پلی‌استیشن مهم‌تر است یا اجاره‌خانه؟

از یک سو ندارم، از سوی دیگر می‌خرم. از یک سو اجاره‌خانه و هزینه درمان فشار می‌آورند، از سوی دیگر کالایی که در هیچ منطق اقتصادی ضروری نیست، همچنان در سبد خرید باقی می‌ماند. کنش اولیه معمولا همراه با قضاوت است: این دیگر چه اولویت‌بندی‌ای است؟ چرا کسی که برای تامین نیازهای پایه‌اش دست‌وپا می‌زند، حاضر می‌شود برای یک کالای لوکس بدهکار شود؟

اما شاید ماجرا درست از همین‌جا شروع می‌شود؛ جایی که منطق اقتصادی ما دیگر از پس توضیح منطق زندگی روزمره برنمی‌آید. برای فهم این رفتار باید از اقتصاد صرف عبور کرد و به سراغ جامعه‌شناسی اقتصادی رفت؛ رشته‌ای که کنش مصرف‌کننده را نه در خلأ، بلکه در دل روابط، هویت‌ها و معناهای اجتماعی می‌بیند.

کالایی که فقط یک وسیله نیست

 اگر پلی‌استیشن را صرفا یک قطعه الکترونیک ببینیم، خریدنش در شرایط فعلی کشور بی‌معنا به نظر می‌رسد. اما وقتی آن را در دل شبکه روابط اجتماعی، سبک زندگی، هویت و تجربه روزمره صاحبش قرار می‌دهیم، تصویر عوض می‌شود.

جامعه‌شناس اقتصادی، مارک گرانووتر، مفهومی به نام حک‌شدگی (embeddedness) دارد؛ یعنی کنش اقتصادی هیچ‌گاه از روابط اجتماعی جدا نیست. گرانووتر بین دو نوع حک‌شدگی تمایز می‌گذارد: حک‌شدگی رابطه‌ای، یعنی تاثیر پیوندهای مستقیم فرد با دیگران (دوستان، هم‌بازی‌ها، اعضای خانواده)، و حک‌شدگی ساختاری، یعنی تاثیر کلیت شبکه‌ای که فرد در آن قرار دارد، حتی اگر خودش با تک‌تک اعضای آن رابطه مستقیم نداشته باشد. 

تصمیم یک گیمر برای خرید کنسول جدید، تنها محاسبه سود و زیان فردی نیست؛ او در شبکه‌ای از دوستان، گروه‌های آنلاین و اجتماعات مجازی زندگی می‌کند که در آن نداشتن این کنسول به معنای عقب ماندن از یک تجربه مشترک، و حتی افت جایگاه او در آن شبکه است. همین شبکه‌هاست که اطلاعات، هیجان و فشار اجتماعی لازم برای خرید را به‌طور مداوم بازتولید می‌کند؛ چیزی که گرانووتر آن را قدرت پیوندهای ضعیف در انتقال اطلاعات و هنجارها می‌داند.

پیر بوردیو از زاویه‌ای عمیق‌تر به ماجرا نگاه می‌کند. از نظر او مصرف هرگز فقط رفع نیاز مادی نیست؛ آدم‌ها با انتخاب کالا، سبک زندگی و جایگاه اجتماعی‌شان را نیز اعلام می‌کنند. 

بوردیو از مفهوم عادت‌واره (Habitus) استفاده می‌کند: مجموعه‌ای از ذائقه‌ها، عادت‌ها و ترجیحاتی که در طول زندگی فرد، متاثر از موقعیت طبقاتی و فرهنگی‌اش، درونی شده و اکنون به‌صورت خودکار و طبیعی ظاهر می‌شود.

از این منظر، علاقه به بازی و کنسول دیگر یک انتخاب صرفا فردی نیست، بلکه بخشی از ‌هابیتوسی است که فرد در آن رشد کرده است. بوردیو همچنین میان سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی تمایز قائل می‌شود؛ برای بسیاری، داشتن آخرین نسل کنسول، آشنایی با بازی‌های روز و سهیم‌شدن در گفت‌وگوهای مرتبط با آن، نوعی سرمایه فرهنگی و حتی نمادین است که می‌تواند در شبکه اجتماعی فرد جایگاه بسازد. 

نکته مهم اینجاست که این سازوکار معمولا ناشناخته باقی می‌ماند؛ یعنی فرد آن را صرفا به‌عنوان سلیقه شخصی‌اش تجربه می‌کند، درحالی‌که محصول موقعیت اجتماعی‌اش است. کالای غیرضروری از نگاه اقتصاددان، الزاما غیرضروری از نگاه صاحبش نیست.

پولی که برای هر چیزی یک معنا ندارد

اما چرا کسی حاضر می‌شود برای این کالا وام بگیرد، درحالی‌که برای اجاره‌خانه می‌گوید، پول ندارد؟ اینجا نظریه ویویانا زلیزر روشنگر است. زلیزر با نقد ایده‌ پول همگن و بی‌تفاوت در اقتصاد کلاسیک نشان داده که مردم پول را یکدست نمی‌بینند؛ هر بخش از درآمد و هزینه در ذهنشان برچسبی متفاوت می‌خورد، پدیده‌ای که او آن را علامت‌گذاری پول (earmarking) می‌نامد.

زلیزر همچنین از مفهوم مدارهای مبادله (circuits of commerce) استفاده می‌کند: هر مدار قواعد، معانی و روابط خاص خودش را دارد، و جابه‌جا کردن پول از یک مدار به مدار دیگر همیشه ساده و بی‌بار معنایی نیست. پولی که قرار است صرف اجاره‌خانه شود، در ذهن فرد در مداری متفاوت از پولی قرار دارد که به تفریح، هدیه یا حفظ یک سبک زندگی اختصاص می‌یابد. بنابراین «پول ندارم، اما برای PS۵ وام می‌گیرم» تناقض اقتصادی نیست؛ نشانه وجود دو کیف پول ذهنی جداست که نباید یکی انگاشته شوند.

 زلیزر این فرآیند را «کار رابطه‌ای» می‌نامد: مردم دائما در تلاش‌اند تا با تخصیص معنادار پول، روابط و هویت‌های اجتماعی‌شان را حفظ کنند و فقط به دنبال حفظ بودجه‌شان نباشند.

نقش تورم را هم نباید نادیده گرفت. تورم فقط قیمت‌ها را بالا نمی‌برد؛ رابطه‌ آدم‌ها با آینده را هم بی‌ثبات می‌کند. وقتی کسی نمی‌داند ارزش پولش شش ماه دیگر چقدر خواهد بود، ممکن است این‌طور فکر کند که اگر امروز نخرد، فردا باید چند برابر بپردازد. خریدی که در شرایط عادی می‌شد به تعویق انداخت، به یک تصمیم فوری تبدیل می‌شود و این از سر ثروت نیست، بلکه از ترس بی‌ارزش شدن پول نقد در کوتاه‌مدت است.

 شاید عمیق‌ترین لایه ماجرا جای دیگری باشد. در بحران اقتصادی، آدم‌ها فقط قدرت خرید را از دست نمی‌دهند؛ حس کنترل بر زندگی‌شان را هم از دست می‌دهند. آینده شغلی نامعلوم، خرید خانه دور از دسترس و سفر خارجی یک رویاست. در چنین وضعیتی، بعضی کالاها نقش جزیره‌های کوچک کنترل و لذت را بازی می‌کنند: فرد شاید نتواند خانه بخرد یا سفر برود، اما می‌تواند یک کنسول بازی بخرد و هر شب چند ساعت از دنیایی که خودش انتخاب کرده لذت ببرد.

از این زاویه، خرید پلی‌استیشن نوعی مصرف جبرانی است؛ تلاشی برای پس‌گرفتن بخش کوچکی از لذت و اختیاری که بحران از آدم‌ها گرفته است. به همین دلیل، در اقتصاد بحران‌زده، همه‌ کالاهای غیرضروری به یک اندازه قربانی نمی‌شوند. برخی حذف می‌شوند، برخی دیگر مقاومت می‌کنند؛ همان‌هایی که به هویت، رابطه و لذت روزمره گره خورده‌اند.

 سوال واقعی این نیست که چه می‌خریم

شاید بهتر باشد به‌جای برچسب ساده کالای لوکس، از مفهوم ضرورت اجتماعی‌شده برای PS۵ در اینجا استفاده کنیم: کالایی که در نگاه کلان اقتصادی زائد است، اما در زندگی روزمره فرد به چیزی تبدیل می‌شود که حذفش سخت است.

گرانووتر نشان می‌دهد این تقاضا در دل شبکه‌های اجتماعی حک شده است. بوردیو توضیح می‌دهد این کالا چطور با‌هابیتوس، ذائقه و سرمایه‌های مختلف اجتماعی گره می‌خورد. زلیزر یادآوری می‌کند که پول معنایی یکسان برای همه هزینه‌ها ندارد و هر هزینه در مدار اجتماعی خاص خودش جای می‌گیرد. ترکیب این سه نگاه، تصویری چندلایه از مصرف در شرایط بحران به دست می‌دهد؛ تصویری که هیچ‌کدام از این نظریه‌ها به‌تنهایی نمی‌توانستند کامل ارائه دهند.

مصرف‌کننده این تصویر، یک انسان اقتصادی کاملا حساب‌گر نیست؛ از طرفی فردی غیرعقلانی که در دل فقر ولخرجی می‌کند هم نیست؛ او انسانی اجتماعی است که میان نیاز مادی، هویت، رابطه و آینده نامطمئنش دائم مذاکره می‌کند.

 پرسش واقعی، پس این نیست که مردم چه می‌خرند؟ بلکه این است که چرا این کالا برایشان ارزشمند شده است؟ چه رابطه‌ای را حفظ می‌کند؟ چه هویتی می‌سازد؟ چه چیزی را جبران می‌کند؟

شاید پاسخ نشان دهد که در اقتصاد تورمی، مردم لزوما کمتر مصرف نمی‌کنند؛ معنای مصرف را تغییر می‌دهند. درست همین‌جاست که جامعه‌شناسی اقتصادی چیزی را می‌بیند که نمودارهای قیمت و درآمد به‌تنهایی نمی‌بینند: آدم‌ها در دل بحران فقط کالا نمی‌خرند؛ با خریدن، رابطه‌هایشان را حفظ می‌کنند، هویت‌شان را بازسازی می‌کنند و تکه کوچکی از حق انتخاب را برای خودشان نگه می‌دارند.

* پژوهشگر جامعه‌شناسی اقتصادی