بورس در آینه گزارشها
وقتی دلار توافقی، موتور جدید ارزشگذاری بازار میشود
بررسی صورتهای مالی و گزارشهای ماهانه منتشرشده در سامانه کدال نشان میدهد کیفیت سودآوری شرکتهای بورسی نسبت به فصلهای گذشته بهبود یافته است. این بهبود تنها به صنایع صادراتی محدود نیست، بلکه در بسیاری از گروهها از جمله بانکها، بیمهها، هلدینگهای سرمایهگذاری، شرکتهای دارویی، سیمانی، غذایی، خدماتی و همچنین صنایع کالامحور، نشانههایی از رشد درآمد، بهبود حاشیه سود و تقویت عملکرد عملیاتی دیده میشود. همین موضوع نشان میدهد تصویر بنیادی بازار نسبت به ماههای گذشته مستحکمتر شده و رشد اخیر تنها بر پایه هیجان یا جریان نقدینگی شکل نگرفته است.
نگاهی دقیقتر به گزارشها نشان میدهد بسیاری از شرکتها توانستهاند با وجود افزایش هزینههای تولید، رشد هزینههای مالی و فشارهای ناشی از شرایط اقتصادی، حاشیه سود خود را حفظ یا حتی تقویت کنند. اصلاح ترکیب فروش، افزایش نرخ محصولات، مدیریت بهتر هزینهها و بهبود بهرهوری از جمله عواملی بوده که در گزارشهای فصلی شرکتها به چشم میخورد. این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد سودآوری شرکتها بیش از گذشته بر عملکرد عملیاتی استوار شده است.
البته وضعیت همه صنایع یکسان نیست. برخی شرکتها همچنان با چالشهایی مانند قیمتگذاری دستوری، هزینههای مالی سنگین یا محدودیت در تامین مواد اولیه روبهرو هستند و همین مساله مانع از رشد متناسب سودآوری آنها شده است. با این حال، آنچه از مجموع گزارشها برداشت میشود، این است که کیفیت سود شرکتهای بورسی در مقایسه با دورههای قبل بهبود یافته و این اتفاق دامنه وسیعتری از صنایع را دربر گرفته است.
در این میان نباید بهبود عملکرد شرکتها را صرفا به رشد صادرات نسبت داد. در دوره جنگ و هفتههای پس از آن، بخشی از صادرات کشور با محدودیتهای حملونقل، افزایش هزینههای بیمه، اختلال در زنجیره تامین و دشواری در نقلوانتقال مالی مواجه بود. بنابراین رشد سودآوری شرکتها بیش از آنکه ناشی از افزایش حجم صادرات باشد، حاصل اصلاح نرخهای فروش، مدیریت هزینهها، حفظ سطح تولید و سازگار شدن بنگاهها با شرایط جدید اقتصادی است. همین مساله باعث شده حتی بسیاری از شرکتهایی که وابستگی مستقیمی به صادرات ندارند نیز گزارشهایی فراتر از انتظار منتشر کنند.
در کنار گزارشهای مطلوب شرکتها، افزایش نرخ دلار توافقی تا محدوده ۱۵۲هزار تومان را باید مهمترین متغیر بنیادی این روزهای بازار سرمایه دانست. طی سالهای گذشته، فاصله میان نرخهای مختلف ارز همواره یکی از مهمترین ابهامهای تحلیلگران در ارزشگذاری سهام بود. هرچه این فاصله کاهش پیدا کند و نرخ تسعیر به واقعیتهای اقتصادی نزدیکتر شود، تحلیل سودآوری شرکتها نیز دقیقتر خواهد شد.
اهمیت دلار توافقی تنها به شرکتهای صادراتمحور محدود نمیشود. این نرخ امروز به یکی از مهمترین مبناهای ارزشگذاری کل بازار تبدیل شده است. افزایش نرخ تسعیر میتواند بر درآمد شرکتهای صادراتی اثر مستقیم بگذارد؛ اما همزمان بر ارزش داراییها، ارزش جایگزینی شرکتها، سود هلدینگهای سرمایهگذاری، ارزش پرتفوی شرکتهای بورسی و حتی نرخ فروش بسیاری از بنگاههای داخلی نیز اثرگذار است. به همین دلیل، افزایش دلار توافقی را باید متغیری دانست که بخش بزرگی از بازار سرمایه را تحتتاثیر قرار میدهد، نه صرفا چند صنعت خاص.
از سوی دیگر، رشد نرخ دلار توافقی این پیام را نیز به بازار مخابره میکند که بسیاری از برآوردهای گذشته درباره سود هر سهم شرکتها نیازمند بازنگری است. زمانی که نرخ تسعیر افزایش پیدا میکند، تحلیلگران ناچارند مدلهای ارزشگذاری خود را بهروزرسانی کنند و همین موضوع میتواند فاصله میان ارزش ذاتی و قیمت بازار بسیاری از نمادها را کاهش دهد. این مساله بهویژه در شرکتهایی که داراییهای ارزشمند، سرمایهگذاریهای بورسی یا درآمدهای ارزی دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
با این حال، رشد نرخ دلار بهتنهایی نمیتواند ضامن ادامه روند صعودی بازار باشد. بازار سرمایه همچنان به مجموعهای از متغیرهای کلان اقتصادی و سیاسی واکنش نشان میدهد. نرخ سود بانکی، سیاستهای پولی بانک مرکزی، نحوه تامین مالی دولت، حجم انتشار اوراق بدهی، ثبات مقررات، وضعیت روابط خارجی و سطح ریسکهای منطقهای، همگی عواملی هستند که میتوانند بر روند بازار اثر بگذارند. اگر فشار نرخهای بهره بالا ادامه پیدا کند یا نااطمینانیهای سیاسی دوباره افزایش یابد، بخشی از آثار مثبت بهبود سودآوری شرکتها و رشد نرخ ارز خنثی خواهد شد.
نکته امیدوارکننده اینجاست که رشد اخیر بازار بیش از گذشته بر واقعیتهای اقتصادی استوار شده است. گزارشهای مالی منتشرشده نشان میدهد بخش قابلتوجهی از شرکتهای بورسی، با وجود تمام محدودیتها، توانستهاند عملکرد خود را بهبود دهند و این اتفاق میتواند پشتوانهای برای تداوم روند بازار باشد. در چنین شرایطی، احتمالا سرمایهگذاران نیز بیش از گذشته میان شرکتهایی که از نظر بنیادی وضعیت مناسبی دارند و نمادهایی که صرفا بر موج اخبار و شایعات حرکت میکنند، تفاوت قائل خواهند شد.
به نظر میرسد بازار سرمایه در آستانه ورود به مرحلهای تازه قرار گرفته است؛ مرحلهای که در آن کیفیت سود شرکتها، پایداری جریان درآمد، حاشیه سود، قدرت ترازنامه و توانایی مدیریت در خلق ارزش، بیش از گذشته مبنای تصمیمگیری فعالان بازار خواهد بود. افزایش نرخ دلار توافقی نیز این روند را تقویت کرده و با نزدیکتر کردن ارزشگذاری شرکتها به واقعیتهای اقتصادی، میتواند به کشف قیمت منصفانهتر سهام کمک کند.
اگر در ماههای آینده ثبات نسبی در فضای سیاسی و اقتصادی حفظ شود، نرخهای بهره با فشار بیشتری بر بازار تحمیل نشود و روند مطلوب گزارشهای شرکتها ادامه پیدا کند، بورس این ظرفیت را خواهد داشت که مسیر رشد خود را نه بر پایه هیجان، بلکه بر پایه سودآوری واقعی شرکتها ادامه دهد. چنین بازاری، بازاری عمیقتر، منطقیتر و پایدارتر خواهد بود؛ بازاری که در آن صورتهای مالی و عملکرد واقعی بنگاهها، بیش از هر خبر و شایعهای مسیر حرکت سرمایه را تعیین میکنند.
* کارشناس ارشد بازار سرمایه