مدیریت ریسک طلب در اقتصاد تورمی
مهندسی خشت اول پرداختهای وعدهدار
با این حال، بخش قابلتوجهی از فعالیتهای تجاری، تولیدی، پیمانکاری و خدماتی، ماهیتا به معاملات مدتدار وابسته است، به نحوی که گاهی انعقاد قرارداد با وعده پرداخت آینده نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. از این منظر، مساله اصلی در اقتصاد تورمی صرفا پرهیز از ایجاد طلب نیست؛ بلکه نحوه طراحی و مدیریت طلب اهمیت پیدا میکند. طلب، در فاصله میان ایجاد تعهد و دریافت وجه، در معرض مجموعهای از ریسکها قرار دارد؛ کاهش قدرت خرید پول، تاخیر در پرداخت، کاهش توان مالی بدهکار، طولانی شدن فرآیند وصول و از دست رفتن فرصتهای اقتصادی. بنابراین، قرارداد صرفا سندی برای تعیین تعهدات متقابل نیست؛ بلکه میتواند به ابزاری برای توزیع و مدیریت ریسک اقتصادی میان طرفین تبدیل شود. در چنین شرایطی، هرگاه انجام معامله با وعده پرداخت در آینده اجتنابناپذیر باشد، باید از سازوکارهایی استفاده شود که ریسک ایجاد طلب را از همان زمان انعقاد قرارداد مدیریت کند، در ادامه به برخی از راهکارهای موجود برای کاهش ریسک در چنین معاملاتی میپردازیم.
اول، ترجیح چک بر سایر روشهای پرداخت مدتدار
در قراردادهای با پرداخت مدتدار، انتخاب ابزار پرداخت اهمیت اساسی دارد. در میان ابزارهای مختلف، چک به دلیل برخورداری از ضمانت اجراهای ویژه قانونی و سازوکارهای خاص وصول، در بسیاری از معاملات نسبت به وعده شفاهی، رسید عادی یا حتی برخی دیگر از اسناد تجاری، از جمله سفته، ابزار مناسبتری برای تسریع در وصول طلب محسوب میشود. مهمترین مزیت چک، پیشبینی مسیر ویژه قانونی برای وصول آن است. به موجب ماده ۲۳ قانون صدور چک، در صورت تحقق شرایط مقرر قانونی، دارنده میتواند صدور اجراییه نسبت به کسری مبلغ چک و حقالوکاله وکیل را درخواست کند.
این ویژگی موجب میشود طلب ناشی از چک، در حدود شرایط قانونی، از ظرفیت اجرایی متفاوتی نسبت به اسناد عادی دیگر، برخوردار باشد. البته این مزیت مطلق نیست و قانون در خصوص چکهای تضمینی یا مشروط و نیز برخی ادعاهای مربوط به نحوه صدور و تحصیل چک، شرایط و استثنائات خاصی را پیشبینی کرده است. بنابراین، کارآمدی چک صرفا به وجود سند محدود نمیشود و رابطه پایه، نحوه صدور و دریافت چک و شرایط قراردادی حاکم بر معامله نیز در قابلیت وصول آن اهمیت دارد.
از سوی دیگر، چک از حیث خسارت تاخیر تأدیه نیز موقعیت خاصی دارد. در خصوص وجه چک، مبدأ محاسبه خسارت تاخیر تأدیه، تاریخ سررسید آن است؛ موضوعی که در شرایط تورمی اهمیت اقتصادی قابلتوجهی دارد. برای مثال، اگر کالایی امروز فروخته و چکی با سررسید 6 ماه بعد دریافت شود و چک در موعد پرداخت نشود، خسارت تاخیر تأدیه، در صورت تحقق شرایط قانونی، از تاریخ سررسید قابل محاسبه خواهد بود. این وضعیت، چک را از این حیث در موقعیتی متفاوت نسبت به بسیاری از مطالبات عادی قرار میدهد که مبدأ محاسبه خسارت تاخیر تأدیه آنها از زمان مطالبه طلب، است. همچنین صدور چک بلامحل صرفا بدهی عادی ایجاد نمیکند و قانون برای صادرکننده چک برگشتی، آثار و محدودیتهایی در نظام بانکی مقرر کرده است. همین محدودیتها میتواند در کنار سایر ضمانت اجراها، انگیزهای برای تامین وجه چک در موعد مقرر ایجاد کند. در واقع، انتخاب ابزار پرداخت نخستین لایه مدیریت ریسک طلب است؛ هرچه مسیر وصول روشنتر و ضمانت اجرای پرداخت موثرتر باشد، ریسک ایجاد طلب کاهش مییابد.
دوم؛ تاخیر در پرداخت نباید صرفه اقتصادی داشته باشد
حتی انتخاب مناسب ابزار پرداخت نیز پایان طراحی حقوقی قرارداد نیست. یکی از ابزارهای مهم مدیریت ریسک تاخیر، وجه التزام است. در اقتصاد تورمی، زیان واقعی ناشی از تاخیر ممکن است فراتر از خسارتی باشد که بر مبنای شاخصهای رسمی محاسبه میشود؛ زیرا تاخیر در پرداخت میتواند علاوه بر کاهش قدرت خرید، فرصتهای اقتصادی از دسترفته را نیز به همراه داشته باشد. وجهی که در موعد مقرر دریافت نشده است، ممکن بود در تولید، تجارت، خرید مواد اولیه، پرداخت بدهی یا یک فرصت سرمایهگذاری مشخص مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، تاخیر صرفا مسالهای پولی نیست، بلکه گاه به معنای تحمیل هزینه فرصت پول نیز هست.
پیشبینی وجه التزام میتواند بخشی از این ریسک را از ابتدا در قرارداد مدیریت کند. اهمیت این شرط صرفا در جنبه جبرانی آن خلاصه نمیشود، بلکه میتواند معادله اقتصادی رفتار طرفین را نیز تغییر دهد. بدهکار متمکنی که میداند تاخیر در پرداخت، هزینه قابلتوجهی افزون بر خسارت تاخیر تأدیه بر اساس نرخ شاخص تورم بانک مرکزی، برای او ندارد، ممکن است از نظر اقتصادی نگهداری پول دیگری را برای مدتی بر پرداخت آن ترجیح دهد. در چنین وضعی، طلب اشخاص عملا به نوعی تامین مالی کمهزینه برای بدهکار تبدیل میشود.
از این منظر، قرارداد حرفهای باید تا حد امکان به گونهای تنظیم شود که اجرای بهموقع تعهد، از تاخیر در آن اقتصادیتر باشد. البته وجه التزام نیز نباید به مبلغی نامتعارف و غیرمنطقی تبدیل شود؛ هدف، ایجاد ضمانت اجرای موثر و جبران معقول است، نه مجازات نامتناسب طرف قرارداد. تناسب وجه التزام با ماهیت معامله، ارزش تعهد، مدت قرارداد و میزان ریسک اقتصادی اهمیت اساسی دارد. از طرف دیگر تعیین وجه التزامی نامتعارف و غیرمنطقی، میتواند زمینه اختلاف درباره حدود اعتبار و قابلیت مطالبه آن را فراهم کند و رویه واحدی در خصوص شروط ناعادلانه وجه التزام قراردادی وجود ندارد. بنابراین، وجه التزام را باید بخشی از طراحی انگیزههای اقتصادی قرارداد دانست؛ ابزاری که قرار است هزینه تاخیر را به اندازهای واقعی کند که نگه داشتن پول دیگری، دستکم از منظر اقتصادی، به گزینهای کم هزینه تبدیل نشود.
سوم؛ ضرورت اخذ تضمین متناسب با ارزش و ریسک قرارداد
هرچه ارزش اقتصادی قرارداد بیشتر و فاصله زمانی میان ایجاد تعهد و پرداخت طولانیتر باشد، اتکا به یک ابزار واحد برای تامین امنیت طلب منطقی نیست. در چنین شرایطی، حسب ماهیت قرارداد و وضعیت طرفین، میتوان در کنار چک از تضمینهایی مانند رهن یا تضمین اجرای تعهد از سوی شخص ثالث استفاده کرد.
هدف از تعدد تضمینها، پیچیده کردن قرارداد نیست، بلکه ایجاد تناسب میان میزان ریسک و قدرت تضمین است. ممکن است در یک معامله با ارزش محدود، یک چک معتبر کفایت کند، اما در قراردادی با ارزش اقتصادی بالا و دوره اجرای طولانی، اتکا به یک سند پرداخت، بدون توجه به وضعیت مالی متعهد، ریسک قابلتوجهی ایجاد کند. البته عنوانهایی مانند «وثیقه» یا «ضمانت» به خودی خود امنیت ایجاد نمیکنند. نوع تضمین، حدود مسوولیت، شرایط تحقق مسوولیت و نحوه اجرای آن باید بهگونهای دقیق تنظیم شود که در زمان اختلاف، قابلیت اجرای موثر داشته باشد. در نهایت، تضمین باید متناسب با ریسک باقیمانده پس از سایر سازوکارهای قراردادی تعیین شود. به بیان دیگر، چک، وجه التزام و وثیقه سه ابزار مستقل و بیارتباط نیستند، بلکه لایههای مختلف یک نظام واحد برای کاهش ریسک طلب بهشمار میروند.
چهارم؛ در قراردادهای بلندمدت، پرداخت دین نباید به پایان کار موکول شود
یکی از خطاهای پرهزینه در قراردادهای بلندمدت، موکول کردن تمام یا بخش عمده پرداخت به پایان قرارداد است. پیمانکاری که ماهها برای اجرای پروژه هزینه کرده و تمام حقالزحمه او در پایان قابل پرداخت است، در صورت ظهور نشانههای ناتوانی مالی طرف مقابل، ممکن است زمانی با مشکل مواجه شود که بخش قابلتوجهی از سرمایه خود را در پروژه مصرف کرده است. پرداخت مرحلهای میتواند در بسیاری از قراردادهای بلندمدت، ریسک اقتصادی را در طول زمان توزیع کند. در این روش، قرارداد به مراحل مشخص تقسیم و پرداخت هر مرحله متناسب با میزان اجرای تعهد انجام میشود. این ساختار، علاوه بر کاهش حجم طلب انباشته، امکان شناسایی زودهنگام مشکلات مالی و قراردادی را نیز افزایش میدهد. در واقع، پرداخت مرحلهای فقط یک روش حسابداری برای پرداخت پول نیست، بلکه نوعی توزیع زمانی ریسک قرارداد است. هر مرحله از پرداخت، بخشی از ریسک سرمایهگذاری و اعتبار طرف مقابل را از دوش طلبکار برمیدارد و در مقابل، امکان ارزیابی مجدد وضعیت قرارداد را فراهم میکند.
پرداخت مرحلهای، در صورت پیشبینی ضمانت اجرای مناسب، کارآمدتر خواهد بود. برای نمونه، میتوان با رعایت شرایط قانونی مقرر کرد که عدم پرداخت یک قسط، پس از تحقق شرایط تعیینشده، حق فسخ برای طرف مقابل ایجاد کند. در این صورت، طرف متضرر الزاما مجبور نیست ماهها به قراردادی ادامه دهد که ادامه آن زیان بیشتری برای او ایجاد میکند. البته شرط فسخ نیز باید دقیق باشد. باید مشخص شود چه تخلفی حق فسخ ایجاد میکند، آیا یک بار تاخیر کافی است یا تکرار تخلف ضرورت دارد، آیا مهلتی برای رفع تخلف پیشبینی میشود، نحوه اعمال حق فسخ چگونه خواهد بود و تکلیف پرداختهای قبلی و تعهدات انجامشده پس از فسخ چیست. هرچه قرارداد بلندمدتتر و از نظر اقتصادی پیچیدهتر باشد، اهمیت این جزئیات بیشتر میشود.
طلب را باید مهندسی کرد
در اقتصاد تورمی، طلب صرفا عددی در دفاتر مالی نیست، مجموعهای از ریسکهاست؛ ریسک کاهش ارزش پول، تاخیر در پرداخت، ناتوانی بدهکار، طولانی شدن فرآیند وصول و از دست رفتن فرصتهای اقتصادی. به همین دلیل، مدیریت طلب را میتوان در چهار لایه دید: ابزار وصول، هزینه تاخیر، پشتوانه پرداخت و امکان واکنش یا خروج از رابطه قراردادی در صورت نقض اساسی تعهدات. چک، وجه التزام، تضمین و پرداخت مرحلهای، هرکدام بخشی از این زنجیره را پوشش میدهند. در چنین نگاهی، قرارداد دیگر صرفا مجموعهای از تعهدات نیست؛ بلکه سازوکاری برای توزیع ریسک، تنظیم انگیزه و حفظ ارزش اقتصادی تعهدات است. در اقتصاد تورمی، طلبکار شدن یک وضعیت حقوقی صرف نیست؛ یک تصمیم اقتصادی است. ارزش واقعی یک قرارداد مدتدار فقط به مبلغ تعهد بستگی ندارد؛ به زمان پرداخت، کیفیت تضمین، هزینه تاخیر و امکان وصول آن نیز وابسته است.
* دکترای حقوق خصوصی و قاضی دادگستری