سناریوهای احتمالی افزایش اعتبار/ چرا اثر کالابرگ محدود شد؟
طرح کالابرگ الکترونیکی از همان ابتدا با یک هدف روشن وارد سیاستهای حمایتی دولت شد: جدا کردن بخشی از مصرف ضروری خانوار از فشار مستقیم تورم نقدی. دولت تلاش کرد به جای پرداخت یارانه نقدی، بخشی از قدرت خرید را به شکل «مصرف تضمینشده کالاهای اساسی» تثبیت کند؛
«مطهره خردمندان» در گزارشی در اقتصادنیوز نوشت: مدلی که تجربه آن در کشورهایی مانند برزیل، ترکیه و حتی برخی دورههای هند نیز دیده شده، جایی که دولتها به جای پول، یارانه را به شکل کالایی یا اعتباری هدفمند تزریق کردهاند تا اثر آن کمتر در بازارهای غیرضروری نشت کند.
وقتی کمک معیشتی با سرعت تورم هممسیر نمیماند
اما واقعیت اجرای این سیاست در ایران، در مواجهه با تورم مزمن خوراکیها، تصویر متفاوتی ساخته است. دادههای رسمی نشان میدهد بیش از ۶۰ میلیون نفر در دایره مشمولان قرار گرفتهاند و نرخ استفاده از اعتبار در دهکهای پایین بین ۶۵ تا ۷۵ درصد در نوسان است. این یعنی از منظر «پذیرش اجتماعی»، طرح موفقیت نسبی داشته و حتی میتوان گفت به یک رفتار مصرفی تثبیتشده در بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده است. با این حال، پرسش کلیدی این است: میزان اثر واقعی این سیاست بر سفره خانوار چه بوده است؟
میزان پوشش و استقبال؛ دادهها چه میگویند؟
بر اساس گزارشهای منتشر شده از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی (۱۴۰۳–۱۴۰۴)، تاکنون:
حدود ۶۰ میلیون نفر مشمول طرح کالابرگ شدهاند
نرخ استفاده از اعتبار در دهکهای پایین بین ۶۵ تا ۷۵ درصد گزارش شده است
در دهکهای میانی، میزان استفاده به حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است
در همین حال، طبق برآوردهای مرکز پژوهشهای مجلس و برخی گزارشهای تحلیلی اقتصادی سهم کالابرگ از پوشش سبد خوراکی خانوار بهطور میانگین حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد هزینه ماهانه خوراکی برآورد میشود.
این اختلاف میان «پوشش جمعیتی بالا» و «اثر محدود بر سبد مصرفی» نشان میدهد سیاست از نظر دسترسی موفق بوده، اما از نظر کفایت اقتصادی هنوز فاصله قابل توجهی با هدف اولیه دارد.
چرا اثر کالابرگ محدود شد؟
اقتصاددانان سه عامل اصلی را در کاهش اثرگذاری این سیاست مؤثر میدانند:
نخست، تورم بالای مواد غذایی که طبق گزارشهای مرکز آمار ایران در سالهای اخیر در برخی اقلام خوراکی به مراتب بالاتر از تورم عمومی بوده است.
دوم، ثابت بودن ارزش اسمی اعتبار در برابر رشد سریع قیمتها.
سوم، محدودیت در تنوع و ساختار سبد کالاهای قابل خرید که باعث کاهش انعطاف مصرفکننده شده است.
در نتیجه، کالابرگ به جای آنکه یک ابزار تثبیت قدرت خرید باشد، بیشتر به یک تخفیف هدفمند روی بخشی از هزینه خوراکی تبدیل شده است.
تجربه جهانی موفق چگونه بوده است؟
در تجربههای بینالمللی، سیاستهای مشابه معمولاً در دو حالت موفقتر بودهاند:
در برزیل، برنامههای حمایتی مشروط زمانی اثرگذارتر شدند که همزمان با کنترل تورم و بهبود شبکه توزیع اجرا شدند.
در ترکیه نیز یارانههای غذایی هدفمند در دورههایی موفق بودند که ثبات نسبی قیمتها وجود داشت و دولت توانست بازار کالاهای اساسی را رقابتیتر کند.
در مقابل، تجربه برخی دورههای هند نشان میدهد زمانی که تورم مواد غذایی بالا بوده، حتی یارانههای کالایی گسترده نیز به سرعت اثر خود را از دست دادهاند و به سمت کاهش ارزش واقعی حرکت کردهاند.
جمعبندی این تجربهها نشان میدهد که کالابرگ در محیط تورمی بالا، ذاتاً نیازمند تعدیل مستمر ارزش یا کنترل همزمان قیمتها است.
سناریوهای احتمالی افزایش اعتبار؛ اثر واقعی چقدر تغییر میکند؟
سناریوی اول افزایش ۱۰ درصدی اعتبار: در این حالت، اعتبار کالابرگ از یک میلیون تومان به یک میلیون و 100 هزار تومان افزایش مییابد. با توجه به برآوردهای موجود از هزینه سبد خوراکی حداقلی خانوار شهری (بر مبنای گزارشهای مرکز آمار ایران و محاسبات سبد معیشت کارگری در سالهای اخیر که حدود ۴.۵ تا ۶ میلیون تومان برای یک خانوار متوسط برآورد شده است)، اگر عدد میانه ۵ میلیون تومان بهعنوان مبنای محاسبات در نظر گرفته شود، پوشش کالابرگ به حدود ۲۲ درصد از هزینه خوراکی خانوار میرسد.
با این حال، اثر این سطح از افزایش بیشتر در سطح «تعدیل انتظارات مصرفی» قابل مشاهده است تا تغییر واقعی در الگوی مصرف؛ زیرا فاصله میان رشد قیمت کالاهای اساسی و رشد اسمی حمایت همچنان پابرجاست.
سناریوی دوم افزایش ۵۰ درصدی اعتبار: در این سناریو، اعتبار کالابرگ به 1 میلیون و 500 هزار تومان افزایش مییابد. در صورت حفظ همان مبنای سبد ۵ میلیون تومانی، سهم پوشش هزینه خوراکی به حدود ۳۰ درصد میرسد.
این سطح از حمایت در ادبیات سیاستهای رفاهی، در محدوده مکمل معنادار قرار میگیرد؛ به این معنا که میتواند بخشی از فشار معیشتی دهکهای هدف را کاهش دهد، اما همچنان بیش از دو سوم هزینه خوراکی خانوار خارج از پوشش باقی میماند و وابستگی به درآمد نقدی حفظ میشود.
سناریوی سوم افزایش ۱۰۰ درصدی اعتبار: در این حالت، اعتبار کالابرگ به ۲ میلیون تومان افزایش پیدا میکند و پوشش سبد خوراکی به حدود ۴۰ درصد میرسد. با وجود رشد قابل توجه نسبت به وضعیت فعلی، این سطح همچنان فاصله معناداری با «تأمین معیشت پایدار» دارد. بهویژه در شرایطی که تورم مواد غذایی بالاتر از میانگین تورم عمومی حرکت میکند، اثر این افزایش نیز در گذر زمان با فرسایش ارزش واقعی مواجه خواهد شد.
مجموع دادهها نشان میدهد کالابرگ الکترونیکی در وضعیت فعلی یک سیاست «ضروری اما ناکافی» است. این طرح توانسته بخش قابل توجهی از جمعیت را پوشش دهد، اما به دلیل فشار تورمی، اثر واقعی آن بر قدرت خرید محدود باقی مانده است.
در واقع، مسئله اصلی نه صرفاً سطح اعتبار کالابرگ، بلکه نسبت آن با سرعت رشد قیمتهاست؛ نسبتی که اگر اصلاح نشود، هر سطحی از افزایش حمایت در بلندمدت با فرسایش اثر مواجه خواهد شد.
اصلاح ساختار توزیع؛ راهکار مکمل برای افزایش اثرگذاری
در نهایت میتوان گفت با توجه به تورم سه رقمی کالاها و خوراکیها، ارزش کالابرگ یک میلیون تومانی به مرور در حال کاهش است.
کارشناسان معتقدند این طرح در کوتاه مدت موفق بوده و اگر دولت به دنبال حفظ اثربخشی آن است باید رقم کالابرگ را بالا ببرد، در عین حال این هشدار را هم میدهند که شیوه تأمین مالی آن نباید بر آتش تورم بدمد. تأمین مالی از طریق استقراض از بانک مرکزی یا پولی کردن کسری بودجه به رشد تورم منجر خواهد شد. از این رو برخی معتقدند برای بالا بردن رقم کالابرگ برای دهکهای پایین جامعه باید کالابرگ ثروتمندان حذف شود. برخی نیز معتقدند برای افزایش اثربخشی این سیاست، باید شبکه توزیع و شمول کالاها گسترده تر و رقابتی تر شود.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.