نفت؛ بیاعتنا به تحریمهای ایران
مهمترین سیگنال در این زمینه، سفر یکروزه فرمانده ارتش پاکستان به تهران و تلاش اسلامآباد برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا بود. گزارشها حاکی از آن است که پاکستان پیشنهادی برای پیشبرد مذاکرات و حتی احتمال تخفیف یا کاهش بخشی از تحریمها در چارچوب یک تفاهم موجود را به تهران منتقل کرده است. برای بازار نفت، اهمیت این تحول نه در نقش پاکستان، بلکه در این است که آیا میتواند مسیری برای کاهش تنش میان دو طرف ایجاد کند یا خیر. در کنار این تحول دیپلماتیک، واکنش بازار به تحریمهای جدید آمریکا نیز قابلتوجه است. واشنگتن برخلاف انتظار برخی معاملهگران، در بسته اخیر خود فشارهایی را اعمال کرد که شدت آن کمتر از سناریوی مورد انتظار بازار بود. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز اعلام کرد کشورهایی که با ایران تجارت میکنند، برای کاهش و خاتمه روابط خود مهلت خواهند داشت و در غیر این صورت با تحریمهای یکجانبه آمریکا مواجه میشوند. این تفاوت میان «تحریم فوری» و «مهلت برای خروج از تجارت با ایران» برای بازار نفت اهمیت زیادی دارد. تحریم زمانی میتواند بر قیمت نفت اثر جدی بگذارد که به کاهش واقعی جریان بشکهها منجر شود.
صرف اعلام فشار اقتصادی، بدون اختلال محسوس در صادرات، الزاما به معنای کاهش عرضه جهانی نیست. با این حال، مهمترین ابهام همچنان در تنگه هرمز باقی مانده است. بازار هنوز نمیداند سیاست جدید واشنگتن در نهایت به کاهش تنش و حفظ جریان نفت از این مسیر منجر خواهد شد یا برعکس، فشار بیشتر بر تهران میتواند تنشها را تشدید کند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که هرگونه اختلال در هرمز، بسیار فراتر از صادرات نفت ایران، عرضه نفت کشورهای بزرگ تولیدکننده خلیجفارس را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. از سوی دیگر، چین مهمترین متغیر معادله تحریمهاست. پکن بزرگترین خریدار نفت ایران است و میزان موفقیت آمریکا در محدودکردن جریان نفت ایران تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا میتواند هزینه خرید نفت ایران برای پالایشگاهها و شبکههای تجاری چین را افزایش دهد یا خیر. بنابراین، فشار بیشتر بر تهران ممکن است همزمان به افزایش تنش میان واشنگتن و پکن نیز منجر شود؛ مسالهای که خود میتواند ریسک ژئوپلیتیک بازار نفت را دوباره افزایش دهد.
به این ترتیب، افت برنت به زیر ۹۰دلار را نمیتوان صرفا نشانه کاهش نگرانی بازار درباره عرضه دانست. بازار در حال بازتنظیم ریسک ایران است، نه اینکه الزاما بحران عرضه را پایانیافته تلقی کند. اگر تلاشهای دیپلماتیک به کاهش تنش واقعی منجر شود و جریان نفت از هرمز نیز بهبود یابد، بخش بیشتری از صرف ریسک فعلی میتواند از قیمت نفت خارج شود. اما اگر مذاکرات شکست بخورد یا فشار آمریکا به تقابل تازهای با ایران و چین منجر شود، همین ریسک میتواند دوباره به بازار نفت بازگردد. در واقع، پرسش اصلی بازار اکنون این نیست که نفت ۹۰دلار را میشکند یا نه، بلکه این است که آیا تحولات تهران و واشنگتن واقعا در حال کاهش ریسک عرضهاند یا بازار فقط برای مدت کوتاهی از یک شوک ژئوپلیتیک فاصله گرفته است.