سیاستهای ارزی در دوره جنگ در کشورهای مختلف/ بازارهای جهانی در این هفته چه عملکردی داشتند؟ +فیلم
در «تیتر یک» امروز، ابتدا به این پرسش پاسخ میدهیم که کشورهای درگیر جنگ، تحریم یا بحرانهای ارزی چگونه بازار ارز خود را مدیریت کردهاند و تجربه آنها چه درسهایی برای اقتصاد ایران دارد. سپس به بازارهای جهانی میرویم؛ جایی که شاخصهای سهام آمریکا پس از یک هفته پرنوسان دوباره به رکوردهای تاریخی نزدیک شدهاند، قیمت طلا افزایش یافته، نفت عقبنشینی کرده و نگاه سرمایهگذاران به گزارش اشتغال آمریکا و تصمیمهای بعدی فدرال رزرو دوخته شده است.
در ادامه، آخرین وضعیت برنامههای «گلدن ویزا» در اروپا را بررسی میکنیم؛ اینکه چرا کشورهایی مانند اسپانیا و پرتغال مسیر اقامت از طریق خرید ملک را محدود یا حذف کردهاند و امروز کدام کشورها همچنان این امکان را در اختیار سرمایهگذاران قرار میدهند. در بخش بعد، به رقابت بر سر کریدورهای بینالمللی میپردازیم و بررسی میکنیم موقعیت ژئوپلیتیکی ایران چه فرصتها و چه تهدیدهایی در جنگ مسیرهای تجاری ایجاد کرده است. در پایان نیز با نگاهی به تحولات تنگه هرمز، بابالمندب و دیگر گلوگاههای تجارت جهانی، این پرسش را مطرح میکنیم که آیا بحرانهای منطقهای در حال تبدیل شدن به یک زنجیره درهمتنیده هستند و این روند چه پیامدهایی برای اقتصاد و امنیت جهان خواهد داشت.
با «تیتر یک» چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ همراه باشید.
سیاستهای ارزی در دوره جنگ در کشورهای مختلف
بازار ارز معمولاً اولین بازاری است که اثر شوکهای اقتصادی، سیاسی و خارجی را منعکس میکند؛ بازاری که نوسانات آن تنها به قیمت دلار محدود نمیشود و میتواند به سرعت بر تورم، تولید، سرمایهگذاری و معیشت خانوارها اثر بگذارد.
تجربه کشورهای تحریمی و بحرانزده نشان میدهد مدیریت بازار ارز با یک ابزار یا یک سیاست مقطعی امکانپذیر نیست. دولتها در شرایط بحرانی معمولاً از ترکیبی از سیاستهای کوتاهمدت برای مهار نوسانات و اصلاحات بلندمدت برای بازگرداندن ثبات استفاده میکنند. کنترل انتظارات، مدیریت نقدینگی، انضباط مالی و تقویت اعتماد عمومی، از مهمترین عوامل موفقیت این سیاستها به شمار میروند.
در ایران نیز ابزارهایی مانند ارز ترجیحی، سامانه نیما و مداخلات ارزی در مقاطع مختلف توانستهاند بخشی از نوسانات را کنترل کنند، اما تداوم وابستگی به درآمدهای نفتی، رشد نقدینگی، کسری بودجه و نااطمینانیهای اقتصادی باعث شده این دستاوردها پایدار نباشند.
اکنون آینده بازار ارز را میتوان در سه سناریوی متفاوت تصور کرد؛ تشدید فشارهای خارجی و افزایش نوسانات، ادامه وضعیت موجود با نوسانات کنترلشده، یا کاهش تنشها و ایجاد گشایش در روابط خارجی که میتواند زمینه ثبات بیشتری را فراهم کند.
در نهایت، تجربه اقتصادهای مختلف نشان میدهد ثبات پایدار در بازار ارز تنها با مداخله در بازار حاصل نمیشود؛ بلکه نیازمند اصلاحات عمیق در سیاستهای پولی و مالی، مهار رشد نقدینگی و بازسازی اعتماد به سیاستگذار است.
بازارهای جهانی در این هفته چه عملکردی داشتند؟
بازارهای مالی آمریکا پس از یک هفته پرتنش، دوباره نشانههایی از بازگشت اعتماد سرمایهگذاران را نشان میدهند. موج فروش اخیر در سهام فناوری و شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی، جای خود را به افزایش تقاضا داده و شاخصهای اصلی بازار بار دیگر به سطوح تاریخی نزدیک شدهاند.
شاخص S&P۵۰۰ با ثبت رکورد جدید بالاتر از ۷۷۰۰ واحد قرار گرفته و نزدک نیز با عبور از ۲۹۷۰۰ واحد، بخش مهمی از افتهای هفته گذشته را جبران کرده است. یکی از مهمترین محرکهای این بازگشت، عملکرد قدرتمند شرکتهای آمریکایی در فصل گزارشهای مالی بوده است؛ بهطوری که رشد سودآوری شرکتهای بزرگ، دوباره امیدها نسبت به تداوم رونق بازار سهام را افزایش داده است.
در بازار کالاها نیز طلا با رشد حدود ۲ درصدی دوباره از سطح ۴۱۶۰ دلار عبور کرده و نقره و مس نیز تحت تأثیر انتظارات مثبت، رشد قابل توجهی را تجربه کردهاند. در مقابل، نفت تنها بازار مهمی بوده که مسیر نزولی را در پیش گرفته و کاهش نگرانیها درباره تنشهای ژئوپلیتیک، فشار بیشتری بر قیمت آن وارد کرده است.
اکنون نگاه سرمایهگذاران به گزارش اشتغال آمریکا دوخته شده است؛ دادهای که میتواند مسیر سیاست پولی فدرال رزرو و آینده بازارها را مشخص کند. بازار باید میان دو سناریو انتخاب کند: تداوم قدرت بازار کار که میتواند نگرانی درباره نرخ بهره را افزایش دهد، یا نشانههایی از تعدیل بدون ورود اقتصاد به رکود.
در شرایط فعلی، ترکیب سودآوری شرکتها، مقاومت اقتصاد آمریکا و امید به ثبات نرخ بهره، دوباره خریداران را به بازار بازگردانده است؛ اما ادامه این روند همچنان به دادههای اقتصادی پیش رو وابسته خواهد بود.
دوران طلایی گلدن ویزا به پایان رسید؟
سالها یک جمله در بازار مهاجرت تکرار میشد: «خانه بخر و اقامت اروپا بگیر». اما در سال ۲۰۲۶ این مسیر دیگر شبیه گذشته نیست.
کشورهای اروپایی در سالهای اخیر سیاستهای خود را درباره برنامههای موسوم به «گلدن ویزا» تغییر دادهاند. اسپانیا مسیر اقامت از طریق خرید ملک را متوقف کرده، پرتغال خرید مستقیم خانه را از برنامه سرمایهگذاری خود حذف کرده و ایتالیا نیز اساساً خرید ملک را بهعنوان مسیر دریافت اقامت سرمایهگذاری به رسمیت نمیشناسد.
اما این به معنای پایان کامل این مسیر نیست. برخی کشورها همچنان امکان دریافت اقامت از طریق سرمایهگذاری ملکی یا روشهای نزدیک به آن را فراهم کردهاند؛ البته با شرایط سختتر و سرمایه موردنیاز بالاتر.
یونان همچنان یکی از مهمترین گزینهها برای خرید ملک و دریافت اقامت است، اما حداقل سرمایهگذاری در بسیاری از مناطق پرتقاضا به ۸۰۰ هزار یورو و در مناطق دیگر به ۴۰۰ هزار یورو افزایش یافته است. قبرس نیز با حداقل سرمایهگذاری ۳۰۰ هزار یورویی یکی از مسیرهای فعال را حفظ کرده است، هرچند شرایط درآمدی و نوع ملک اهمیت زیادی دارد. مالت نیز برنامه اقامت دائم دارد، اما ساختار آن دیگر صرفاً «خرید خانه» نیست و شامل مجموعهای از هزینهها و الزامات مالی میشود.
تغییر بزرگ در سیاستهای اروپایی این است که بسیاری از کشورها دیگر به دنبال جذب سرمایه صرفاً از طریق بازار مسکن نیستند؛ بلکه سرمایهگذاری در صندوقها، شرکتها، نوآوری و ایجاد اشتغال را در اولویت قرار دادهاند.
بنابراین در سال ۲۰۲۶ خرید یک خانه در اروپا لزوماً به معنای دریافت اقامت نیست. میان «مالکیت ملک» و «حق زندگی در یک کشور» فاصلهای حقوقی وجود دارد که پیش از هر تصمیم سرمایهگذاری باید بهدقت بررسی شود.
جغرافیای طلایی ایران در میدان جنگ کریدورها
امروزه قدرت کشورها دیگر فقط با تعداد موشکها، حجم ذخایر انرژی یا اندازه اقتصادشان سنجیده نمیشود؛ بلکه رقابت اصلی بر سر کنترل مسیرهای تجارت، کریدورهای بینالمللی و شبکههای لجستیکی است. از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا درگیری آذربایجان و ارمنستان و تحولات اخیر در ایران، همگی نشان میدهند که «جنگ کریدورها» به یکی از مهمترین عرصههای رقابت ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است. ایران در قلب این رقابت قرار دارد؛ کشوری که بهواسطه موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد خود میتواند به هاب ترانزیت و تجارت منطقه تبدیل شود.
اما در حالی که کریدورهای رقیب با سرعت در حال توسعهاند، هر روز تأخیر در تکمیل زیرساختهای لجستیکی و فعالسازی مسیرهای ترانزیتی، بخشی از این مزیت راهبردی را از بین میبرد. «موقعیت استراتژیک ایران» یک ثروت بیننسلی است؛ ثروتی که حفظ و ارتقای آن، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای آینده اقتصاد و جایگاه ایران در تجارت جهانی است.
جنگ ایران به جنگی ادامهدار تبدیل میشود؟
تنگه هرمز دیگر فقط یک مسیر دریایی میان ایران و جهان نیست؛ به یکی از گرههای اصلی معادلات امنیتی و اقتصادی جهان تبدیل شده است. اما برای فهم آینده این منطقه، نمیتوان آن را جدا از مجموعه بحرانهایی دید که در نقاط مختلف جهان در حال شکلگیری است.
از خاورمیانه تا دریای سیاه، نشانههایی از پیوند خوردن جبهههای مختلف درگیری دیده میشود. تنش در تنگه بابالمندب، تحولات یمن، حملات به زیرساختهای انرژی و اختلال در مسیرهای انتقال کالا، همگی نشان میدهند که جنگهای امروز بیش از گذشته به شریانهای اقتصاد جهانی نزدیک شدهاند.
اهمیت این موضوع فقط به مسائل نظامی محدود نمیشود. هرگونه اختلال در مسیرهای کلیدی تجارت، میتواند هزینه حملونقل، قیمت انرژی و زنجیره تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. کشورهایی که هزاران کیلومتر از این درگیریها فاصله دارند نیز ممکن است پیامدهای آن را در قالب انرژی گرانتر، تجارت دشوارتر و کاهش رشد اقتصادی تجربه کنند.
پیچیدگی بزرگتر زمانی شکل میگیرد که بحرانهای جدا از هم، به یکدیگر متصل شوند. موقعیت جغرافیایی ایران باعث شده این کشور در نقطه تلاقی چندین بحران منطقهای قرار گیرد؛ از جنگ روسیه و اوکراین در شمال تا تنشهای خاورمیانه در جنوب.
پرسش اصلی این است که آیا قدرتهای درگیر میتوانند این بحرانها را مدیریت کنند یا زنجیرهای از تنشهای منطقهای به بحرانی بزرگتر تبدیل خواهد شد؟ پاسخ این سؤال را تحولات ماههای آینده مشخص خواهد کرد؛ اما یک نکته روشن است: جهان وارد دورهای شده که امنیت مسیرهای حیاتی تجارت، بیش از هر زمان دیگری به سیاست و جنگ گره خورده است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.