راز تاب‌آوری ایران

نشریه «فارن افرز» در یادداشتی به قلم «اسفندیار باتمانقلیچ» نوشت: اقتصاد ایران به‌طور قطع تاثیرات تمامی این محدودیت‌های پی‌درپی را احساس کرده است. از زمان ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، این کشور رشد کمی داشته و با تورم بالایی مواجه بوده است. با این حال، ایران برای بیش از یک دهه توانسته است در برابر اجبار اقتصادی ایالات متحده مقاومت کند. تا پیش از محاصره اخیر، این کشور از تکنیک‌های دور زدن تحریم‌ها برای ادامه صادرات نفت به مشتری کلیدی خود، چین، استفاده می‌کرد. صنایع غیرنفتی ایران نیز با تحریم‌ها سازگار شده‌اند، چراکه کاهش ارزش ارز رقابت واردات را کاهش داده و محصولات ایرانی را در بازارهای منطقه‌ای رقابتی‌تر کرده است و صادرات را افزایش داده است. به این ترتیب، ایران از نوعی فروپاشی اقتصادی غیرقابل کنترل که در کشورهای دیگر تحت تحریم، مانند سوریه و ونزوئلا، مشاهده شده، اجتناب کرده است.

فارن افرز در ادامه افزود: ارزیابی‌های آمریکایی از موفقیت کمپین خشم اقتصادی علیه ایران به یک نکته بی‌توجه هستند؛ تحریم‌ها اگرچه اقتصاد سیاسی ایران را دگرگون کرده‌اند، اما توزیع منابع اقتصادی را به گونه‌ای تغییر داده‌اند که ساختار قدرت مستقر را تقویت می‌کند. در عین حال، ارزیابی‌های ایالات متحده از اقتصاد ایران، پویایی‌های مهمی را نادیده می‌گیرند. معمولا، اثرات تحریم‌ها با استفاده از شاخص‌های کلان اقتصادی توصیف می‌شوند، از جمله نرخ‌های رشد، تورم و کاهش ارزش ارز. اما این معیارها عمدتا سطوح قیمت را نشان می‌دهند، مانند ارزش کالاها و خدمات. به عبارت دیگر، آنها دیدگاهی مالی و نه کارکردی از اقتصاد ارائه می‌دهند. برای داشتن یک دیدگاه کارکردی، باید به پویایی‌ها در سطح بنگاه و خانواده نگاه کرد؛ این دینامیک‌ها نشان می‌دهند که چرا ارقام رو به وخامت در اقتصاد منجر به تسلیم ایران نشده‌اند.

معضل اساسی برای سیاستگذاران در هر کشوری که تحت تحریم‌های جامع قرار دارد، این است که چگونه به آسیب‌پذیری‌های تراز پرداخت‌ها پاسخ دهند، مانند زمانی که یک کشور ارز لازم برای پرداخت واردات را از دست می‌دهد. به طور کلی، دو رویکرد وجود دارد. سیاستگذاران می‌توانند از سیاست پولی انبساطی برای تحریک سرمایه‌گذاری استفاده کنند و تراز تجاری را از طریق ترکیبی از افزایش صادرات و افزایش تولید داخلی بازگردانند. در زمینه تحریم‌های مرتبط با جنگ اوکراین، سیاستگذاران روسی رویکرد اول را در پیش گرفتند. آنها محرک‌های مالی را افزایش دادند و باعث گسترش سریع فعالیت‌های صنعتی و اشتغال در بخش تولید شدند که یک اقتصاد جنگی متمایز ایجاد کرد. این هزینه‌ها برای افزایش تولید نظامی ضروری بود، اما همچنین باعث انقباض شدید بازار کار و افزایش دستمزدهای واقعی برای مردم عادی روسیه شد. این در حالی است که مقامات ایرانی مسیر دوم اقدام را انتخاب کردند. سیاستگذاران اقتصادی ایران نتوانستند سیاست صنعتی جدیدی اجرا کرده یا یک سیستم رفاهی جدید ایجاد کنند. در عوض، آنها تورم را تحمل کردند و عملا درد تحریم‌ها را از دولت دور کرده و به خانوارها و شرکت‌ها منتقل کردند. همین موضوع باعث شده است که تاب‌آوری ایران در برابر فشارهای تحریمی پیاپی قابل‌مدیریت باشد.