پایان درگیری با ایران، آغاز جدالهای سیاسی و اقتصادی در واشنگتن؛
صلح پرهزینه برای ترامپ
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمد امین مکرمی: در حالی که تنش میان ایران و آمریکا طی ماههای گذشته به یکی از مهمترین بحرانهای ژئوپلیتیک جهان تبدیل شده بود، توافق اخیر میان دو کشور میتواند نقطه عطفی در کاهش درگیریها و بازگشت ثبات نسبی به منطقه باشد. این توافق که پس از ماهها تنش، حملات متقابل و نگرانی درباره امنیت انرژی جهانی حاصل شده، نه تنها بر معادلات خاورمیانه اثرگذار است، بلکه پیامدهای مهمی برای سیاست داخلی آمریکا و آینده دولت دونالد ترامپ نیز به همراه دارد.
ترامپ که در آغاز درگیریها مواضعی تهاجمی در قبال ایران اتخاذ کرده بود، اکنون تلاش میکند توافق جدید را به عنوان یک موفقیت سیاسی و دیپلماتیک معرفی کند. با این حال، شرایط داخلی آمریکا نشان میدهد که پایان نسبی بحران لزوما به معنای پایان هزینههای سیاسی آن نیست. افزایش قیمت انرژی، رشد تورم و اختلافنظرهای گسترده در داخل حزب جمهوریخواه باعث شده است که این پرونده به یکی از چالشهای اصلی دولت آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای تبدیل شود.
به نوشته فایننشال تایمز، ترامپ در هفتههای اخیر میان ادامه فشارهای نظامی و حرکت به سمت توافق دیپلماتیک مردد بود. اما در نهایت شرایط سیاسی و اقتصادی آمریکا، گزینه مصالحه را به انتخابی کمهزینهتر تبدیل کرد. هرچند رئیسجمهور آمریکا تلاش دارد توافق را به عنوان دستاوردی مهم معرفی کند، اما منتقدان معتقدند نتیجه نهایی فاصله قابل توجهی با اهداف اولیهای دارد که کاخ سفید در ابتدای بحران مطرح میکرد.
یکی از مهمترین عوامل موثر بر این تغییر رویکرد، واکنش افکار عمومی آمریکا بود. برخلاف برخی بحرانهای خارجی گذشته، بخش بزرگی از شهروندان آمریکایی از گسترش درگیری با ایران حمایت نکردند. افزایش هزینههای زندگی و رشد قیمت سوخت، باعث شد بسیاری از رایدهندگان پیامدهای اقتصادی جنگ را بیش از اهداف ژئوپلیتیک آن ارزیابی کنند. در چنین فضایی، ادامه تنش میتوانست به بهای کاهش بیشتر محبوبیت دولت تمام شود.
همزمان، شکافهای درون حزب جمهوریخواه نیز آشکارتر شد. بخشی از جمهوریخواهان که بر شعار «اول آمریکا» و پرهیز از جنگهای جدید تاکید دارند، از ورود به یک درگیری گسترده در خاورمیانه ناراضی بودند. در مقابل، جناحهای تندروتر معتقد بودند فشارها بر ایران باید تا دستیابی به امتیازات بیشتر ادامه پیدا کند. توافق اخیر اگرچه ممکن است از شدت این اختلافات بکاهد، اما نتوانسته همه منتقدان را قانع کند.
از منظر اقتصادی نیز تحولات ماههای اخیر برای دولت آمریکا هزینهساز بوده است. افزایش نااطمینانی در بازارهای جهانی انرژی موجب رشد قیمت نفت و فرآوردههای نفتی شد و به فشارهای تورمی دامن زد. نرخ تورم آمریکا که در ماههای گذشته روندی کاهشی پیدا کرده بود، بار دیگر با افزایش روبهرو شد. همچنین هزینههای تامین مالی و نرخ بازده اوراق خزانهداری نیز رشد کرد؛ عواملی که برای دولت ترامپ و برنامههای اقتصادی آن خبر خوشایندی محسوب نمیشود.
با این حال، اگر توافق کنونی پایدار بماند، میتواند زمینه را برای کاهش تدریجی تنشها در بازارهای جهانی فراهم کند. بازگشت آرامش به مسیرهای انرژی در خلیج فارس و افزایش اطمینان فعالان اقتصادی، احتمالا به تعدیل بخشی از فشارهای قیمتی کمک خواهد کرد. البته بسیاری از تحلیلگران معتقدند آثار اقتصادی بحران به سرعت از بین نخواهد رفت و بازارها برای بازگشت کامل به شرایط عادی به زمان نیاز دارند.
در سوی دیگر، ایران نیز از کاهش تنشها سود خواهد برد. هرچند مسائل مهمی همچون پرونده هستهای و تحریمها همچنان در دستور کار مذاکرات آینده قرار دارند، اما کاهش احتمال درگیری نظامی میتواند فضای مناسبتری برای پیگیری راهحلهای دیپلماتیک فراهم کند. در واقع، توافق اخیر بیش از آنکه پایان یک اختلاف باشد، آغاز مرحلهای جدید از گفتوگوها و آزمون متقابل اعتماد میان دو طرف به شمار میرود.
موفقیت یا شکست این توافق نه تنها بر آینده روابط ایران و آمریکا، بلکه بر موقعیت سیاسی ترامپ و چشمانداز اقتصاد جهانی نیز تاثیر خواهد گذاشت. آنچه امروز حاصل شده، بیش از هر چیز فرصتی برای مهار بحران و جلوگیری از تشدید بیثباتی در منطقهای است که همچنان نقشی کلیدی در امنیت انرژی جهان ایفا میکند./