روایتهای نگرانکننده از برکناری ربیعی؛
در دام بازیکنسالاری؟
خبرگزاری مهر، در گزارش خود راجعبه این مساله مینویسد: اخراج ناگهانی محمد ربیعی از سرمربیگری تیم فوتبال تراکتور تبریز بیشتر از اینکه نگاهها را به اختلاف او با مدیریت باشگاه سوق دهد، به سمت شایعه دخالت چند بازیکن باتجربه این تیم برده است. تیم فوتبال تراکتور در شرایطی تصمیم به تغییر سرمربی گرفت و محمد ربیعی از این تیم جدا شد که در کنار دلایل مدیریتی و فنی، شایعاتی درباره وضعیت رختکن این تیم نیز مطرح شده است. شایعاتی که اگر حتی بخشی از آنها به واقعیت نزدیک باشد میتواند یکی از بحرانهای اساسی این تیم در فاصله کمتر از یک هفته تا شروع لیگ بیستوششم شود.
طی روزهای اخیر روایتهایی درباره این موضوع مطرح شده که تصمیم برای پایان همکاری با ربیعی صرفا یک تصمیم مدیریتی نبوده و سرمربی پیشین تراکتور در مدیریت رختکن با دشواریهایی مواجه بوده است. بر اساس همین شایعات، چند بازیکن قدیمی و باتجربه تیم در مقاطعی تلاش کردهاند بخش قابلتوجهی از امور داخل تیم را هماهنگ کنند؛ موضوعی که در صورت صحت، میتواند نشانهای از شکلگیری یک ساختار غیررسمی در رختکن باشد.
در چنین شرایطی اتفاقی که در جریان دیدار دوستانه تراکتور و شمسآذر قزوین رخ داد نیز به این شائبهها دامن زد. در جریان این مسابقه، علیرضا بیرانوند و شجاع خلیلزاده درگیری لفظی جدی با یکدیگر داشتند که بازتاب زیادی پیدا کرد و باعث شد برخی این پرسش را مطرح کنند که آیا فضای رختکن تراکتور از کنترل کادر فنی خارج شده است یا خیر.
البته نمیتوان صرفا بر اساس یک درگیری درون زمین درباره ساختار رختکن یک تیم قضاوت کرد اما کنار هم قرار گرفتن این اتفاق با شایعات مطرحشده درباره نقش برخی بازیکنان در مسائل داخلی تراکتور، حساسیتها را افزایش داده است. بهخصوص اینکه تراکتور پیش از این نیز در مقاطعی با بحثهایی درباره تاثیرگذاری بازیکنان باتجربه بر فضای تیم و تصمیمات فنی مواجه بوده است.
حالا جواد نکونام روی نیمکت تراکتور نشسته و مهمترین چالش او فقط مسائل فنی نخواهد بود. سرمربی جدید باید خیلی زود مشخص کند که تصمیمگیرنده نهایی در تیم چه کسی است و مرز مسوولیت بازیکن، کادر فنی و مدیریت باشگاه کجاست. نکونام برای موفقیت در تراکتور باید علاوه بر انتخاب ترکیب، سیستم و برنامه تمرینی، کنترل کامل رختکن را نیز در اختیار بگیرد.
شکی نیست بازیکنان باتجربه میتوانند ستون اصلی یک رختکن باشند و حضورشان برای انتقال تجربه و حفظ اتحاد تیم اجتنابناپذیر است، اما این نقش زمانی تبدیل به مشکل میشود که بازیکن از جایگاه خود عبور کرده و در تصمیمات مربوط به کادر فنی یا مدیریت تیم دخالت کند. تفاوت میان «رهبری رختکن» و «تصمیمگیری برای رختکن» دقیقا همینجاست.
اگر این شایعات مبتنی بر واقعیت باشد، تراکتور پیش از هر مساله تاکتیکی نیازمند تعیین دوباره سلسلهمراتب قدرت در داخل تیم است؛ چرا که هیچ سرمربیای نمیتواند در شرایطی موفق شود که بخشی از رختکن برای او تصمیم بگیرد. نکونام حالا باید نشان دهد که علاوه بر زمین مسابقه مدیریت رختکن نیز در اختیار سرمربی است. در غیر این صورت تغییر نام روی نیمکت تراکتور ممکن است تنها یک تغییر ظاهری باشد و مشکل اصلی همچنان در جایی باقی بماند که تصمیمهای بزرگ، نه روی نیمکت بلکه در رختکن گرفته میشود!