5 ماه نفسگیر بازارها

به این ترتیب، رشد سودآوری شرکت‌ها، گزارش‌های مناسب، ارزندگی نسبی سهام و ورود پول حقیقی‌ها به بورس در کنار آرام‌تر شدن فضای سیاسی، زمینه فاصله گرفتن بازار سهام از رقبای خود را فراهم کرده است. در بازارهای موازی نیز بخشی از سرمایه‌ها در انتظار مشخص‌تر شدن مسیر نرخ ارز و تحولات سیاسی باقی ماند و همین موضوع، از شتاب رشد آنها کاسته است.

رالی بازارها

بورس تهران با ثبت بازدهی ۶۳درصدی، در پنج ماه نخست سال، صدرنشین بازارهای دارایی شد. پس از بازار سهام، دلار آزاد با کسب بازدهی ۲۴.۷۲درصدی در جایگاه دوم قرار گرفت و صندوق‌های طلا با بازدهی ۱۸.۲و صندوق‌های درآمد ثابت با رشد ۱۴.۶درصدی در رتبه‌های بعدی ایستادند. سود سپرده‌های بانکی نیز با ثبت بازدهی ۱۲.۱۴درصدی در ادامه این فهرست قرار گرفت و هر گرم طلای ۱۸ عیار با رشد ۵.۵درصدی، عملکردی به مراتب پایین‌تر از بازار سهام را به ثبت رساند. 

اما در سوی دیگر بازارها، سکه طلای طرح جدید نتوانست در این مدت همپای سایر بازارها حرکت کند و حتی بازدهی منفی را به ثبت رساند. همچنین سکه طرح جدید، نیم‌سکه و ربع‌سکه در پنج ماه نخست سال با کاهش قیمت مواجه شدند. به این ترتیب، فاصله بازدهی بورس با بخش قابل‌توجهی از بازارهای رقیب، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های معاملات در این دوره محسوب می‌شود.

معمار صعود بورس

بازارها در این مدت، مسیرهای متفاوتی را پشت سر گذاشتند. در پایان این رقابت پرنوسان و نفسگیر، بازار سهام توانست از رقبای سنتی خود، از جمله دلار و طلا، سبقت بگیرد. اما چه عواملی باعث شد بورس پس از عبور از شوک‌های سیاسی، به پربازده‌ترین بازار در پنج ماه نخست سال تبدیل شود و آیا این روند همچنان ادامه دارد؟ 

خان محمدی بورس copy

در همین رابطه، علی‌رضا خان‌محمدی، کارشناس بازارهای مالی، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» اظهار کرد: برای ارزیابی مسیر آینده بازار، ابتدا باید به دلایل رشد ماه‌های گذشته بازار سرمایه پرداخته شود. بررسی صورت‌های مالی شرکت‌ها و گزارش‌هایی که در ماه‌های اخیر منتشر شده، نشان می‌دهد بخش مهمی از صعود بورس بر پایه عوامل بنیادی شکل گرفته است. شرکت‌ها در بسیاری از صنایع، رکوردهای جدیدی در فروش، سود عملیاتی و سود خالص ثبت کردند و همین موضوع پشتوانه اصلی رشد قیمت سهام بوده است.

او افزود: در صنعت دارو، افزایش نرخ‌ها به بهبود سودآوری شرکت‌ها کمک کرد. شرکت‌های غذایی نیز فروش‌های قابل‌توجهی را به ثبت رساندند. در گروه بانکی، درآمدهای حاصل از خدمات مورد توجه بازار قرار گرفت و در صنعت سیمان نیز رقابت شکل‌گرفته در بورس کالا به بهبود شرایط شرکت‌ها کمک کرد. به گفته این کارشناس، اگرچه در برخی صنایع از جمله پتروشیمی و پالایشی شرایط متفاوت بود، اما کلیت گزارش‌های مالی از عملکرد مناسب شرکت‌ها حکایت دارد. به همین دلیل، بخش سنگین رشد بازار در این دوره را باید ناشی از عوامل بنیادی دانست.

او گفت: در کنار این عوامل، تحولات سیاسی نیز به کمک بازار آمد. کاهش تنش‌ها، شکل‌گیری آتش‌بس، ادامه مذاکرات و برخی تفاهم‌های سیاسی، بخشی از ریسک‌هایی را که پیش از جنگ و در جریان افزایش تنش‌ها موجب افت بازار شده بود، کاهش داد. بنابراین، ترکیب کاهش ریسک‌های سیاسی و بهبود عملکرد بنیادی شرکت‌ها، دو موتور اصلی رشد بازار سهام در این دوره بودند. این کارشناس افزود: اکنون اما شرایط بازار نسبت به ابتدای این مسیر تغییر کرده است. رشدهای رخ‌داده باعث شده دیگر نتوان کل بازار را به‌طور مطلق ارزان دانست، هرچند همچنان سهامی با نسبت‌های ارزش‌گذاری پایین و حتی P/E در محدوده ۲ تا ۳ واحد نیز در بازار وجود دارند. بازار نه در شرایط ارزندگی قرار دارد و نه می‌توان گفت به مرحله بیش‌ارزش‌گذاری رسیده است؛ بلکه قیمت بسیاری از سهام به سطوح متعادل‌تری نزدیک شده است.

او با اشاره به وضعیت متغیرهای اثرگذار بر ادامه مسیر بورس گفت: به نظر می‌رسد بازار در شهریورماه به گزارش‌های ماهانه و عملکرد شرکت‌ها توجه خواهد کرد. گزارش فروش و تولید شرکت‌ها نشان خواهد داد که آیا بنگاه‌ها می‌توانند عملکرد ماه‌های گذشته را حفظ کنند یا خیر. این موضوع می‌تواند یکی از مهم‌ترین محرک‌های بازار در ادامه مسیر باشد.

او افزود: در‌عین‌حال، برخی ریسک‌های اقتصادی نیز همچنان پابرجاست. ادامه سیاست‌های انقباضی بانک مرکزی، رکودی که اقتصاد برای حدود ۱۴ ماه تجربه کرده و نشانه‌هایی که در گزارش‌های اقتصادی و شامخ دیده می‌شود، می‌تواند به یک هشدار برای بازار تبدیل شود. ادامه این شرایط ممکن است فعالیت شرکت‌ها، تولید و سودآوری آنها را تحت فشار قرار دهد و به چالشی برای بازار سرمایه تبدیل شود. این کارشناس گفت: ریسک‌های سیاسی نیز هنوز به‌طور کامل از میان نرفته‌اند. تحولات مربوط به محدودیت‌های اقتصادی و اثر آن بر تورم، تامین کالا، درآمدهای دولت و صادرات نفت، می‌تواند شرایط اقتصاد کلان را تحت‌تاثیر قرار دهد. کاهش درآمدهای دولت نیز می‌تواند کسری بودجه را تشدید کند و در نهایت از مسیر بازار ارز و سایر متغیرهای اقتصادی به بازار سهام منتقل شود.

او افزود: در مقابل این ریسک‌ها، احتمال ادامه مذاکرات و رسیدن به توافق نیز وجود دارد؛ چراکه به نظر می‌رسد هر دو طرف برای خروج از شرایط بحرانی موجود به نوعی توافق نیاز دارند. بنابراین، بازار همچنان میان دو مجموعه از متغیرها حرکت می‌کند؛ از یک‌سو ریسک تشدید تنش‌های سیاسی و از سوی دیگر احتمال کاهش تنش و ادامه مذاکرات.

این کارشناس بازار سرمایه در ادامه گفت: همین شرایط باعث شده چرخش مهمی در ترکیب معاملات بازار شکل بگیرد. سرمایه‌گذاران اکنون با دو نگاه متفاوت اقدام به خرید می‌کنند. بخشی از توجه بازار به سهامی معطوف شده که می‌توانند از مذاکرات و کاهش تنش‌ها منتفع شوند و بخش دیگر به سمت شرکت‌هایی حرکت کرده که فروش داخلی مناسبی دارند و وابستگی کمتری به بازارهای صادراتی دارند. با توجه به دشواری‌های موجود در صادرات، شرکت‌هایی که بخش عمده درآمد آنها به بازارهای خارجی وابسته است، ممکن است با چالش‌های بیشتری روبه‌رو شوند.

علی‌رضا خان‌محمدی با بیان اینکه انتظار رشدهای بسیار پرشتاب برای شاخص کل در شهریورماه دشوار است، اظهار کرد: مگر آنکه داده‌های بنیادی، اقتصادی یا سیاسی جدیدی از بازار حمایت کنند. در حال حاضر شرایط فعلی تفاوت معناداری با دوره‌هایی مانند سال ۱۳۹۹ دارد؛ زیرا بازار در آن زمان از نظر ارزش‌گذاری در سطوح بسیار بالاتری قرار داشت، اما اکنون بخش مهمی از رشد بازار همچنان از عوامل بنیادی حمایت می‌گیرد.

او افزود: در ادامه مسیر، احتمال دست‌به‌دست شدن سهام و اصلاح ترکیب سبدهای سرمایه‌گذاری بیشتر از وقوع افت‌های شدید است. مگر آنکه یک اتفاق سیاسی غیرمنتظره و اثرگذار رخ دهد که بتواند مسیر بازار را به‌طور جدی تغییر دهد. در شرایط عادی، بورس می‌تواند روندی متعادل همراه با رشد را دنبال کند و در صورت حمایت گزارش‌های مناسب شرکت‌ها، بازدهی حدود ۵ تا ۱۰درصدی نیز برای شاخص کل قابل تصور است؛ هرچند انتشار گزارش‌های قوی‌تر می‌تواند زمینه ثبت بازدهی بالاتر را فراهم کند.

او تاکید کرد: باید گفت رشد ۶۳درصدی شاخص کل و بازدهی ۸۰درصدی شاخص هموزن در پنج ماه گذشته حاصل یک موج صرفا هیجانی نیست و از ترکیب بهبود سودآوری شرکت‌ها، گزارش‌های مالی مناسب و کاهش مقطعی ریسک‌های سیاسی ناشی شده است. اکنون نیز بازار در نقطه‌ای قرار دارد که ادامه مسیر صعودی آن به توان شرکت‌ها در حفظ سودآوری و همچنین تحولات سیاسی و اقتصادی وابسته خواهد بود. در چنین شرایطی، انتظار افت‌های سنگین و شبیه به دوره‌های تاریخی گذشته چندان محتمل نیست، اما سرعت رشد بازار نیز احتمالا نسبت به ماه‌های گذشته کاهش خواهد یافت؛ مگر آنکه محرک‌های بنیادی یا سیاسی تازه‌ای به کمک بورس بیاید.

پرچمدار بازارها

بازار سهام مردادماه را در شرایطی به پایان رساند که شاخص کل بورس تهران برای نخستین‌بار از مرز روانی ۶‌میلیون واحد عبور کرد. نماگر اصلی بازار دیروز با رشد ۱.۸۳درصدی در سطح ۶‌میلیون و ۶۱ هزار واحد قرار گرفت. 

محمد غفوری

محمد غفوری، کارشناس بازارهای مالی، ضمن اشاره به رشد ۶۳درصدی بورس از ابتدای سال بیان کرد: بازار سرمایه در این مدت بازدهی مطلوبی در مقایسه با بازارهای موازی به ثبت رسانده و با رشد حدود ۶۳درصدی، پرچمدار بازدهی در میان این بازارها بوده است. این آمار نشان می‌دهد بازار سرمایه حتی با وجود بسته بودن برخی نمادهای شاخص‌ساز و اثرگذار، از جمله بخش قابل‌توجهی از شرکت‌های پتروشیمی و فولادی، کارنامه بسیار خوبی را به ثبت رسانده است. این نمادها تاثیر قابل‌توجهی بر شاخص کل دارند و بسته بودن آنها در بخشی از این دوره، اهمیت بازدهی ثبت‌شده در بازار سهام را بیشتر می‌کند.

این کارشناس ادامه داد: بازار سرمایه طی سال‌های اخیر با وجود ارزندگی قابل‌توجه، تحت‌تاثیر شرایط مختلف نتوانسته بود بازدهی متناسبی را تجربه کند. در واقع، شرکت‌ها طی سال‌های گذشته نوعی تورم پنهان را در قیمت‌ها و ارزش خود داشته‌اند و اکنون به نظر می‌رسد زمان آن رسیده بود که بازار بتواند بخشی از این ظرفیت را در قالب بازدهی نشان دهد. بازار تا اینجا عملکرد مناسبی داشته و در کوتاه‌مدت نیز در صورت نبود ریسک جنگی، می‌تواند سال جاری را به دوره‌ای جذاب برای فعالان بازار سرمایه تبدیل کند.

محمد غفوری گفت: در بازار سرمایه نمی‌توان یک سطح تعادلی ثابت و مشخص تعریف کرد. قیمت‌ها همواره تحت‌تاثیر موج‌های خوش‌بینی و بدبینی نوسان می‌کنند. در مقاطعی بازار در اوج ارزندگی قرار داشته، اما به دلیل نبود جریان پول، وارد روندی فرسایشی یا نزولی شده است. اما از سویی در شرایط فعلی بازار با وجود ابهامات سیاسی و اقتصادی، در فضایی از خوش‌بینی قرار گرفته و مسیر صعودی خود را ادامه داده است.

این کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: تا زمانی که ورود پول به بازار ادامه داشته باشد و سیاستگذار نیز همانند دو سه ماه اخیر رویکرد حمایتی خود را حفظ کند، بازار می‌تواند به سطوح بالاتری دست پیدا کند. در کوتاه‌مدت، تثبیت شاخص کل بالای ۶‌میلیون واحد اهمیت زیادی دارد و در صورت تحقق این موضوع، محدوده ۶‌میلیون و ۵۰۰هزار واحد می‌تواند به‌عنوان هدف بعدی شاخص در نظر گرفته شود. او افزود: در کنار جریان نقدینگی و ارزش معاملات، وضعیت ارزش دلاری بازار سرمایه نیز نشان می‌دهد که نمی‌توان بازار فعلی را در محدوده بیش‌ارزش‌گذاری‌شده ارزیابی کرد. ارزش دلاری بازار همچنان فاصله قابل‌توجهی با سطوح تاریخی خود دارد و حتی محدوده ۱۵۰‌میلیارد دلار نیز می‌تواند به‌عنوان یکی از سطوح قابل‌بررسی برای ارزش بازار در نظر گرفته شود.

این کارشناس ادامه داد: این وضعیت با سال ۱۳۹۹ تفاوت اساسی دارد. در آن مقطع، ارزش دلاری بازار سرمایه در بالاترین سطح خود به بیش از ۴۵۰‌میلیارد دلار رسیده بود، درحالی‌که شرایط فعلی بازار از این منظر قابل قیاس با آن دوره نیست. بنابراین، در شرایط کنونی نمی‌توان صرفا بر اساس رشد قیمت‌ها نتیجه گرفت که بازار به محدوده گران یا بیش‌ارزش‌گذاری‌شده رسیده است.