نفت بدون نقشه راه

جی‌پی‌مورگان ارزش منصفانه برنت برای سپتامبر را حدود ۹۰دلار برآورد کرده، در‌حالی‌که به گزارش تارنمای Tradingeconomics هر بشکه نفت برنت در روز جمعه ۱۳سپتامبر نزدیک به ۱۰۳دلار معامله شد؛ شکافی که نشان می‌دهد بازار، ریسک اختلالات آتی را نیز از پیش در قیمت لحاظ کرده است.

تکیه بر تخریب تقاضا

پشت این آرامش ظاهری، مکانیسمی نامتعارف در حال کار است: بازار به‌جای تکیه بر برداشت از ذخایر، بیشتر بر «تخریب تقاضا» تکیه کرده است؛ یعنی مصرف جهانی نفت اکنون حدود ۴میلیون و ۵۰۰هزار بشکه در روز پایین‌تر از سال گذشته است، وضعیتی که به‌طور ضمنی بخشی از فشار قیمتی را خنثی کرده. اما این مکانیسم بدون هزینه هم نیست: ذخایر جهانی نفت خام و فرآورده از آغاز جنگ حدود ۶۰۰میلیون بشکه کاهش یافته - تنها یک‌سوم آنچه جی‌پی‌مورگان پیش‌تر پیش‌بینی کرده بود - و این یعنی «بالشتک ایمنی» بازار به‌تدریج و به‌آرامی نازک‌تر می‌شود.

عربستان در این میان بازیگری است که هم‌زمان باید ثبات صادراتی نشان دهد و هم ریسک را مدیریت کند: با فروش حدود ۶۰میلیون بشکه از رأس‌تنوره برای انتقال کشتی‌به‌کشتی در بندر صحار عمان و بازگرداندن صادرات از داخل خلیج فارس به ۱ تا ۱.۵میلیون بشکه در روز، ریاض عملا بخشی از افت صادرات از بندر ینبع در ساحل دریای سرخ را جبران کرده؛ اقدامی که به‌تنهایی قیمت جهانی را بیش از یک دلار در روز جمعه ۱۸سپتامبر پایین کشید. ژاپن نیز از این آرایش بهره برده؛ انجمن نفت ژاپن اعلام کرده پالایشگاه‌های این کشور تا نوامبر عرضه کافی نفت خام را تضمین کرده‌اند، دقیقا به لطف همین انتقال‌های بیرون از تنگه هرمز.

نقش دوگانه پکن

در این میان چین نقشی دوگانه ایفا می‌کند: پکن هم از خریداران اصلی محموله‌های نقدی عربستان است و هم - به گفته منابع - از ایران خواسته حوثی‌ها را برای کاهش حملات به زیرساخت سعودی تحت فشار بگذارد؛ درخواستی که نشان می‌دهد پکن اکنون بیش از هر زمان دیگری نگران ثبات جریان انرژی خلیج فارس است. اما در نقطه مقابل این تلاش‌های تثبیت‌کننده، دونالد ترامپ در آستانه دیدار با رهبران خلیج فارس در نیویورک، گزینه ازسرگیری حملات به ایران را مطرح کرده؛ تهدیدی که به‌تنهایی می‌تواند تمام این آرایش شکننده را بر هم بزند.

سناریوهای پیش رو

بر اساس داده‌ها و لحن یادداشت جی‌پی‌مورگان، چند مسیر برای ماه‌های آینده مطرح است:

• اگر عربستان بتواند طبق برنامه، نیمی از ظرفیت خط‌لوله شرق-غرب را ظرف چند روز و ظرفیت کامل را ظرف شش هفته بازیابی کند، جی‌پی‌مورگان و برخی تحلیلگران بازار انتظار دارند فشار صعودی بر قیمت‌ها در کوتاه‌مدت فروکش کند. هرچند ارزش منصفانه برآوردی بانک (حدود ۹۰دلار) همچنان به‌طور قابل‌توجهی پایین‌تر از قیمت فعلی بازار باقی خواهد ماند. فرض کلیدی این سناریو، عدم بروز حادثه جدید در مسیر انتقال بندر صحار یا خطوط جایگزین است.

• اگر اختلالات خاورمیانه - به‌ویژه در تنگه باب‌المندب و مسیرهای صادراتی سعودی - تداوم یابد، جی‌پی‌مورگان هشدار داده که با تخلیه بیشتر ذخایر جهانی، بازار به‌طور فزاینده‌ای به «تخریب تقاضا» به‌عنوان تنها سازوکار تعادلی وابسته خواهد شد، وضعیتی که به گفته این بانک می‌تواند در ادامه سال به افزایش قیمت‌ها منجر شود؛ این سناریو مشروط به تداوم همان روند کاهشی ذخایر ۶۰۰میلیون‌بشکه‌ای است.

• اگر ترامپ پیش یا پس از دیدار با رهبران خلیج فارس تصمیم به ازسرگیری حملات علیه ایران بگیرد، برخی معامله‌گران احتمال می‌دهند تمام مفروضات فعلی درباره آرامش نسبی بازار - از جمله برآورد ۹۰دلاری جی‌پی‌مورگان - بی‌اعتبار شود؛ این سناریو دقیقا همان «مدل‌ناپذیری بر مبنای عدم‌قطعیت» است که این بانک به آن اشاره کرده و هیچ احتمال عددی مشخصی برایش قابل تعیین نیست.

• در سناریوی خوش‌بینانه‌تر، اگر فشار چین بر ایران برای مهار حوثی‌ها اثر کند و همزمان اوپک به پیش‌بینی رشد تقاضای ۳۸۰هزاربشکه‌ای در ۲۰۲۶ پایبند بماند، برخی تحلیلگران بر این باورند که ترکیب ذخایر باقی‌مانده در چین، اروپا، ژاپن و کره‌جنوبی می‌تواند بازار را تا پایان سال بدون جهش قیمتی بزرگ نگه دارد؛ اما این سناریو به‌صراحت توسط جی‌پی‌مورگان با عبارت «فعلا» مشروط شده است.

هزینه سرسام آور جابه‌جایی نفت

جهش نرخ کرایه نفتکش‌ها که تنها در یک هفته به ۸۰۰ واحد Worldscale در مسیر فجیره به آسیا رسیده، نشان می‌دهد بحران دیگر فقط قیمت نفت خام نیست، بلکه هزینه فیزیکی جابه‌جایی آن نیز به‌شکلی مستقل از تحولات سیاسی در حال افزایش است. نکته کمتر‌دیده‌شده دیگر این است که دیزل آمریکا با رکورد ۶.۳۱دلار در گالن درست در آستانه فصل اوج تقاضای زمستانی قرار گرفته، در‌حالی‌که ذخایر آن در پایین‌ترین سطح تاریخی است؛ ترکیبی که ریسک کمبود فیزیکی سوخت گرمایشی را، فارغ از روند کلی قیمت نفت خام، به‌طور جداگانه بالا می‌برد.  همچنین، تکیه فزاینده بازار بر «تخریب تقاضا» به‌جای برداشت از ذخایر، در عمل به معنای آن است که بخشی از تعادل امروز بازار، محصول کندشدن رشد اقتصاد جهانی است، نه بهبود واقعی عرضه؛ نکته‌ای که در گزارش‌های خوش‌بینانه درباره «مهار قیمت‌ها» معمولا نادیده گرفته می‌شود.

مدل قابل‌اتکا

اگر بانکی به بزرگی جی‌پی‌مورگان صراحتا اعلام کند که مدل قابل‌اتکایی برای پیش‌بینی این بازار در اختیار ندارد، آیا سرمایه‌گذاران خرد و سیاستگذاران انرژی کشورهای واردکننده - از جمله در آسیا - باید انتظار داشته باشند که تحلیل‌های «آرامش موقت» نیز به همان اندازه شکننده باشند؟ و در نهایت، وقتی تعادل شکننده امروز بازار تا این حد در گرو یک تصمیم سیاسی واحد - ازسرگیری یا توقف حملات ترامپ به ایران - قرار دارد، آیا اساسا می‌توان از «تحلیل بازار نفت» در معنای اقتصادی آن سخن گفت، یا آنچه امروز شاهدش هستیم، در واقع یک تحلیل ژئوپلیتیک است در پوششی اقتصادی؟