خاطره‌ای عجیب از پوستر فیلم «هامون»

او افزود: عوض کردن این سلیقه بسیار سخت بود و تهیه‌کنندگان هم رضایت نمی‌دادند که چنین اتفاقی بیفتد. با هزینه بنیاد سینمایی فارابی تصمیم گرفته شد که فیلم‌ها، دارای دو پوستر شوند که یک پوستر را هنرمندان لاله‌زار یا پاساژ پلاسکو می‌کشیدند و دیگری هم که به آن پوستر هنری یا روشن‌فکرانه می‌گفتند. مرتضی ممیز، قباد شیوا، آیدین آغداشلو، فرشید مثقالی و من، مامور شده بودیم تا این پوسترهای روشنفکرانه را طراحی کنیم. این کار باعث رایج شدن یک متلک شده بود که ما برای خیابان انقلاب به بالا پوستر می‌زنیم و بقیه هم‌برای خیابان انقلاب به پایین پوستر می‌زنند. این‌گونه شد که پوستر باعث تقسیم جغرافیای شهر شده بود. کاش، سیف‌الله صمدیان به این پوسترهایی که ما برای جشنواره‌ها طراحی کردیم هم نگاهی بیندازد. همچنین، ما بروشورهای تک لت یا دو لت هم طراحی می‌کردیم که اطلاعات آثار را به جشنواره‌ها بدهیم و امیدوارم موزه سینما، این نوع پوسترها را هم در اختیار داشته باشد. آنها هم بلا استثنا دارای گرافیک کار شده درخشانی روی جلد هستند. از منظر گرافیکی می‌گویم که آن بروشورها هم علاوه بر پوسترها، برای ارجاع دادن گرافیک نوین درخشان سینمای ایران قابل استناد هستند. این پوسترها و بروشورها قابلیت رقابت با پوسترها و تراکت‌های آثار دیگر کشورهای جهان را داشتند و بسیار شاخص و معروف شده بودند.

او درباره تجربه طراحی پوستر «هامون» ساخته داریوش مهرجویی گفت: یک روز‌هارون یشایایی که عمرشان دراز باد به همراه داریوش مهرجویی سراغم آمدند تا برای «هامون» پوستری طراحی کنم و از آنها خواستم که فیلم را تماشا کنم. باید اضافه کنم که هیچ پوستر فیلمی نیست که بدون دیدن فیلمش، آن را طراحی کرده باشم. غیرممکن است و باید حال و هوای اثر دستم بیاید. حتی شده است روی میز موویلا و در اتاق تدوین بدون اینکه میکس نهایی شده یا حتی باند صدا داشته باشد. حال و هوا که دستم می‌آمد، شروع به طراحی پوستر می‌کردم. «هامون» را که دیدم، بسیار تجربه لذت‌بخشی بود با اینکه موسیقی آن کامل نبود و باند صدا هم نداشت. پوستری که طراحی کردم، همان تصویر از هم پاشیده حمید ‌هامون است که همه آن را می‌شناسند و دیده‌اند. هفته بعد از پخشیران زنگ زدند و گفتند پوستر مورد پسند واقع نشد. 

حساس شدم که چه پوستری برای این فیلم قرار است سر در سینماها نقش ببندد؟ آن فیلم، پوستر ندارد و تصور می‌کنم تنها فیلم ایرانی یا تنها فیلم داریوش مهرجویی است که پوستری ندارد. روی سردر سینماها، بنرهای ۳۵ در ۵۰‌ افقی زده شده بود که یکی از آنها معروف شد و مربوط به پرتره‌ای از خسرو شکیبایی است در شبی که می‌خواهد در تاریکی به آن پنجره تیر شلیک کند و فقط زیر آن اسم «هامون» و بقیه اطلاعات نوشته شده است.

 او افزود: زمانی که بنیاد سینمایی فارابی به من اطلاع داد که این فیلم در جشنواره پذیرفته شده، من همان نوشتار فارسی پوستر قبلی را به زبان انگلیسی تغییر دادم و همان به جشنواره‌ ارسال شد. همان نسخه خارجی پوستر مورد پسند واقع و برای من، تجربه جالبی شد. وقتی عوامل فیلم از جشنواره برگشتند، به من گفتند که پوستر «هامون» برنده جایزه شده است. آن روزها خبر مثل امروز به راحتی دهان به دهان نمی‌گشت. در ادامه، «هامون» فراگیر شد، طرفداران و عاشقان فراوانی پیدا کرد و «هامون بازها» به وجود آمد به طوری که در اطرافیان، نام فرزندشان را‌هامون گذاشتند. بسیاری از کودکانی که نامشان‌هامون بود، این روزها تبدیل به مردان برومندی شده‌اند.