زبان نظامی بر روابط تهران و واشنگتن غلبه کرده، زبان مذاکره دوباره شنیده میشود. با این حال و بهرغم دیدار سهساعته، فشار همزمان کشورهای عربی و چین و بازگشت دوباره تفاهم اسلامآباد به ادبیات مذاکرات که نشانههایی از تلاش برای یک مکث و وقفه در جنگ ایران و آمریکا را مخابره میکند؛ اما سایه انتخابات میاندورهای آمریکا و احتمال بازگشت به گزینه نظامی، همچنان بر این فضا سنگینی میکند.
نسخهای که هنوز نمرده است
مسیر فعلی را نمیتوان بدون توجه به تفاهم اسلامآباد ارزیابی کرد. توافقی که در ژوئن با میانجیگری پاکستان و قطر شکل گرفت، قرار بود آتشبس را تثبیت کند، مسیر مذاکرات هستهای و تحریمی را باز نگه دارد و همزمان زمینه بازگشت تدریجی کشتیرانی به تنگه هرمز را فراهم کند. در چارچوب آن، یک نقشه راه ۶۰روزه برای رسیدن به توافق نهایی و یک خط ارتباطی برای جلوگیری از حوادث در هرمز ایجاد شد. اکنون مساله این است که آیا میتوان همان چارچوب را، با اصلاحاتی متناسب با شرایط جدید، دوباره زنده کرد یا نه. از یک سو، ایران برای بازگشایی کامل تنگه هرمز خواهان کاهش فشار نظامی، رفع محاصره دریایی و آزادسازی داراییهای مسدودشده است. از سوی دیگر، واشنگتن بازگشت کشتیرانی و محدود شدن برنامه هستهای ایران را از عناصر اصلی هر توافق میداند. همین نقاط تماس، امکان یک معامله مرحلهای را باقی گذاشته است.
فشار منطقه برای احیای مذاکرات
یک عامل تازه، فشار فزاینده کشورهای عربی است. ترامپ روز سهشنبه با نمایندگان ۹ کشور عربی دیدار کرد و موضوع اصلی جلسه، جنگ و تنشهای منطقه بود. در همان روز، کشورهای منطقه برای کاهش تنش و باز کردن مسیر دیپلماسی فعالتر شدند. چین نیز در همین مسیر حرکت کرده است. وانگ یی، وزیر خارجه چین، پیش از سفر شی جینپینگ به آمریکا، بر خویشتنداری تهران و واشنگتن و بازگشت به توافق موقت ژوئن تاکید کرده و بازگشایی هرمز را نیز بخشی از راهحل دانسته است. دیدار برنامهریزیشده ترامپ و شی در چنین فضایی میتواند یک متغیر مهم دیگر به معادله اضافه کند؛ بهویژه آنکه اختلال در هرمز مستقیما بر بازار انرژی و اقتصاد چین اثر میگذارد و چین اینک انگیزهها و ابزارهای بیشتری برای مداخله مستقیم در این بحران دارد.
یک مکث، نه لزوما صلح
اما در این میان یک پرسش جدی باقی است: اگر دو طرف به چارچوبی تازه برسند، این توافق قرار است پایان بحران باشد یا فقط فرصتی برای نفسگرفتن؟ نشانههای دوگانهای وجود دارد. ترامپ از یکسو از زمان مناسب برای توافق سخن میگوید، اما از سوی دیگر در سخنرانی سازمان ملل همچنان از گزینه نظامی حرف زده و گفته است احتمال توافق پس از انتخابات میاندورهای آمریکا مطرح است. همین تناقض، به یکی از مهمترین ابهامهای مرحله بعد تبدیل شده است.
یک سناریو این است که تهران و واشنگتن با انعطاف محدود، بخشهایی از تفاهم اسلامآباد را احیا کنند: کاهش فشار نظامی، باز شدن مسیر کشتیرانی، آزادسازی بخشی از منابع، توقف برخی اقدامات متقابل و آغاز دوباره مذاکرات هستهای. چنین توافقی میتواند برای هر دو طرف زمان بخرد. اما سناریوی دیگر، شکنندهتر است: توافق صرفا یک تنفس باشد. بر اساس این نگاه، اگر هرمز باز شود، جریان نفت عادیتر شود و آمریکا فرصت بیشتری برای تجدید ذخایر و تنظیم موقعیت نظامی خود پیدا کند، ممکن است پس از ۳ نوامبر و عبور از انتخابات کنگره، فشارها دوباره افزایش یابد و حتی گزینه عملیات گستردهتر علیه ایران با مشارکت اسرائیل مطرح شود.
پنجرهای که باز شده، اما به سرعت بسته میشود
واقعیت امروز این است که نه دیپلماسی شکستخورده و نه جنگ به نقطه پایان رسیده است. دیدار ویتکاف و عراقچی نشان میدهد حتی در اوج تنش، دو طرف هنوز به یکدیگر پیام میفرستند و میانجیها فعال هستند. همزمان، کشورهای عربی که هزینه مستقیم بستهبودن مسیرهای دریایی و ناامنی منطقه را میپردازند و چین که از اختلال انرژی متضرر میشود، انگیزه بیشتری برای فشار جهت بازگشت به مذاکره دارند. بنابراین، احیای بخشهایی از تفاهم اسلامآباد دور از دسترس نیست؛ اگر تهران و واشنگتن بتوانند از همین روزنه، یک چارچوب مرحلهای و قابل راستیآزمایی بسازند، هرمز میتواند از نقطه تقابل به نقطه شروع مذاکره تبدیل شود.