ریسک‌های مرگبار در جاده‌های ایران

حادثه اخیر در محور همدان - سنندج بار دیگر این ریسک را به تصویر کشید؛ سانحه‌ای که ۱۱ کشته و ۷ مصدوم بر جا گذاشت و حالا دیه جان‌باختگان آن در کمتر از ۱۰روز پرداخت شده است. این حادثه ۱۴شهریور در محدوده پلیس‌ راه سنندج - همدان رخ داد. تانکر حامل سوخت پس از برخورد با خودروهای دیگر دچار آتش‌سوزی شد و شعله‌های حریق به خودروهای اطراف سرایت کرد. 

بر اساس گزارش پلیس راه استان کردستان، سرعت غیرمجاز و نقص فنی از عوامل اولیه حادثه اعلام شده و بررسی‌های تخصصی برای تعیین علت نهایی ادامه دارد. 

در چنین حوادثی، سرعت جبران خسارت اهمیت زیادی دارد. شرکت بیمه‌گر در کمتر از ۱۰ روز دیه ۱۱ جان‌باخته را پرداخت کرد و ارزیابی خسارت نیز با همکاری پلیس، پزشکی قانونی و دستگاه قضایی انجام شد. قانون بیمه شخص ثالث نیز برای پرداخت خسارت پس از تکمیل مدارک، مهلت مشخصی تعیین کرده و در حوادث منجر به فوت، امکان پرداخت خسارت بدنی بدون نیاز به رای قضایی و با دریافت گزارش‌های لازم را پیش‌بینی کرده است.

دیه پرداخت شد اما ریسک باقی ماند

با این حال، واریز دیه پایان ماجرا نیست. اگر یک تانکر حامل مواد سوختی به دلیل نقص فنی یا سرعت بالا کنترل خود را از دست بدهد، هیچ سازوکار جبرانی نمی‌تواند جان ازدست‌رفته را بازگرداند. به همین دلیل، پس از هر سانحه بزرگ یک پرسش مهم‌تر از میزان خسارت مطرح می‌شود: آیا این وسایل قابل رصد و کنترل هستند؟

پاسخ، دست‌کم از نظر فنی، مثبت است. سال‌هاست سامانه‌هایی برای پایش هوشمند ناوگان طراحی شده‌اند. «سپهتن» نیز با هدف رصد ناوگان، کنترل مسیر و ثبت برخی تخلفات رانندگی توسعه‌یافته است. حتی استفاده از این سامانه برای تانکرهای حمل مواد نفتی در مقاطعی در دستور کار قرار گرفته است. بنابراین مساله فقط نبود ابزار نظارتی نیست. مساله مهم‌تر به اجرای کامل، اتصال داده‌ها و واکنش به تخلف بازمی‌گردد. اگر سرعت یک تانکر از حد مجاز عبور کند، ثبت تخلف به‌تنهایی کافی نیست. اطلاعات باید به نهاد ناظر و شرکت حمل‌ونقل برسد و برای تکرار تخلف، پیامد مشخصی وجود داشته باشد. در مورد نقص فنی نیز نتیجه بازرسی باید بتواند ادامه فعالیت یک وسیله پرخطر را متوقف کند.

تانکرها قابل‌کنترل‌اند اما چقدر؟

کنترل تانکرهای سوخت می‌تواند از سه مرحله آغاز شود؛ پیش از حرکت، در طول مسیر و پس از ثبت تخلف. پیش از حرکت، سلامت ترمز، لاستیک، مخزن، اتصالات و تجهیزات ایمنی اهمیت دارد. در طول مسیر، سرعت، مسیر حرکت و توقف‌های غیرعادی قابلیت پایش دارند. پس از ثبت تخلف نیز باید سازوکاری برای بازرسی و در صورت لزوم توقف وسیله وجود داشته باشد.

اهمیت این زنجیره در حادثه سنندج بیشتر دیده می‌شود. یک نقص فنی یا تخلف سرعت در یک خودروی معمولی می‌تواند به تصادف منجر شود، اما همین خطا در یک تانکر حامل سوخت می‌تواند به آتش‌سوزی گسترده و افزایش ناگهانی تعداد قربانیان منجر شود. به همین دلیل، ریسک این ناوگان با ریسک سایر خودروهای سنگین یکسان نیست و باید متناسب با پیامد احتمالی حادثه مدیریت شود. 

از این منظر، صنعت بیمه نیز فقط در انتهای زنجیره قرار ندارد. بیمه می‌تواند هزینه مالی حادثه را جبران کند، اما کاهش تعداد و شدت سوانح به همکاری همزمان پلیس، راهداری، شرکت‌های حمل‌ونقل، دستگاه‌های متولی سوخت و نهادهای نظارتی نیاز دارد. هرچه داده‌های مربوط به تخلفات، وضعیت فنی و سوابق خسارت به یکدیگر متصل‌تر شوند، امکان شناسایی ناوگان پرریسک نیز بیشتر می‌شود.

پرداخت دیه ۱۱ جان‌باخته در کمتر از ۱۰ روز، نشان می‌دهد زنجیره جبران خسارت می‌تواند پس از وقوع حادثه با سرعت عمل کند. چالش بزرگ‌تر اما پیش از حادثه قرار دارد؛ جایی که یک نقص فنی، یک تخلف سرعت یا یک خطای انسانی می‌تواند در چند ثانیه به فاجعه تبدیل شود. به این ترتیب، حادثه سنندج را نمی‌توان تنها با عدد ۱۱ جان‌باخته و پرداخت دیه آن به پایان رساند. پرسش اصلی برای سیاستگذار و نهادهای ناظر این است که وقتی امکان رصد و کنترل بخشی از ریسک تانکرها وجود دارد، چرا پیشگیری از حادثه همچنان بعد از وقوع آن مورد توجه قرار می‌گیرد؟