چالش هوش مصنوعی برای چین

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ هوش مصنوعی به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت میان آمریکا و چین تبدیل شده است؛ رقابتی که تنها به ساخت مدل‌های پیشرفته محدود نیست و توانایی دو کشور در به‌کارگیری این فناوری در اقتصاد و مدیریت پیامدهای آن را نیز محک می‌زند. چین در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در این حوزه انجام داده و فاصله خود را با آمریکا کاهش داده است، اما همزمان با نزدیک شدن به مرزهای فناوری، با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو شده که می‌تواند سرعت پیشرفت این کشور را تحت تاثیر قرار دهد.

در سال‌های اخیر این تصور شکل گرفته که چین به دلیل برنامه‌ریزی متمرکز، سرمایه‌گذاری سنگین و حمایت دولت، موقعیت مناسبی برای بهره‌برداری از هوش مصنوعی دارد. شرکت‌های فناوری این کشور مدل‌هایی توسعه داده‌اند که از نظر عملکرد به نمونه‌های پیشرفته آمریکایی نزدیک شده‌اند و پکن نیز با توسعه مراکز داده، افزایش ظرفیت تولید برق و تقویت زیرساخت‌های دیجیتال، خود را برای گسترش استفاده از این فناوری آماده می‌کند. علاوه بر این، چین تلاش کرده با توسعه تراشه‌های داخلی و دور زدن محدودیت‌های صادراتی، وابستگی خود به فناوری‌های غربی را کاهش دهد.

براساس سرمقاله اکونومیست، رقابت واقعی در هوش مصنوعی فقط به ساخت مدل‌های قدرتمند خلاصه نمی‌شود، بلکه نحوه استفاده گسترده از این فناوری در اقتصاد اهمیت بیشتری دارد. از نگاه این نشریه، رهبران چین به این نتیجه رسیده‌اند که مزیت اصلی زمانی ایجاد می‌شود که هوش مصنوعی در کارخانه‌ها، خدمات، حمل‌ونقل و سایر بخش‌های اقتصادی به کار گرفته شود و بهره‌وری را افزایش دهد.

این سیاست با تحولات جمعیتی چین نیز ارتباط مستقیمی دارد. پیش‌بینی می‌شود جمعیت در سن کار این کشور تا میانه قرن به‌طور قابل توجهی کاهش یابد و دولت امیدوار است با استفاده از هوش مصنوعی و روبات‌ها، بخشی از کمبود نیروی کار را جبران کند. به همین دلیل برنامه‌های گسترده‌ای برای استفاده از روبات‌های انسان‌نما در کارخانه‌ها، انبارها و مراکز خدماتی در حال اجراست و بسیاری از شرکت‌ها نیز به سرعت در حال جایگزینی بخشی از فعالیت‌های انسانی با سامانه‌های هوشمند هستند.

با وجود این، آثار مثبت هوش مصنوعی هنوز به‌طور کامل در شاخص‌های اقتصادی دیده نمی‌شود، اما تغییرات در برخی صنایع آغاز شده است. شرکت‌های حمل‌ونقل با استفاده از سامانه‌های هوشمند تعداد رانندگان مورد نیاز خود را کاهش داده‌اند و در صنعت تولید محتوای دیجیتال نیز بخش بزرگی از فیلم‌های کوتاه و برنامه‌های اینترنتی اکنون با کمک هوش مصنوعی ساخته می‌شود. این روند بهره‌وری را افزایش می‌دهد، اما همزمان تقاضا برای بسیاری از مشاغل سنتی را کاهش می‌دهد.

همین موضوع به مهم‌ترین نگرانی دولت چین تبدیل شده است. نرخ بالای بیکاری جوانان و حضور صدها میلیون نفر در مشاغل موقت و اقتصاد پلتفرمی باعث شده گسترش سریع هوش مصنوعی خطر از بین رفتن فرصت‌های شغلی را افزایش دهد. اگر سرعت حذف مشاغل از روند کاهش طبیعی جمعیت بیشتر باشد، احتمال افزایش نارضایتی اجتماعی نیز وجود خواهد داشت؛ موضوعی که برای دولت چین اهمیت ویژه‌ای دارد.

در چنین شرایطی، گزینه‌های پیش روی پکن محدود است. آموزش مجدد نیروی کار یکی از راهکارهای مطرح‌شده محسوب می‌شود، اما تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که آماده کردن میلیون‌ها نفر برای ورود به مشاغل کاملا جدید، کار ساده‌ای نیست. برخی اقتصاددانان نیز پیشنهاد داده‌اند با وضع مالیات بر شرکت‌های هوش مصنوعی یا پرداخت نوعی درآمد پایه، فشار ناشی از این تحول کاهش یابد، اما چنین سیاست‌هایی با رویکرد اقتصادی شی جین‌پینگ همخوانی ندارد.

راهکار دیگر می‌تواند جلوگیری از تعدیل گسترده نیروها از طریق شرکت‌های دولتی باشد، اما این سیاست بخشی از مزیت اصلی هوش مصنوعی یعنی افزایش بهره‌وری را از بین می‌برد. از همین رو، اکونومیست معتقد است دولت چین احتمالا تا زمانی که پیامدهای اجتماعی قابل کنترل باشد، مسیر توسعه هوش مصنوعی را ادامه می‌دهد و هر زمان نشانه‌های بی‌ثباتی آشکار شود، با مداخله و اعمال محدودیت، روند را کنترل خواهد کرد؛ همان رویکردی که پیش‌تر در برخی صنایع از جمله آموزش خصوصی و بازی‌های رایانه‌ای مشاهده شده بود.

هوش مصنوعی برای چین همزمان یک فرصت و یک تهدید است. این فناوری می‌تواند به افزایش بهره‌وری، جبران کمبود نیروی کار و تقویت رقابت‌پذیری اقتصاد این کشور کمک کند، اما در عین حال خطر افزایش بیکاری و نارضایتی اجتماعی را نیز به همراه دارد. به باور اکونومیست، موفقیت چین در این رقابت تنها به پیشرفت فناوری وابسته نیست، بلکه به توانایی دولت در ایجاد تعادل میان نوآوری اقتصادی و حفظ ثبات اجتماعی بستگی خواهد داشت./