جغرافیای گسترده درگیری

سه شب آرامش نسبی، در شرایطی که میانجی‌های منطقه‌ای از جمله پاکستان و قطر تلاش می‌کردند مسیر گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن را باز نگه دارند، بامداد پنج‌شنبه با از سرگیری حملات نظامی به پایان رسید. آسمان جنوب ایران بار دیگر صحنه تبادل آتش میان دو طرف شد؛ رخدادی که نه‌تنها آتش‌بس شکننده هفته‌های اخیر را با اما و اگرهای بیشتری روبه‌رو کرد، بلکه نشانه‌هایی از ورود بحران به مرحله‌ای پیچیده‌تر را نیز آشکار ساخت؛ مرحله‌ای که دیگر به میدان نبرد مستقیم محدود نیست و اکنون امنیت انرژی، کشتیرانی بین‌المللی و آرایش سیاسی بازیگران منطقه‌ای را نیز تحت‌تاثیر قرار داده است.

پنج‌شنبه ناآرام

براساس بیانیه فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام)، نیروهای آمریکایی بامداد پنج‌شنبه موج تازه‌ای از حملات خود را علیه اهدافی در ایران آغاز کردند. سنتکام مدعی شد این عملیات در پاسخ به حملات موشکی روز قبل ایران علیه نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه انجام شده است. دونالد ترامپ نیز ساعاتی پیش از آغاز عملیات، با ادعای شلیک پنج موشک از سوی ایران به سمت نیروهای آمریکایی گفته بود که همه این موشک‌ها رهگیری شده‌اند و واشنگتن قصد دارد «پاسخی سخت» به تهران بدهد.

حملات آمریکا مناطقی از استان‌های خوزستان، هرمزگان، بوشهر، فارس و زنجان را هدف قرار داد. در خوزستان، شهرهای اهواز، آبادان، شادگان و اروندکنار هدف قرار گرفتند و بنا بر اعلام استانداری خوزستان، دو مجموعه خوابگاهی دانشجویی در اهواز نیز آسیب دیدند. در هرمزگان نیز حمله به جزیره قشم، به‌ویژه هدف قرار گرفتن دو خانه مسکونی، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های داخلی داشت. سپاه پاسداران اعلام کرد در این حمله یک خانواده سه نفره جان باختند و دو کودک دیگر مجروح شدند. در ادامه، سپاه پاسداران در اطلاعیه‌ای اعلام کرد نیروی هوافضای این نیرو با حملات موشکی، پایگاه هوایی الازرق در اردن را که به گفته تهران محل استقرار جنگنده‌های آمریکایی بوده، هدف قرار داده است. در این بیانیه آمده است که چند فروند جنگنده اف-۳۵ آمریکا منهدم یا به‌شدت آسیب دیده‌اند. همزمان سپاه از حمله به پایگاه علی‌السالم کویت و انهدام برخی زیرساخت‌های نظامی آن نیز خبر داد.

اگرچه درباره ابعاد واقعی این حملات و میزان خسارت‌های واردشده روایت‌های متفاوتی وجود دارد، اما آنچه مسلم است این است که دو طرف بار دیگر وارد چرخه اقدام و واکنش نظامی شده‌اند؛ چرخه‌ای که تنها چند روز پیش تصور می‌شد با میانجی‌گری کشورهای منطقه متوقف شده باشد. اهمیت این تحولات از آن جهت دوچندان است که تنها سه روز پیش نشانه‌هایی از کاهش تنش مشاهده می‌شد. با این حال، حملات بامداد پنج‌شنبه نشان داد که آتش‌بس موجود بیش از آنکه بر پایه توافقی پایدار استوار باشد، حاصل نوعی مکث تاکتیکی بوده است.

از میدان نبرد تا تنگه هرمز

همزمان با ازسرگیری درگیری‌های مستقیم، نشانه‌های دیگری نیز از گسترش میدان رقابت دیده می‌شود؛ از تحرکات نظامی در تنگه هرمز گرفته تا رایزنی‌های فشرده واشنگتن، تل‌آویو و برخی کشورهای عربی درباره آینده بحران. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که بحران دیگر صرفا به تبادل حملات نظامی محدود نیست و به‌تدریج به عرصه‌های انرژی، تجارت دریایی و معادلات ژئوپلیتیک منطقه نیز کشیده شده است. در این میان، تنگه هرمز بار دیگر به مهم‌ترین نقطه تنش میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است؛ گذرگاهی که همواره یکی از حساس‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان بوده و اکنون نشانه‌هایی از تبدیل شدن آن به اهرم اصلی فشار در منازعه دو طرف دیده می‌شود.

تحولاتی که طی ۲۴ ساعت گذشته در این آبراه رخ داده، نشان می‌دهد بحران دیگر فقط به تبادل آتش محدود نیست و ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیک آن نیز با سرعت در حال گسترش است. سپاه پاسداران روز جمعه از توقف دو نفتکش «متخلف» در تنگه هرمز خبر داد و اعلام کرد این شناورها با وجود اخطارهای دریایی، تلاش کرده بودند تحت اسکورت هوایی آمریکا از مسیر اعلام‌نشده عبور کنند. این رخداد در شرایطی اتفاق افتاد که طی هفته‌های گذشته بحث «محاصره دریایی» ایران از سوی آمریکا به یکی از مهم‌ترین محورهای اختلاف تبدیل شده بود. رسانه‌های داخلی می‌گویند واشنگتن با استقرار ناوها و اعمال محدودیت‌های عملیاتی تلاش کرده است عبور و مرور کشتی‌ها به بنادر ایران را محدود کند.

در همین چارچوب، گزارش‌هایی درباره بازگرداندن یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع قطر نیز منتشر شد. این کشتی که از مسیر ایرانی تنگه هرمز به سمت سواحل پاکستان در حرکت بود، در حال بازگشت از خط محاصره آمریکاست. این موضوع تنها یک رخداد دریایی نبود، بلکه نشان داد حتی کشورهای میانجی بحران نیز از تبعات امنیتی درگیری‌ها مصون نمانده‌اند. منابع آگاه می‌گویند اسلام‌آباد که به‌شدت به ال‌ان‌جی وابسته است، با تهران مذاکره کرده تا دست‌کم یک محموله ال‌ان‌جی قطر را به‌صورت ایمن از تنگه هرمز عبور دهد؛ اما آمریکا مانع ورود این نفتکش حامل گاز با سامانه ردیابی روشن به آب‌های آزاد شده است.

فشار از دریا و زمین

در کنار تحولات میدانی، گمانه‌زنی‌ها درباره راهبردهای جدید واشنگتن نیز افزایش یافته است. روزنامه تلگراف گزارش داد که آمریکا و اسرائیل، علاوه بر ادامه فشارهای دریایی، گزینه اعمال نوعی محاصره زمینی علیه ایران را نیز بررسی کرده‌اند؛ طرحی که براساس آن کشورهای همسایه، از جمله عراق، پاکستان، ترکیه، ترکمنستان، افغانستان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان، برای محدود کردن مبادلات مرزی با ایران تشویق شوند. هرچند بسیاری از تحلیلگران اجرای چنین سناریویی را به دلیل مرزهای گسترده ایران و روابط پیچیده تهران با همسایگان بسیار دشوار می‌دانند، اما مطرح شدن چنین گزینه‌هایی نشان می‌دهد دامنه فشارهای مورد بررسی در واشنگتن از اقدامات صرفا نظامی فراتر رفته است.

همزمان برت مک‌گورک، مشاور پیشین کاخ سفید در امور خاورمیانه، در تحلیلی سه سناریوی اصلی پیش‌روی آمریکا را تشریح کرد: پذیرش نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز، ادامه وضعیت فعلی همراه با مهار بحران و حملات متقابل، یا حرکت به سمت تشدید درگیری و پذیرش خطر جنگی گسترده‌تر. انتشار این ارزیابی‌ها همزمان با تشدید تنش‌های میدانی، نشان‌دهنده آن است که در واشنگتن نیز هنوز اجماع روشنی درباره نحوه مواجهه با ایران وجود ندارد.

سایه بحران بر شرق مدیترانه

در همین حال، حمله به دو کشتی حامل گاز در بندر دمیاط مصر، نگرانی‌ها درباره گسترش دامنه بحران به خارج از خلیج فارس را افزایش داد. دولت مصر اعلام کرد بررسی‌های اولیه از نقش یک پهپاد در این حادثه حکایت دارد، اما هنوز عامل حمله مشخص نشده است. اهمیت این رخداد از آن جهت است که بندر دمیاط یکی از مراکز کلیدی صادرات گاز طبیعی در شرق مدیترانه محسوب می‌شود و هرگونه اختلال در فعالیت آن می‌تواند بر بازار جهانی انرژی اثر بگذارد. در واکنش به این حادثه، دونالد ترامپ بدون ارائه سندی، ایران را به ارتباط با این حملات متهم کرد و وعده «پاسخی سخت» داد. در مقابل، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، ضمن تاکید بر اهمیت امنیت مصر، نسبت به آنچه «عملیات پرچم دروغین اسرائیل» خواند هشدار داد و خواستار هوشیاری کشورهای منطقه در برابر اقداماتی شد که به گفته او با هدف گسترش بحران طراحی می‌شود.

رایزنی‌های فشرده در واشنگتن

در کنار تحولات نظامی و دریایی، طی روزهای اخیر واشنگتن به محل رایزنی‌های فشرده با مقامات اسرائیلی و سعودی تبدیل شده بود. نخست‌وزیر اسرائیل خواهان آن است که آمریکا با همراهی اسرائیل، به هر طریقی که شده، آنچه را خطر هسته‌ای شدن ایران می‌داند از بین ببرد. در همین رابطه گفته می‌شود نتانیاهو در دیدار با رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر خواستار حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران شده است.

همچنین براساس گزارش آکسیوس، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در جریان سفر نتانیاهو به واشنگتن، دیداری خصوصی و طولانی با نخست‌وزیر اسرائیل برگزار کرد. این دیدار از آن جهت اهمیت داشت که ونس طی ماه‌های گذشته در مواردی از نحوه مدیریت جنگ از سوی نتانیاهو انتقاد کرده بود. با این حال، منابع آگاه اعلام کردند گفت‌وگوها، هرچند صریح و همراه با اختلاف‌نظر بوده، اما دو طرف در نهایت بر ادامه هماهنگی درباره اولویت‌های مشترک در غرب آسیا توافق کرده‌اند. تقریبا همزمان، ترامپ نیز با شاهزاده خالد بن‌سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، دیدار کرد. به گفته منابع آمریکایی، وزیر دفاع عربستان حامل پیامی از سوی محمد بن‌سلمان درباره ضرورت جلوگیری از گسترش جنگ و کاهش تنش با ایران بود. این دیدار نشان داد ریاض، با وجود همکاری‌های امنیتی با واشنگتن، همچنان از تبدیل شدن بحران به یک جنگ فراگیر در منطقه نگران است؛ زیرا چنین سناریویی می‌تواند امنیت انرژی، سرمایه‌گذاری و برنامه‌های اقتصادی عربستان را با چالش جدی مواجه کند.

خیز سعودی در دریای سرخ

در همین چارچوب، وزارت دفاع عربستان از برگزاری نشست بین‌المللی برای بررسی تشکیل یک ائتلاف دفاعی دریایی چندملیتی خبر داد. به گفته مقام‌های سعودی، هدف این ابتکار حفاظت از مسیرهای کشتیرانی در باب‌المندب، دریای سرخ، خلیج عدن و سایر آبراه‌های راهبردی است و تاکنون ۱۴ کشور از آن حمایت کرده‌اند. هرچند در ظاهر هدف این ائتلاف مقابله با تهدیدهای علیه تجارت جهانی عنوان شده، اما همزمانی آن با افزایش تنش‌ها در تنگه هرمز سبب شده بسیاری آن را بخشی از تلاش‌های گسترده‌تر برای مدیریت بحران منطقه ارزیابی کنند. 


 

دیپلماسی در سایه تقابل

با وجود گسترش تحرکات نظامی و تشدید تنش‌ها، هنوز نشانه‌هایی از ادامه مسیر دیپلماسی نیز دیده می‌شود. پاکستان اعلام کرده است که تماس‌های خود با تهران و واشنگتن را ادامه می‌دهد و هر دو طرف را به پایبندی به گفت‌وگو و اجرای تفاهم‌های پیشین تشویق می‌کند. نقش‌آفرینی قطر، عمان و عربستان نیز نشان می‌دهد کشورهای منطقه همچنان مایل‌ هستند از تبدیل درگیری‌های محدود به جنگی فراگیر جلوگیری کنند. با این حال، مجموعه رویدادهای روزهای اخیر نشان می‌دهد بحران وارد مرحله‌ای شده که هر اقدام نظامی، حتی اگر محدود باشد، می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌های متقابل را به دنبال داشته باشد. حملات بامداد پنج‌شنبه، تحولات تنگه هرمز، افزایش تهدیدها علیه زیرساخت‌های انرژی، رایزنی‌های فشرده واشنگتن با اسرائیل و متحدان عرب خود و همزمان تلاش میانجی‌ها برای حفظ کانال‌های گفت‌وگو، همگی از شکل‌گیری وضعیتی حکایت دارد که در آن دیپلماسی و تقابل نظامی به‌طور همزمان پیش می‌روند.

در این میان، مساله اصلی دیگر فقط این نیست که تهران و واشنگتن چه زمانی بار دیگر وارد مذاکره می‌شوند یا حمله بعدی از سوی کدام طرف انجام خواهد شد. مساله مهم‌تر آن است که آیا می‌توان این چرخه اقدام و واکنش را پیش از آنکه به یک درگیری گسترده‌تر منجر شود، متوقف کرد یا خیر. از این رو، آینده بحران بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌های سیاسی طرفین وابسته است. اگرچه هیچ‌یک از بازیگران اصلی ظاهرا خواهان جنگی تمام‌عیار نیستند، اما تداوم حملات متقابل، افزایش حضور نظامی در آبراه‌های راهبردی و ورود بازیگران جدید به معادله، خطر خطای محاسباتی را به شکل قابل‌توجهی افزایش داده است. در چنین شرایطی، تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین نقطه اتصال امنیت منطقه، بازار جهانی انرژی و رقابت ژئوپلیتیک قدرت‌های بزرگ باقی خواهد ماند؛ نقطه‌ای که هر تحول در آن می‌تواند نه‌تنها سرنوشت روابط تهران و واشنگتن، بلکه معادلات امنیتی کل خاورمیانه را نیز تحت‌تاثیر قرار دهد.