بازچرخانی آب در آزمون بهره‌وری

با این حال، روند بازچرخانی در صنعت طی سال‌های اخیر شتاب بیشتری گرفته و صنایع بزرگ به ‌دلیل محدودیت برداشت از منابع متعارف، به سمت خرید پساب، تصفیه داخلی و ایجاد چرخه‌های بسته حرکت کرده‌اند. این در حالی است که کشاورزی، به‌عنوان بخش اصلی مصرف‌کننده آب، هنوز با راندمان پایین آبیاری، غلبه روش‌های سنتی و چالش‌های بهداشتی استفاده از پساب مواجه است. از مجموع پساب تولیدی کشور نیز ۵۰.۱درصد در بخش کشاورزی و فضای سبز مصرف می‌شود، اما صرف اختصاص پساب به این بخش، بدون اصلاح شیوه مصرف، لزوما به معنای کاهش فشار بر منابع آبی نیست. به نظر می‌رسد نقطه اصلی سیاست بازچرخانی باید از «تامین آب جایگزین» به سمت کاهش مصرف و افزایش بهره‌وری آب در بزرگ‌ترین بخش مصرف‌کننده تغییر کند؛ چرا که حتی افزایش محدود بهره‌وری در کشاورزی می‌تواند اثری به مراتب بزرگ‌تر از صرفه‌جویی‌های بخش‌هایی با سهم اندک از مصرف آب داشته باشد.

کشاورزی؛ حلقه ضعیف بازچرخانی آب

بر اساس آخرین داده‌های شرکت آب و فاضلاب کشور، سالانه حدود ۱.۷۸‌میلیارد مترمکعب پساب در تصفیه‌خانه‌های فاضلاب کشور تولید می‌شود. این حجم از پساب در بخش‌های مختلفی از جمله تغذیه آبخوان‌ها، کشاورزی و صنایع مورد استفاده قرار می‌گیرد. بر اساس قانون برنامه هفتم توسعه، صنایع آب‌بر و غیربهداشتی باید به‌تدریج مصرف آب متعارف را کاهش داده و از منابع آب نامتعارف مانند پساب استفاده کنند. اما آمار جدید گویای این هستند که ۵۰.۱درصد از پساب تولیدی کشور در بخش کشاورزی مصرف می‌شود. پس از آن، ۳۷.۲درصد برای تخلیه به آب‌های سطحی و تغذیه سفره‌ها، ۵.۸۸درصد در فضای سبز و تنها حدود ۵.۲۲درصد در صنعت مصرف می‌شود. این ارقام نشان می‌دهد کشاورزی، برخلاف تصویری که گاه از نقش صنعت در مصرف آب ارائه می‌شود، همچنان مقصد اصلی پساب تصفیه‌شده است.

با این حال، استفاده از پساب در کشاورزی به معنای حل مساله آب نیست. در بسیاری از مناطق، کشاورزی همچنان بر روش‌های سنتی و غرقابی متکی است. درحالی‌که بخش قابل‌توجهی از آبی که از مسیر تصفیه و بازچرخانی به مزرعه می‌رسد، می‌تواند در فرآیند آبیاری هدر برود.

از سوی دیگر، مساله کیفیت آب بازچرخانی‌شده نیز اهمیت بالایی دارد. استفاده از فاضلاب خام یا پساب تصفیه‌نشده و ناقص در اراضی کشاورزی، علاوه بر تهدید منابع خاک و آب زیرزمینی، می‌تواند سلامت مصرف‌کننده را نیز تحت‌تاثیر قرار دهد؛ موضوعی که ضرورت استانداردسازی و نظارت بر کیفیت پساب را پررنگ‌تر می‌کند.

در مقابل، صنعت در سال‌های اخیر ناچار شده مسیر متفاوتی را طی کند. محدودیت برداشت از منابع متعارف، هزینه بالاتر آب و الزامات برنامه هفتم توسعه، صنایع آب‌بر را به سمت استفاده از پساب شهری، آب‌شیرین‌کن‌ها و تصفیه و بازچرخانی داخلی سوق داده است. برخی صنایع بزرگ نیز با توسعه فناوری‌، تلاش کرده‌اند برداشت آب تازه را کاهش دهند. در صنعت فولاد نیز برخی مجتمع‌های بزرگ توانسته‌اند بخش قابل‌توجهی از نیاز خود را از طریق بازچرخانی داخلی و استفاده از پساب تصفیه‌شده تامین کنند. این تجربه نشان می‌دهد بازچرخانی، زمانی که با الزام اقتصادی و مقرراتی همراه شود، می‌تواند از یک سیاست محیط‌زیستی به بخشی از مدل کسب‌وکار تبدیل شود.

با این حال، نمی‌توان نسخه صنعت را عینا برای کشاورزی تجویز کرد. تفاوت پراکندگی مصرف، تعداد بالای بهره‌برداران، ساختار مالکیت و اقتصاد کشاورزی، اجرای بازچرخانی در این بخش را پیچیده‌تر می‌کند. راه‌حل، نه انتقال آب بیشتر به زمین، بلکه کاهش نیاز به آب در واحد تولید و افزایش بهره‌وری است. بنابراین سیاست بازچرخانی باید از «تامین آب جایگزین» فراتر رفته و به «اصلاح زنجیره مصرف آب» تبدیل شود.

بازچرخانی آب کشاورزی در مجتمع‌های بزرگ

محمد حب‌وطن، رئیس گروه توسعه حکمرانی آب شرکت مدیریت منابع آب ایران، درباره ضرورت مدیریت مصرف آب در بخش کشاورزی و هدررفت آن نسبت به صنعت و بازچرخانی آن گفت: برای کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی و حتی مدیریت مصرف پساب در این بخش نیاز است که بازچرخانی آب در کشاورزی باید متناسب با مقیاس فعالیت‌ها دنبال شود؛ زیرا بازچرخانی در کشاورزی‌های بزرگ و مجتمع‌های کشاورزی می‌تواند معنا و توجیه بیشتری داشته باشد. در چنین مجموعه‌هایی می‌توان سیستم‌های جمع‌آوری و تصفیه آب را ایجاد کرد، کیفیت آب را بهبود داد و از آن برای مصارف مختلف، از جمله محیط زیست، استفاده کرد. برای نمونه، در مجتمع‌های بزرگ کشاورزی امکان مدیریت و کنترل آب بسیار بیشتر است و می‌توان آب مصرف‌شده را جمع‌آوری، تصفیه و دوباره وارد چرخه کرد. اما در کشاورزی‌های خرد و پراکنده، مانند استان گیلان که با خرده مالکی مواجه‌اند، اجرای چنین طرح‌هایی بسیار دشوارتر است و نیاز به شبکه‌های مناسب و نظام نظارتی گسترده دارد.

وی ادامه داد: تعیین یک عدد دقیق برای اینکه چه میزان از آب کشاورزی هدر می‌رود یا چه مقدار از آن دوباره مورد استفاده قرار می‌گیرد، کار ساده‌ای نیست. شرایط در مناطق و محصولات مختلف متفاوت است. برای مثال، در صنایع بزرگی مانند نیشکر، حجم قابل‌توجهی از آب مورد استفاده قرار می‌گیرد و به دلیل ویژگی‌های آب و شوری آن، محاسبه اینکه چه مقدار از آب در چه مرحله‌ای دوباره وارد چرخه می‌شود، پیچیدگی‌های خاص خود را دارد.

این کارشناس حوزه آب افزود: آنچه می‌توان با اطمینان درباره آن صحبت کرد این است که در کل کشور، از حدود ۸۰‌میلیارد مترمکعب آب مصرفی کشاورزی، حدود ۲۵درصد به شکل‌های مختلف به منابع آب برمی‌گردد. اما اینکه چه مقدار از این آب مجددا مورد استفاده قرار می‌گیرد و چه مقدار به منابعی مانند رودخانه‌ها بازمی‌گردد، نیازمند بررسی دقیق در هر منطقه و هر شبکه است.

پساب باکیفیت برای صنعت

حب‌وطن در پاسخ به این سوال، با اشاره به سهم بالای کشاورزی در مصرف آب کشور گفت: اختصاص پساب باکیفیت به بخش کشاورزی موضوعی پیچیده و اجرای آن دشوار است؛ چرا که بخشی از منابع آبی که امروز در اختیار کشاورزان قرار دارد، در واقع در قالب حق‌آبه‌های قدیمی تعریف شده است. اگر قرار باشد منابع آب باکیفیت از بخش کشاورزی گرفته و به صنعت اختصاص پیدا کند، نمی‌توان بدون توجه به حقوق موجود و تبعات اجتماعی و اقتصادی آن اقدام کرد.

وی افزود: یکی از راهکارها این است که آب‌های متعارف مانند آب چاه و رودخانه که در حال حاضر در اختیار صنایع قرار می‌گیرد، به چرخه منابع آب برگردد و در مقابل، پساب تصفیه‌شده باکیفیت در اختیار صنعت قرار گیرد. البته این کار نیازمند برنامه‌ریزی و همکاری جدی صنایع است، زیرا بسیاری از صنایع سال‌هاست از منابع آب متعارف استفاده می‌کنند و تغییر این روند به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. یکی از مهم‌ترین مزیت‌های پساب شهری این است که منبع آن در اختیار مردم قرار دارد. آب با کیفیت شرب در اختیار مردم قرار می‌گیرد، مصرف می‌شود و بعد از تبدیل شدن به فاضلاب، می‌تواند تصفیه شده و دوباره مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، پساب یک منبع پایدار است که می‌تواند صنایع را برای جایگزین کردن منابع آب متعارف تشویق کند.

این کارشناس آب درباره موانع اجرای بازچرخانی در کشاورزی نیز بیان کرد: ساختار کشاورزی ایران با بسیاری از کشورهای اروپایی متفاوت است. در برخی کشورها زمین‌های کشاورزی بسیار بزرگ‌مقیاس هستند، اما در ایران با تعداد زیادی بهره‌بردار و قطعات کوچک مواجه هستیم. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که یک مدل واحد برای همه مزارع اجرا شود. باید سیستم مدیریت کشاورزی کشور به‌گونه‌ای تنظیم شود که میزان مصرف آب در هر مزرعه، شبکه آبیاری و برای هر محصول مشخص باشد و آب متناسب با نیاز واقعی گیاه تخصیص پیدا کند. هر گیاه و هر محصول میزان مشخصی آب نیاز دارد و اگر بیش از آن در اختیارش قرار گیرد، بخشی از آب عملا از چرخه تولید خارج می‌شود.

حب‌وطن افزود: بنابراین، موضوع اصلی در کشاورزی فقط بازچرخانی آب نیست، بلکه باید مدیریت مصرف، افزایش بهره‌وری و رساندن آب به اندازه نیاز محصول همزمان دنبال شود. اگر مصرف از ابتدا مدیریت شود، حجم آبی که نیاز به بازچرخانی و تصفیه مجدد دارد نیز کاهش پیدا می‌کند و می‌توان با منابع موجود، تولید بیشتری داشت.