شاهین فدرال رزرو در هزارتوی بدهی و هوش مصنوعی

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- کسری غفوری: آینده بانکداری مرکزی پر از چالش و موانع دشوار به نظر می‌رسد، اما کوین وارش فعلا توانسته برای خود زمان بخرد.

در میان قله‌ها، مراتع و مزارع جکسون هول در ایالت وایومینگ، می‌توان هر یک از حیوانات نمادین دنیای اقتصاد کلان اعم از خرس، گاو، شاهین و کبوتر را پیدا کرد.

در جریان نشست سالانه روسای بانک‌های مرکزی که اواخر ماه اوت به میزبانی فدرال رزرو کانزاس سیتی برگزار شد، خبرنگار اکونومیست یک خرس سیاه را از نزدیک دید و اصول اولیه کمند انداختن به گاوهای اهلی را یاد گرفت.

ظاهرا ترفند اصلی در مهار یک گاو این است که بدانید چه زمانی باید طناب را رها کنید. با این حال در این رویداد اقتصادی، همه نگاه‌ها به یک «شاهین» دوخته شده بود.

کوین وارش، رئیس نسبتا جدید فدرال رزرو، پس از یک شروع ناامیدکننده و پرالتهاب وارد کوهستان گرند تیتون شد. پیش از این، بازارهای مالی از کنفرانس‌های مطبوعاتی مبهم و گاه متناقض او گیج شده بودند و این نگرانی در بازار وجود داشت که او شهامت لازم برای ایستادگی در برابر فشارهای دونالد ترامپ را نداشته باشد.

درست یک هفته قبل از این نشست، اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا در بازار اوراق قرضه مداخله کرده بود؛ اقدامی که بوی سیاست‌بازی‌های پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای را می‌داد. با وجود این تلاش‌ها، بازدهی اوراق همچنان در حال افزایش بود.

خوشبختانه برای کوین وارش، جنبه مثبت انتظارات پایین این است که به راحتی می‌توان از آن‌ها فراتر رفت. با این معیار، شاهین تازه‌نفس فدرال رزرو به پرواز درآمد. وارش پس از تاکید دوباره بر اینکه علاقه‌ای به توضیح دادن سیاست‌های خود برای بازارها ندارد، دقیقا همین کار را کرد. او به بررسی وضعیت تورم که نگران‌کننده به نظر می‌رسید و همچنین نرخ بیکاری که چندان جای نگرانی نداشت پرداخت.

این دقیقا همان رویکردی بود که پیش‌تر از آن تبری جسته بود، آن هم از نوع کاملا انقباضی و شاهین‌مآبانه. او به جای استفاده از شاخص‌های نامتعارف، بر معیار اصلی تورم فدرال رزرو تاکید کرد. ناظران داخلی به وضوح ردپای کارشناسان باسابقه را در این تغییر لحن می‌دیدند.

این رویکرد انقباضی تا حدودی جواب داد. در همان روز، بازارها احتمال افزایش نرخ بهره را بالاتر ارزیابی کردند و در عین حال، بازدهی بلندمدت اوراق برخلاف انتظار افزایش نیافت. با این وجود، صحبت‌های قاطع و سختگیرانه معجزه نمی‌کند و بازدهی اوراق در هفته بعد دوباره روند صعودی خود را از سر گرفت.

آیا وارش حالا خودش را در گوشه رینگ گیر انداخته است؟ حاضران در جکسون هول نظرات متفاوتی داشتند. گروهی معتقد بودند پس از چنین موضع‌گیری قاطعی، او چاره‌ای جز افزایش نرخ بهره ندارد و در غیر این صورت، جدیت و استقلال سیاسی او با تردیدهای جدی‌تری روبه‌رو خواهد شد.

گروه دیگر بر این باور بودند که حتی در دوران پیش از وارش نیز فدرال رزرو برای انجام اقدامات بزرگ در آستانه انتخابات احتیاط می‌کرد. علاوه بر این، از نظر اقتصادی تفاوت چندانی میان افزایش نرخ بهره در ماه سپتامبر یا دسامبر وجود ندارد. در حال حاضر، بازارها احتمال افزایش نرخ بهره در ماه سپتامبر را کمی بیشتر از پنجاه درصد می‌دانند.

بازگشت به اصول و نگاه به آینده

بازگشت به اصول اولیه بانکداری مرکزی، فضای تنفسی مناسبی برای کوین وارش فراهم کرد. با این حال، موضوع رسمی نشست جکسون هول حول محور آینده و با عنوان نوآوری مالی و پیامدهای آن برای سیستم‌های پرداخت و سیاست‌گذاری می‌چرخید.

اعضای پنل‌ها درباره این موضوع بحث کردند که آیا استیبل‌کوین‌ها و سپرده‌های مبتنی بر توکن می‌توانند ساختار مالی را متحول کنند یا خیر. دارل دافی از دانشگاه استنفورد پیشنهاد کرد که پول‌های برنامه‌پذیر می‌توانند تراکنش‌های پیچیده و چندمرحله‌ای را بهتر مدیریت کنند و شاید پرداخت‌های فرامرزی را تسهیل بخشند.

در مقابل، ونشین دو از مدرسه کسب‌وکار هاروارد استدلال کرد که فناوری‌های مالی رایج می‌توانند همین کار را اغلب ساده‌تر و ارزان‌تر انجام دهند.

کن راگوف، دیگر استاد دانشگاه هاروارد، حرف دل بسیاری را زد؛ او تصمیم گرفت بحث استیبل‌کوین‌ها را که حتی برای بانکداران مرکزی هم موضوعی خشک و خسته‌کننده است کنار بگذارد و روی بازدهی اوراق قرضه و بدهی‌ها تمرکز کند. راگوف با اشاره به صحبت‌های الکساندریا اوکاسیو کورتز چهره برجسته جناح چپ که اخیرا تب عدالت اجتماعی در اوایل دهه جاری را دیوانه‌وار خوانده بود، اصطلاح بیداری اقتصاد کلان در آن دوران را به شدت نقد کرد.

این اصطلاح به باورهایی اشاره داشت که معتقد بودند نرخ بهره پایین می‌ماند و در نتیجه استقراض بیشتر دولت را توجیه می‌کردند. او همچنین کنایه‌ای به رقبای قدیمی خود زد و گفت ای کاش من هم به اندازه پل کروگمن از همه چیز مطمئن بودم.

اکنون نرخ‌های بهره افزایش یافته و بدهی‌های عمومی به بالاترین حد خود رسیده‌اند و این ترکیب، به ویژه برای بانکداران مرکزی، بسیار نگران‌کننده است.

یکی از خطرات این است که اوراق قرضه دولتی دیگر به عنوان یک دارایی امن عمل نکنند. اسوار پراساد از دانشگاه کرنل مقاله‌ای ارائه داد که نشان می‌داد صرفه سهولتی که سرمایه‌گذاران حاضر بودند در ازای امنیت از آن چشم‌پوشی کنند، کاملا از بین رفته است.

با این وجود، او به این نتیجه رسید که جایگاه دلار همچنان مستحکم است و نوآوری‌های مالی مانند استیبل‌کوین‌ها ممکن است این تسلط را تقویت کنند.

هرگونه تقویت دارایی‌های آمریکایی در پی تقاضا برای استیبل‌کوین‌ها، در برابر دومین خطر استقراض بالا کاملا ناچیز خواهد بود. این خطر چیزی نیست جز فشار سیاستمداران برای مداخله در کار بانک‌های مرکزی.

راگوف این نگرانی را با محوریت الیزابت وارن، دیگر نماد جناح چپ، مطرح کرد و به طعنه گفت مشاوران چپ‌تر وارن، او را شبیه رونالد ریگان جلوه می‌دهند. با این حال، این یک مشکل کاملا ساختاری است.

وقتی بدهی‌ها بالا می‌رود، استفاده از بانک‌های مرکزی برای تامین مالی دولت به گزینه‌ای جذاب تبدیل می‌شود. نکته ناگفته در این میان آن بود که همان‌طور که اقدامات اسکات بسنت نشان می‌دهد، خطرات بزرگ‌تر امروز از سوی طیف سیاسی مخالف الیزابت وارن نشات می‌گیرد.

دردسرهای هوش مصنوعی برای بازارهای مالی

اگر نسخه اول بیداری اقتصاد کلان به خاک سپرده شده است، وضعیت نسخه دوم آن چگونه خواهد بود؟ راگوف اشاره کرد که این نسخه احتمالا همان امیدی است که می‌گوید هوش مصنوعی قرار است تمام مشکلات اقتصادی را حل کند.

وارش در زمان رقابت برای تصدی ریاست فدرال رزرو، به شدت شیفته هوش مصنوعی بود، اما در سخنرانی خود در وایومینگ این‌گونه به نظر نمی‌رسید.

صحبت‌های او درباره هوش مصنوعی بیشتر در قالب پرسش مطرح شد و تلویحا اشاره کرد که احتمالا اثر اولیه این فناوری به دلیل افزایش سرسام‌آور سرمایه‌گذاری در دیتاسنترها، بالا رفتن نرخ تورم خواهد بود.

هوش مصنوعی خطرات مستقیم‌تری نیز به همراه دارد. مارکوس برونرمایر از دانشگاه پرینستون مقاله‌ای ارائه کرد و در آن هشدار داد که بازارهای مالی ممکن است خیلی زود تحت تاثیر هوش مصنوعی پیشرفته قرار بگیرند و ثبات آن‌ها به خطر بیفتد. او استدلال کرد که معامله‌گران رباتی درک نامتقارنی دارند؛ آن‌ها رفتار انسان‌ها را کاملا می‌فهمند اما خودشان برای ما به هیچ وجه قابل درک نیستند.

این مشاهدات، برونرمایر را به ایده‌هایی رادیکال سوق داد. او پیشنهاد کرد که بازارهایی مختص انسان‌ها و به دور از دسترس هوش مصنوعی ایجاد شود و تصمیمات بانک مرکزی به صورت تصادفی اتخاذ گردد تا هوش مصنوعی مزیتی در پیش‌بینی آن‌ها نداشته باشد.

این نتیجه‌گیری‌ها به شدت بحث‌برانگیز بود. راگورام راجان از دانشگاه شیکاگو خاطرنشان کرد که بازارها همین حالا هم پر از انسان‌هایی با انگیزه‌های متضاد و اغلب مبهم هستند و هوش مصنوعی ممکن است به خود انسان‌ها در درک این فناوری کمک کند. در مورد بازارهای مالی نیز باید گفت که آن‌ها در حال حاضر تا حدودی شبیه به یک هوش برتر و بیگانه عمل می‌کنند.

سال آینده نشست جکسون هول پنجاهمین سالگرد خود را جشن خواهد گرفت.

کوهستان تیتون همچنان جولانگاه خرس‌ها و شاهین‌ها خواهد بود و بسیاری از چهره‌های انسانی نیز تغییری نخواهند کرد، چرا که بانکداری مرکزی حوزه‌ای نیست که جابه‌جایی نیروی کار بالایی داشته باشد.

مشکلات بدهی و خطرات هوش مصنوعی نیز پابرجا خواهند بود و احتمالا افزایش خواهند یافت. اگر کوین وارش به همین رویه عادی و اصولی خود در بانکداری مرکزی ادامه دهد، شاید بتواند اعتبار کافی برای یافتن یک مسیر کوهستانی امن و عبور از میان این چالش‌ها به دست آورد.