هزینه قبض انرژی بریتانیا در اوج سهساله
با این حال، مساله انرژی در بریتانیا تنها به سطح بالای هزینهها محدود نمیشود، بلکه نحوه توزیع این هزینه میان حاملهای انرژی نیز به یک چالش تبدیل شده است. قیمت هر واحد برق، با احتساب هزینههای ثابت، همچنان حدود سه تا چهار برابر گاز است. این شکاف قیمتی که به «شکاف جرقه» معروف است، انگیزه خانوارها برای جایگزینی خودروهای بنزینی و سیستمهای گرمایش گازی با خودروهای برقی و پمپهای حرارتی را کاهش میدهد.
چشمانداز انرژی در جزیره
بریتانیا برنامه دارد تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۱۷تراواتساعت به ظرفیت عرضه انرژی تجدیدپذیر خود اضافه کند، این درحالی است که رشد تقاضا تنها حدود ۳۱ تراواتساعت پیشبینی شده است. بنابراین ظرفیت افزایش مصرف برق بدون رشد متناسب هزینههای زیرساختی وجود دارد؛ یعنی اگر بریتانیا بتواند از ظرفیت تجدیدپذیر جدیدی که تا ۲۰۳۰ ایجاد میشود استفاده کند، افزایش مصرف برق لزوما به این معنا نیست که باید به همان نسبت زیرساختهای جدید بسازد؛ بخش زیادی از شبکه و ظرفیت تولید از قبل ایجاد شده یا در حال احداث است و میتواند مصرف بیشتری را پوشش دهد. در نتیجه، هزینه کل سیستم ممکن است کمتر از میزان افزایش مصرف برق رشد کند. این همان نکتهای است که نویسنده برای توجیه برقیکردن گرمایش و حملونقل مطرح میکند: اگر خانوارها از گاز و بنزین به برق منتقل شوند، مصرف برق بالا میرود، اما هزینه اضافی سیستم برق الزاما به اندازه این افزایش مصرف بالا نمیرود.
بررسیها نشان میدهد با انتقال برخی هزینههای شبکه و انرژیهای تجدیدپذیر از قبض برق به دورههای طولانیتر، میتوان قیمت نسبی برق را کاهش داد. حذف عوارض باقیمانده از قبض برق نیز میتواند نسبت قیمت برق به گاز را به حدود ۳.۲برابر برساند؛ سطحی که به گفته اندیشکده «نسل سوم محیطزیستگرایی» میتواند پمپهای حرارتی کارآمد را در برابر پکیجهای گازی بدون یارانه رقابتیتر کند.