سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران میتواند به گشایش دوباره دیپلماسی منجر شود؟
مسیر اسلامآباد از هرمز میگذرد
در فضای تشدید تنشها و تنگتر شدن محاصره دریایی در تنگه هرمز، تهران بار دیگر میزبان ژنرال عاصم منیر فرمانده ارشد ارتش پاکستان خواهد بود. فرمانده ارتش پاکستان در حالی امروز دوشنبه به ایران سفر میکند که روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد که امکان بازگشت مجدد آمریکا و ایران به یادداشت تفاهم اسلامآباد همچنان وجود دارد. با این همه، مشخص نیست که آیا سفر مقام عالیرتبه پاکستانی به ایران میتواند به شکستن بنبست کنونی و ازسرگیری مذاکرات بینجامد یا خیر. این چهارمین سفر عاصم منیر به تهران از زمان آتشبس ۱۹ فروردین ماه تاکنون به شمار میرود.
دستورکار عاصم منیر در تهران
روز یکشنبه، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، گفت که فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده نیروهای مسلح پاکستان، روز دوشنبه به ایران سفر خواهد کرد. به گفته بقایی، عاصم منیر در راس یک هیات رسمی عازم تهران خواهد شد. سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان افزود که هدف این سفر، تقویت همکاری دو کشور و کمک پاکستان به تقویت صلح و امنیت منطقه است.
بنا به گفته بقایی، عاصم منیر در این سفر با مقامهای ارشد ایران دیدار میکند. این سفر در حالی صورت میگیرد که از زمان آغاز جنگ، پاکستان میانجی اصلی گفتگوهای ایران و آمریکا بوده است. در ماههای اخیر، ژنرال منیر، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان و محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، هم بارها به تهران سفر کردهاند. از سوی دیگر، العربیه به نقل از منابع آگاه گزارش داد که فرمانده ارتش پاکستان در جریان سفر خود به تهران، حامل پیامهایی از سوی آمریکا برای ایران خواهد بود. این منابع گزارش دادند که سفر فرمانده ارتش پاکستان به ایران با هدف شکستن وضعیت بنبست کنونی و از سرگیری مذاکرات انجام خواهد شد. گفتنی است که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران شامگاه شنبه با فرمانده ارتش پاکستان تلفنی گفتوگو کرد.
از سوی دیگر، لارنس نورمن، خبرنگار والاستریت ژورنال در پیامی در شبکه ایکس گفت که از نظر او ایران و آمریکا دوباره به یادداشت تفاهم برمیگردند. نورمن در این پیام گفت: «برداشت شخصی من این است که در نهایت، دوباره به همان تفاهمنامه برخواهیم گشت، اما بهای موافقت ایران با مفاد آن، از نظر امتیازاتی که ایران در همان ابتدا دریافت خواهد کرد، بیشتر خواهد بود. و ترامپ حاضر خواهد شد این بها را بپردازد.» وی افزود: «اما باید صبر کنیم و ببینیم چه پیش میآید.»
پیوند سفر منیر به تفاهم ایران و عمان
سفر دوباره عاصم منیر به تهران را نمیتوان صرفا یک رفتوآمد دیپلماتیک دیگر در بحبوحه جنگ دانست؛ اهمیت این سفر بیش از هر چیز در امکان احیای مسیری است که پیشتر به تفاهم اسلامآباد میان ایران و آمریکا انجامید، اما با نقض تعهدات از سوی واشنگتن متوقف شد. اگر قرار باشد این مسیر دوباره فعال شود، مساله هرمز مهمترین گره پیشروی آن خواهد بود؛ گرهی که بدون رسیدن تهران و مسقط به یک چارچوب روشن درباره امنیت و کشتیرانی در تنگه، بعید است بتوان از آن عبور کرد. در این میان، نقش عمان نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند.
تماس عباس عراقچی با بدر بوسعیدی و گفتوگو درباره «شرایط مناسب برای ازسرگیری گفتوگوها» و تحولات کشتیرانی در هرمز، نشان میدهد که دیپلماسی همزمان در حال حرکت روی دو ریل است: از یکسو تلاش برای احیای کانال ایران و آمریکا و از سوی دیگر یافتن ترتیبی برای مدیریت وضعیت هرمز. در چنین شرایطی، دستیابی ایران و عمان به یک تفاهم درباره نحوه عبور و امنیت کشتیرانی میتواند بخشی از بنبست موجود را باز کند و زمینه را برای بازگشت به تفاهم اسلامآباد فراهم سازد.
اما احیای تفاهم پیشین بدون یک تضمین مهم، عملا ارزش محدودی خواهد داشت: پایبندی آمریکا به توافق. تجربه گذشته نشان داده است که مساله فقط رسیدن به متن تفاهم نیست، بلکه اعتبار تعهدات طرف آمریکایی نیز به همان اندازه اهمیت دارد. اگر قرار باشد ایران دوباره وارد فرآیند مذاکره شود، باید اطمینان داشته باشد که توافقی که حاصل میشود، با تغییر محاسبات سیاسی واشنگتن یا تصمیم رئیسجمهور آمریکا دوباره کنار گذاشته نخواهد شد. از این منظر، سفر عاصم منیر میتواند بیش از انتقال یک پیام، آزمونی برای سنجش امکان بازسازی اعتماد باشد. اگر پیام آمریکا حاوی راهکاری برای حل مساله هرمز، تضمین اجرای تعهدات و بازگشت به چارچوب تفاهم اسلامآباد باشد، سفر او میتواند آغازگر یک گشایش واقعی باشد. در غیر این صورت، حتی بهترین میانجیگری نیز قادر نخواهد بود شکاف موجود میان دو طرف را پر کند.
مساله اصلی اکنون فقط بازگشت به مذاکره نیست؛ مساله این است که آیا میتوان توافقی ساخت که هم نگرانیهای ایران درباره حاکمیت و امنیت هرمز را لحاظ کند و هم نگرانیهای مربوط به کشتیرانی را از مسیر تفاهم حل کند. در چنین چارچوبی، عمان میتواند حلقه اتصال میان تهران و واشنگتن باشد و پاکستان نیز با توجه به جایگاه عاصم منیر، نقش تسهیلکننده این مسیر را بر عهده بگیرد. اگر این دو مسیر به هم برسند، تفاهم اسلامآباد دیگر صرفا یک سند متوقفشده نخواهد بود؛ بلکه میتواند به نقطه آغاز دیپلماسی تازهای تبدیل شود؛ دیپلماسیای که از هرمز آغاز میشود، اما هدف نهایی آن کاهش تنش، تثبیت آتشبس و بازگرداندن پرونده ایران و آمریکا از میدان فشار و درگیری به میز مذاکره است.
احتمال بازگشت به مدار دیپلماسی
عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان بهترین گزینه برای میانجیگری در وضعیت فعلی تلقی میشود. وی چهرهای است که قابلیت بسیار خوبی برای پیشبرد فاز دیپلماسی دارد. از سوی دیگر، نمیتوان آنچنان با اطمینان گفت که تهران و واشنگتن بتوانند به نتیجه ملموسی برسند. دلیل این مساله این است که پرونده هرمز همچنان محل اختلاف شدید است؛ از یک سو، تهران تاکید دارد که حاکمیت خود بر این آبراه را تحکیم بخشد. این در حالی است که آمریکا نشان داده که حاضر به پذیرش چنین چیزی نیست.
در عین حال، به نظر میرسد که کاخ سفید درصدد است جبهه جدیدی در نزاع فعلی باز کرده و به جای تداوم فاز نظامی، از ابراز فشار اقتصادی بهره ببرد. همچنین باید در نظر گرفت که در درون حاکمیت ایران نیز صداهایی در رابطه با ارجحیت مذاکره به گوش میرسد. بنابراین به نظرم احتمال بازگشت به مدار دیپلماسی در وضعیت ۵۰-۵۰ قرار دارد. در زمینه سفر عاصم منیر به تهران، مساله مهم این است که محتوای پیامی که وی حاملش بوده چیست؛ اگر محتوای پیام به شکلی باشد که بتواند برای طرفین بهنحوی رضایتبخش باشد، در آن صورت میتوان امیدوار بود که اتفاقهای مثبتی روی دهد. تا جایی که به امکان احیای تفاهم مربوط میشود، باید گفت که احتمال بازگشت به تفاهمنامه پیشین تهران و واشنگتن وجود دارد، اما باید در نظر داشت که نکته اصلی تفاسیر طرفین از بندهای تفاهم و میزان نزدیکی این تفسیرها به یکدیگر است. برای مثال، بندهای نخست و پنجم تفاهمنامه اسلامآباد همچنان محل اختلاف دو طرف قرار دارد. به بیان دیگر، امکان بازگشت به تفاهمهای پیشین یا حتی رسیدن به یک تفاهم جدید وجود دارد، اما باید دید که میتوان بر سر خوانش یکسان از بندهای این توافقنامهها به نتیجه مشخص رسید یا خیر.
* دیپلمات پیشین