روبیو: کار زیادی در پیش است؛
عیارسنجی تفاهم لبنان و اسرائیل
آیا تفاهم سهجانبه در واشنگتن که مورد انتقاد حزبالله قرار گرفته است، میتواند به خروج تدریجی ارتش رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان منجر شود؟
«ابوبکر الشماحی» در گزارشی برای الجزیره نوشت، ایالات متحده میانجی مذاکرات مستقیم بود که در ماه آوریل آغاز شد و همچنین امضاکننده توافقنامهای است که رسما یک توافقنامه سهجانبه است. اما این توافقنامه اسرائیل را مجبور به عقبنشینی از منطقه وسیعی از جنوب لبنان که همچنان در اشغال دارد، نمیکند و به نظر میرسد اسرائیل در حال ارسال سیگنالی است که در صورت لزوم، حملات خود را در این کشور ادامه خواهد داد.
روبیو در بیانیهای گفت که این توافق «یک فرآیند روشن و ساختارمند برای بازگرداندن حاکمیت لبنان، خلع سلاح [حزبالله] و برچیدن زیرساختهای نظامی این گروه ایجاد میکند و اسرائیل را قادر میسازد پس از رفع تهدید به مرزهای خود بازگردد.» وی افزود: «همچنین یک گروه هماهنگی نظامی سهجانبه برای لبنان ایجاد میشود... که به دو طرف اجازه میدهد این چارچوب را اجرا کنند.»(دنیای اقتصاد در روزها و هفتههای اخیر گزارشهای مفصلی را به لبنان اختصاص داده بود از جمله گزارش «پاسخ منفی بیروت به تلآویو» که شنبه ۶ تیرماه منتشر شد. در این گزارش به این نکته اشاره شده بود که مذاکرات از سهشنبه گذشته آغاز و پنجشنبه به پایان رسید و هیچ نشانهای از توافق تا لحظه تنظیم خبر منتشر نشده بود. در این گزارش قید شده بود که بیروت به آزادی عمل تلآویو در جنوب «نه» میگوید).
نواف سلام، نخستوزیر لبنان، در رسانههای اجتماعی نوشت که این توافق «با هدف دستیابی به خروج اسرائیل از تمام سرزمینهای لبنان» انجام میشود. اما او افزود که این توافق اساسا ادامه توافقات گذشته و قطعنامههای سازمان ملل است که تصریح میکند ارتش لبنان بر تمام بخشهای لبنان اقتدار دارد . چند ساعت پس از مراسم امضا، وزارت امور خارجه ایالات متحده متن توافق را منتشر کرد. در این توافق از یک «فرآیند متوالی» صحبت میشود که باعث میشود ارتش لبنان «اقتدار موثر حاکمیتی بر تمام سرزمین لبنان را تا زمان خلع سلاح تاییدشده گروههای مسلح غیردولتی» بازگرداند. این چارچوب میگوید، تنها در این صورت، اسرائیل قادر خواهد بود «به تدریج» از لبنان خارج شود. این چارچوب دو «منطقه آزمایشی» را برای عقبنشینی اولیه اسرائیل مشخص میکند که در آن ارتش لبنان «به تدریج مسوولیت کامل و موثر امنیتی را بر عهده خواهد گرفت».
این چارچوب میگوید: «پس از تایید خلع سلاح موفقیتآمیز گروههای مسلح غیردولتی و برچیدن زیرساختهای آنها در این مناطق، [ارتش لبنان] مسوولیت کامل و موثر امنیتی را در این مناطق بر عهده خواهد گرفت، تلاشهای بازسازی با حمایت بینالمللی آغاز خواهد شد و غیرنظامیان لبنانی میتوانند با خیال راحت به این مناطق تحت کنترل انحصاری مقامات دولتی لبنان بازگردند.» آتشبس توافقشده در مذاکرات قبلی اسرائیل و لبنان در واشنگتن به کاهش نسبی تنش در جنگ منجر شد، اما اسرائیل حملات خود را بهطور کامل متوقف نکرد و همچنان تقریبا یکپنجم لبنان را در اشغال دارد. وقتی جمعهشب (به وقت ایران) توافقنامه مذکور امضا شد، بنا به گزارشها، یک حمله هوایی اسرائیل دو نفر را در شهر میفادون کشت و این رژیم حملات هوایی به شهر نبطیه الفوقه انجام داد. گزارشگر الجزیره در پاسخ به این پرسش که آیا «توافقنامه چارچوب» به صلح منجر خواهد شد، مینویسد: این یک پرسش دوپهلو است: اسرائیل هم با دولت لبنان و هم با حزبالله در حال جنگ است. درحالیکه اسرائیل و لبنان همسایه هستند، اما از سال ۱۹۴۸، زمانی که اسرائیل در فلسطین تاریخی تشکیل شد، در حالت جنگ بوده و بخشهایی از جنوب لبنان را بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ اشغال کرده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اصرار دارد که «تا زمانی که حزبالله خلع سلاح نشده» توافق فعلی باعث خروج نیروهای اسرائیلی از لبنان نخواهد شد. جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، هم گفت که این توافقنامه «اولین گام در مسیر بازگرداندن حاکمیت لبنان بر تمام قلمرو خود» است. حزب الله اگرچه در مذاکرات واشنگتن حضور نداشت، اما اصرار دارد که اسرائیل باید بدون قید و شرط لبنان را ترک کند و نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، گفت که نباید «هیچ عادیسازی»ای با اسرائیل وجود داشته باشد. وی افزود: موضع حزبالله این است که نمیتوان به اسرائیل اعتماد کرد و اگر ارتش لبنان قادر به جنگ با اسرائیل نباشد، باید سلاحهای خود را برای جنگ با اسرائیل نگه دارد. توافقنامه چارچوب شامل بندی است که بیان میکند اسرائیل «اعلام میکند که هیچ جاهطلبی ارضی در اسرائیل ندارد.» «اورن لیبرمن» و «شان لینگاس» هم در گزارشی برای سیانان نوشتند، اسرائیل در حال بررسی عقبنشینیهای «نمادین» از سرزمینهای اشغالی در جنوب لبنان است.
ارتش اسرائیل اعلام کرد که نیروهای خود را «موقتا» در لبنان کاهش خواهد داد؛ اما در بیانیهای که به سیانان ارائه شد، هیچ اشارهای به عقبنشینی از این سرزمینها نشده بود. یک روز پیش از آن، وزیر جنگ اسرائیل گفته بود که ارتش اسرائیل حتی با درخواست ایالات متحده نیز از لبنان عقبنشینی نخواهد کرد. نتانیاهو این توافقنامه را یک پیروزی بزرگ برای اسرائیل توصیف کرد که به این رژیم اجازه میدهد در بیشتر سرزمینهای اشغالی خود در جنوب لبنان باقی بماند و تا زمانی که حزبالله خلع سلاح نشده است، آن را حفظ کند.
اهمیت لبنان برای ایران
اگرچه نتانیاهو میگوید جبهه لبنان ارتباطی با ایران ندارد، اما پرسش اصلی همین است. اساسا لبنان چه اهمیتی برای ایران دارد؟ دکتر «گیل فیلر» بر این باور است که لبنان جایگاهی منحصر به فرد و بسیار استراتژیک در سیاست منطقهای ایران دارد. اهمیت لبنان در درجه اول با نقش این کشور بهعنوان خانه حزبالله، یکی از تاثیرگذارترین بازیگران غیردولتی در خاورمیانه و مسلما مهمترین متحد منطقهای ایران، توضیح داده میشود. در طول جنگ داخلی لبنان و پس از حمله اسرائیل به این کشور در سال ۱۹۸۲، ایران به تاسیس و حمایت از حزبالله کمک کرد. با گذشت زمان، حزبالله از یک جنبش کوچک شبهنظامی به یک نیروی سیاسی و نظامی بزرگ در لبنان تبدیل شد.
برای ایران، حزبالله چندین کارکرد استراتژیک دارد. اول، این گروه یک عامل بازدارنده قدرتمند در برابر اسرائیل برای ایران محسوب میشود. کارگزاران ایرانی قابلیت نظامی حزب الله را یک جزء حیاتی از استراتژی امنیتی گستردهتر خود میبینند. دوم، لبنان به ایران امکان نفوذ در سواحل مدیترانه را میدهد. از نظر جغرافیایی، ایران توسط چندین کشور از جمله عراق و سوریه از مدیترانه جدا شده است. ایران از طریق اتحاد خود با دولتها و بازیگران غیردولتی در این کریدور، به دنبال ایجاد چیزی بوده است که بسیاری از تحلیلگران آن را «پل زمینی» توصیف میکنند که از ایران تا مدیترانه امتداد دارد. لبنان نقطه پایانی و غربی این شبکه استراتژیک است. سوم، لبنان اعتبار منطقهای ایران را افزایش میدهد. در نگاه کارگزاران ایرانی، حمایت از حزبالله گواهی بر تعهد ایران به آرمان فلسطین و مقاومت در برابر اسرائیل است. این روایت به ایران کمک کرده تا نفوذ خود را فراتر از مرزهای خود گسترش دهد.
کارگزاران ایرانی همچنین موفقیتهای حزبالله را به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه مدل انقلابی ایران میتواند متحدان قدرتمندی در خارج از کشور ایجاد کند، ارائه میدهند. تحولات منطقهای اخیر، وضعیت را پیچیدهتر کرده است. تشدید تنشها بین اسرائیل و حزبالله، تغییرات در سوریه و تغییر صفبندیهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه، عدم قطعیتهای جدیدی را در مورد آینده شبکه منطقهای ایران ایجاد کرده است. با وجود این، لبنان همچنان ستون اصلی دکترین استراتژیک ایران است. لبنان برای ایران مهم است؛ زیرا عمق استراتژیک، بازدارندگی در برابر اسرائیل، نفوذ منطقهای و مشروعیت ایدئولوژیک را فراهم میکند.
ایران از طریق حزبالله، حضور پایداری در مرز شمالی اسرائیل ایجاد کرده و ابزاری قدرتمند برای اعمال نفوذ در سراسر خاورمیانه به دست آورده است. احتمالا لبنان یکی از مهمترین عرصههای نفوذ ایران در خاورمیانه باقی خواهد ماند. به گفته پروفسور «نعیم سالم» از آکادمی نظامی لبنان، حزبالله قویترین شریک ایدئولوژیک ایران در جهان عرب است. آخرین اخبار حاکی از آن است که با وجود این توافق، اسرائیل عصر روز شنبه، حملاتی را به جنوب لبنان انجام داد.