بازگشت به لبه جنگ

در بیانیه نیمه شب سه‌شنبه سپاه آمده است: «در این عملیات، با حمله سنگین موشک‌های بالستیک،  سوخت جامد و مایع ، آشیانه تعمیر و نگهداری، آماده‌سازی و محل استقرار جنگنده‌های اف۱۵، اف۱۶ و اف۳۵ مورد اصابت قرار گرفته و خسارات سنگینی» وارد شده است. پیش‌تر و در یک اقدام مهم، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عصر سه‌شنبه از به‌دام‌انداختن و غنیمت گرفتن یک زیردریایی هوشمند و بدون‌سرنشین آمریکایی در ورودی تنگه هرمز خبر داد. سنتکام ضمن تایید این خبر مدعی شد که زهپاد نیروی دریایی آمریکا از ۲۴ ساعت قبل دچار نقص فنی شده بود. تحلیلگران به دام انداختن این زیردریایی پنهان‌کار را یک دستاورد قابل‌توجه در عرصه جنگ دریایی ایران و آمریکا ارزیابی کرده‌اند. قیمت نفت برنت پس از حمله به پنج نفتکش ایرانی و متقابلا پاسخ‌های ایران از ۱۰۰ دلار عبور کرد. همراستا با جبهه نظامی، در عرصه دیپلماتیک نیز وزارت امور خارجه کشورمان با انتشار بیانیه‌ای درباره تعرض ارتش آمریکا به شناور‌های ایرانی و پاسخ دفاعی ایران، تاکید کرد که نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران در اعمال حق ذاتی دفاع مشروع تردید نخواهند کرد.

 این بیانیه افزود: «تعرض نظامی آمریکا به شناور‌های تجاری ایرانی در خلیج فارس و دریای عمان، به‌عنوان ادامه تجاوز نظامی آمریکا، محاصره دریایی و جنگ اقتصادی رژیم آمریکا علیه ایران، نقض آشکار منشور ملل متحد و حقوق بین‌الملل است.» در ادامه این تحولات، روز چهارشنبه، سازمان عملیات دریایی انگلیس از وقوع حادثه دریایی در شمال خلیج فارس و دریای عمان خبر داد. این سازمان در بیانیه خود اعلام کرد که چند کشتی در شمال خلیج فارس و دریای عمان هدف تیراندازی قرار گرفتند که در پی آن دچار اختلال و توقف فعالیت شده‌اند. رسانه‌های عراقی نیز هدف قرار گرفتن نفتکش آمریکایی «نیو آدروس» در بندر بصره عراق را تایید کردند.

آب‌های خلیج فارس متلاطم‌تر می‌شود؟

تحولات بامداد چهارشنبه و پیش از آن نشان می‌دهد الگوی پس از نقض تفاهم همچنان بر درگیری ایران و آمریکا حاکم است؛ یعنی فشار اصلی همچنان در جنوب و پیرامون تنگه هرمز متمرکز است و ایران نیز در پاسخ، علاوه بر اقدامات دریایی، پایگاه‌های آمریکا در منطقه، به‌ویژه اردن، را هدف قرار می‌دهد. اما در همین چارچوب، دو تغییر تاکتیکی مهم در حال شکل‌گیری است که می‌تواند مسیر درگیری را در روزها و هفته‌های آینده تهاجمی‌تر کند. نخست، آمریکا ظاهرا در حال انتقال نقطه فشار از «کشتیِ در حال عبور» به مبدأ زنجیره صادرات است. هدف قرار دادن پنج نفتکش ایرانی، از جمله یک نفتکش در نزدیکی خارک، نشان می‌دهد محاصره دیگر صرفا جلوگیری از عبور محموله‌ها نیست، بلکه می‌تواند به مختل کردن صادرات نفت از نقطه بارگیری تبدیل شود. ترافیک هرمز نیز به‌شدت کاهش یافته و تنها ۶ کشتی تجاری در یک روز از تنگه عبور کرده‌اند. دوم، ایران در حال تلاش برای ایجاد یک قواعد عبور موازی است: از یک سو اعلام منطقه ممنوعه جدید در خارج از محاصره و از سوی دیگر پیگیری مسیر موقت دریایی با عمان.

چنین اقدامی در ظاهر می‌تواند مدیریت عبور کشتی‌ها را تسهیل کند، اما در سطح راهبردی، تلاشی برای شکستن انحصار آمریکا بر مدیریت محاصره و بازتعریف مسیرهای مجاز عبور است. در نتیجه، خطر اصلی ورود درگیری به چرخه‌ای است که در آن هر اقدام برای بازدارندگی، به‌جای عقب‌نشینی طرف مقابل، انگیزه حمله بعدی را ایجاد می‌کند؛ همان چیزی که تحلیلگران درباره آن هشدار داده‌اند. در این شرایط، تاکتیک  آمریکا نیز اگرچه می‌تواند توان عملیاتی ایران را به‌صورت مقطعی کاهش دهد، اما همزمان انگیزه تهران را برای حمله متقابل به زیرساخت‌های دریایی و پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا افزایش می‌دهد. بنابراین، مساله در روزهای آینده فقط شدت حملات نیست؛ مساله تغییر هدف حملات از توان نظامی به توان اقتصادی و امکان بازسازی است. اگر این روند ادامه پیدا کند، هرمز از یک میدان درگیری محدود به یک میدان فشار اقتصادی-نظامی تمام‌عیار تبدیل خواهد شد؛ وضعیتی که هم کنترل تشدید را دشوارتر می‌کند و هم هزینه خروج از جنگ را بالا می‌برد.

  ترسیم محدوده تحریمی جدید در آب‌های منطقه